تنگی عروق کرونر شایعترین بیماری قلبی

تنگی عروق کرونر شایعترین بیماری قلبی در کشور است .


 دکتر بهروز متحدی عضو هیئت علمی گروه جراجی قلب و عروق دانشگاه علوم پزشکی مشهد  با اشاره به اینکه بیش از 85 درصد از عمل های جراحی حوزه قلب و عروق به دلیل ابتلا به بیماری  آترواسکلروز (تنگی عروق کرونر) انجام می شود، اظهار داشت: این بیماری به علت تجمع  غیر طبیعی لیپید ، مواد چربی و بافت چربی در جدار رگ ایجاد و موجب  بلوکاژ ، تنگی رگ و کاهش جریان خون به عضله قلب می شود.


این فوق تخصص جراحی قلب و عروق مذکر بودن ، سابقه ژنتیکی ، افزایش چربی خون ، استعمال دخانیات ، افزایش فشار خون ، کاهش سطح کلسترول HDL،چاقی مفرط  را از جمله علل ابتلاء به بیماری تنگی عروق کرونر برشمرد و خاطر نشان کرد : کنترل منظم فشار خون ، قند و چربی ، کنترل بیماری دیابت در صورت ابتلاء ، قطع استعمال دخانیات ، ورزش های منظم ، رژیم غذایی مناسب و کاهش مصرف غذاهای آماده (فست فود) از راهکارهای پیشگیری از این بیماری است .


استادیار گروه جراحی قلب و عروق دانشگاه علوم پزشکی مشهد درد، تنگی نفس، احساس فشار در قفسه سینه را از نشانه های ابتلاء به این بیماری عنوان کرد و گفت : افراد در صورت بروز این نشانه ها باید برای تشخیص به پزشکان متخصص مراجعه کنند .
وی افزود:برای درمان بیماری  تنگی عروق کرونر (آترواسکلورز)با توجه به وسعت بیماری ، میزان تنگی ، وضع و سن بیمار از روشهای دارو درمانی ، آنژیوپلاستی (بالن ) و جراحی استفاده می شود.تنگی عروق کرونر شایعترین بیماری قلبی در کشور است .


به گزارش وب دا، دکتر بهروز متحدی عضو هیئت علمی گروه جراجی قلب و عروق دانشگاه علوم پزشکی مشهد  با اشاره به اینکه بیش از 85 درصد از عمل های جراحی حوزه قلب و عروق به دلیل ابتلا به بیماری  آترواسکلروز (تنگی عروق کرونر) انجام می شود، اظهار داشت: این بیماری به علت تجمع  غیر طبیعی لیپید ، مواد چربی و بافت چربی در جدار رگ ایجاد و موجب  بلوکاژ ، تنگی رگ و کاهش جریان خون به عضله قلب می شود.


این فوق تخصص جراحی قلب و عروق مذکر بودن ، سابقه ژنتیکی ، افزایش چربی خون ، استعمال دخانیات ، افزایش فشار خون ، کاهش سطح کلسترول HDL،چاقی مفرط  را از جمله علل ابتلاء به بیماری تنگی عروق کرونر برشمرد و خاطر نشان کرد : کنترل منظم فشار خون ، قند و چربی ، کنترل بیماری دیابت در صورت ابتلاء ، قطع استعمال دخانیات ، ورزش های منظم ، رژیم غذایی مناسب و کاهش مصرف غذاهای آماده (فست فود) از راهکارهای پیشگیری از این بیماری است .


استادیار گروه جراحی قلب و عروق دانشگاه علوم پزشکی مشهد درد، تنگی نفس، احساس فشار در قفسه سینه را از نشانه های ابتلاء به این بیماری عنوان کرد و گفت : افراد در صورت بروز این نشانه ها باید برای تشخیص به پزشکان متخصص مراجعه کنند .
وی افزود:برای درمان بیماری  تنگی عروق کرونر (آترواسکلورز)با توجه به وسعت بیماری ، میزان تنگی ، وضع و سن بیمار از روشهای دارو درمانی ، آنژیوپلاستی (بالن ) و جراحی استفاده می شود.

كشيدن دندان

يكي از نگراني‌هاي اين بيماران كشيدن دندان در ارتودنسي است. بحث كشيدن يا نكشيدن دندان براي اهداف ارتودنسي بحث امروز متخصصان و بيماران ارتودنسي نيست. اين مساله در 100 سال گذشته مورد بحث بوده به طوري كه در آغاز ابداع دستگاه‌هاي ارتودنسي مشابه دستگاه‌هاي امروزي هيچ دنداني كشيده نمي‌شد.

نتيجه درمان‌هاي اين دوره برگشتن ناهنجاري تعداد زيادي از بيماران بود. با بررسي درمان‌هاي اين افراد و درمان مجدد آنها همراه با كشيدن دندان مشخص شد كه عامل بسياري از درمان‌هاي ناموفق كمبود فضا و عدم هماهنگي اندازه دندان‌ها با اندازه استخوان در برگيرنده دندان‌هاست.

