رشد کودکان
اهميت دوره دوم کودکي از جهات زير است:
1- رشد سريع زبان و توانايي هاي ذهني
2- آغاز تقسيم بندي جنسي
3- همانند سازي با الگوهاي والدين
4- ظهور فراخود يا وجدان
5- شروع رفتارهاي دفاعي براي مقابله با موقعيت هاي اضطراب آور و مخاطره انگيز
ابعاد مختلف رشد و تحول
الف) رشد جسماني
افزايش سريع اندازه بدن که در نوباوگي صورت گرفت، دراوايل کودکي به تدريج کاهش مي يابد. کودکان هر سال به طور متوسط 2 کيلو و 300 گرم وزن کسب مي کنند و قد آنها 5 تا 8 سانتي متر افزايش مي يابد. (پسرها اندکي از دخترها بزرگتر هستند) در دو سالگي يک کودک پسرطبيعي قامتش حدود 86/99 و وزنش 12/57، در سه سالگي قامتش حدود 98/52 سانتيمتر و وزنش در حدود 14/60 کيلوگرم است. يک طفل دختر طبيعي نيز در همين حدود (اندکي کمتر) مي باشد. در اين دوره رشد سر کمتر و رشد ساير اعضا» بدن بيشتر است. شکم برآمدگي نشان مي دهد ولي در حدود شش سالگي تناسب اندام شبيه بزرگسالي مي شود. دخترها معمولا چربي بدني بيشتر دارند و در پسرها ماهيچه ها رشد زيادتري نشان مي دهد. همراه با تغيير در تناسب اعضا» بدن، دستگاه عصبي و استخوان بندي و ماهيچه ها نيز کامل تر مي شوند. غضروف ها استخواني شده، اندازه و تعداد استخوان هاي بدن افزايش يافته و سخت تر مي گردند. بين دو تا سه سالگي دندان هاي شيري طفل معمولا تکميل شده و مي تواند از غذاي بزرگسال استفاده کند. ساير تغييرات فيزيولوژيکي نيز در جهت ايجاد مقاومت بيشتر طفل بوجود مي آيند و او را براي فعاليت هاي جسماني دشوارتر آماده مي سازند. تنفس عميق تر و آرام تر شده، دفعات طپش قلب نيز منظم تر گرديده فشار خون بتدريج افزايش مي يابد.
رشد دستگاه عصبي سريع است. در سه سال اول زندگي مغز رشد مي کند و شبکه عصبي (اعصاب) به سرعت پيچيده تر شده و در نتيجه يادگيري انواع رفتارها و مهارت ها براي کودک ممکن مي شود.
رشد جمجمه در اين دوره، از رشد ساير اعضاي بدن کندتر است و به اين ترتيب تناسب سر و تنه به نسبت هاي بزرگسالي نزديک مي شود; ولي در پايان اين دوره حجم مغز تقريبا اندازه حجم مغز افراد بالغ است; يعني در پنج سالگي مغز کودک حدود 75 درصد وزن بزرگسالي و در شش سالگي نزديک به 90 درصد آن است. با ادامه ميلين دار شدن و کاهش سيناپسي رشته هاي عصبي، کودکان پيش دبستاني در انواع مهارتها نظير هماهنگي جسماني، ادراک، توجه، حافظه، زبان، تفکرمنطقي و تخيل پيشرفت مي کنند.
همانطور که مي دانيد قشر مخ از دو نيمکره تشکيل شده است. اندازه گيري فعاليت برقي مغز نشان مي دهد که نيمکره ها با سرعت متفاوتي رشد مي کنند. نيمکره چپ در اغلب کودکان، بين 3 تا 6 سالگي جهش رشدي چشمگيري دارد و بعد وضعيت ثابتي به خود مي گيرد. در مقابل، فعاليت در نيمکره راست، در اوايل و اواسط کودکي به کندي افزايش مي يابد و بين 8 تا 10 سالگي، جهش کمي دارد.
بررسيهايي که درباره تحول حافظه کودک به عمل آمده اند نشان مي دهند که در اين سطح بازشناسي در کودک خوب ولي يادآوري از تحول کمتري برخوردار است.
در اين دوره، رشد استخوان ها ادامه مي يابد و حرکات بدني برخلاف دو سال اول با مهارت انجام مي شود.
رشد دستگاه عصبي- عضلاني کودک، زمينه را براي مهارت هاي بيشتر حرکتي فراهم مي کند.
در دو سالگي به خوبي مي دود، کم تر زمين مي خورد، از پله ها بالا مي رود، بسيار فعال و سر زنده و بانشاط است.
درسه سالگي ضمن دويدن، کودک مي تواند موانع موجود بر سر راه خود را دور بزند، اسباب بازي هاي بزرگ را هل بدهد،مدتي سه چرخه سواري کند، چهار زانو بنشيند، با قيچي چيزي را از کاغذ ببرد.
در چهار سالگي مي تواند مدتي طولاني روي صندلي بنشيند، لي لي بازي کند، لباس خود را بپوشد، بند کفش خود را ببندد.
در پنج سالگي داراي تعادل کلي است حرکاتش از تکامل بيشتري برخوردار است. مي توان گفت در اين سن مانند بزرگسالان عمل مي کند. به اعمالي چون شانه کردن مو و مسواک زدن دندان ها مي پردازد.
در شش سالگي فعاليت و جنب و جوش بيشتري پيدامي کند.
رشد جسمي سريع، کودک رابراي تجربه و يادگيري بيشتر آماده مي کند و بتدريج که بزرگ تر مي شود به شبکه پيچيده تري از تجارب دست مي يابد; از حواس خود هر چه بيشتر استفاده مي کندو با کمک راه رفتن با محيطي گسترده و متنوع روبرو مي شود.
ب) رشد مهارت هاي ادراکي
در نتيجه تحقيقات و بررسي ها، روانشناسان، جهت هاي اصلي تکامل مهارت هاي ادراکي را در دوره دوم کودکي بشرح زير گزارش مي کنند:
1- دقت و مجزا کردن بيشتر محرک هاي بينايي: با پيشرفت سن مشاهده کودک ودرک محيطي او تغيير مي کند. کودک دقت بيشتري در تشخيص شباهت ها و تفاوت هاي محرک هاي فيزيکي نشان مي دهد. توانايي کاربرد کلام نيز اين امکان را بيشتر مي کند. فرضا يک کودک پنج ساله مي تواند وسايل آشپز خانه را نام برده به هر کدام به نحو مناسبي پاسخ دهد در حالي که براي طفل دو ساله چنين کيفيتي وجود نداردو بدين ترتيب با ازدياد سن، توانايي تشخيص شباهت ها و تفاوت هاي محرک ها افزايش مي يابد.ادامه دارد