با مشخص شدن نتايج فوق در اواسط قرن قبل، متخصصان ارتودنسي گرايش زيادتري براي كشيدن دندان ‌ طي درمان ارتودنسي پيدا كردند. با بررسي مجدد نتايج درماني اين گروه از بيماران و جمع‌بندي تحقيقات ديدگاه متعادل‌تري در ارتباط با كشيدن و نكشيدن دندان ايجاد شد.

در ارتودنسي پيشرفته امروزي چندين عامل باعث شده است تا متخصصان ارتودنسي تا حد امكان از كشيدن دندان دوري كنند. يكي از عواملي كه امروزه در ارزيابي زيبايي افراد، مورد توجه متخصصان ارتودنسي است ميزان ديده شدن دندان‌ها و لثه‌ها هنگام صحبت كردن و خنديدن است به طوري كه ديده شدن مناسب دندان‌ها و حاشيه لثه علاوه بر زيبايي باعث جوان‌تر نشان دادن فرد مي‌شود.

با توجه به تمايلات امروزي مردم درخصوص داشتن لبخند‌هاي زيبا و ديده شدن زيادتر دندان‌ها هنگام لبخند و همچنين آگاهي مردم و مراجعات زودتر در كودكان، پيشرفت‌هاي سريع و گسترده در ساخت، نوع مواد، به‌كارگيري آلياژهاي حافظه‌دار، وجود وسايل هوشمند جديد و همچنين استفاده از پيچ‌هاي داخل استخواني (ميني اسكرو) تمايل به كشيدن دندان كم شده است.

پيشرفت‌هاي موجود تنها در صورتي قادر به درمان صحيح و كامل بيمار است كه با صلاحيت و مهارت فرد درمان‌كننده همراه شده باشد. با توجه به ظريف بودن نحوه عمل اين دستگاه‌ها خطا در نحوه استفاده و ناكافي بودن مهارت فرد درمان‌كننده مي‌تواند خسارت غيرقابل جبران به بار آورد.

متخصصان ارتودنسي با فراگيري آموزش‌هاي پايه در دوران 3 تا 4 ساله تخصص و با به روز كردن اين اطلاعات با شركت در دوره‌هاي آموزشي انجمن ارتودنتيست‌هاي ايران و ساير نقاط جهان افراد با‌صلاحيت هستند. اگر فرد درمان‌كننده مهارت كافي نداشته باشد كشيدن يا نكشيدن دندان و نوع دستگاه و مزاياي روش‌هاي درماني تفاوت قابل ملاحظه‌اي ايجاد نمي‌كند. به عبارتي اين مهارت فرد درمان‌كننده و استفاده بجا از اين وسايل است كه بيمار را درمان مي‌كند.

دندان درد

به‌نظر می‌رسد دندان‌درد نیز مانند گوش‌درد و درد زایمان معمولاً درست هنگامی اتفاق می‌افتد که داروخانه‌داران و دندانپزشکان سرکار خود نیستند.
دندان‌درد می‌تواند در اثر آسیب دندان‌ها، عفونت بین لثه‌ها و دندان‌ها آبسه ریشه دندان (حفره‌ای که در آن چرک وجود دارد و به‌وسیله بافت ملتهب احاطه شده است) به‌علت توسعه پوسیدگی دندان (حتی پرشده) به داخل قسمت مرکزی دندان اتفاق بیفتد.
● علائم و نشانه‌ها
علت دندان‌درد در صورتی‌که لثه نزدیک دندان، قرمز، متورم و دردناک باشد و یا اینکه حفره قابل دیدن باشد، واضح است. اگر به کانون درد مشکوک بودید، ضربه زدن آرام با دسته یک قاشق موجب درد شدید در دندان درگیر می‌شود.
● مراقبت خانگی
درد دندان با آسپیرین یا استامینوفن بهتر می‌شود. قرار دادن یک کیسه یخ روی فک نیز می‌تواند درد را تسکین دهد. گرما ممکن است دندان‌درد را بدتر بکند بعد از انجام این موارد با دندانپزشک خود تماس بگیرید.
پیشگیری، عمده‌ترین قسمت درمان خانگی است. کودک باید بعد از دو تا سه سالگی، مرتباً توسط دندانپزشک معاینه شود. کودک باید دندانش را حداقل یک بار در روز مسواک کند. از سنین نوجوانی فلوراید باید هر روز مصرف شود. اگر در ناحیه‌ای زندگی می‌کنید که، فلوراید به آب اضافه نشده است. مصرف مکمل‌های فلوراید الزامی است. بدین‌منظور با پزشک یا دندانپزشک خود صحبت کنید.
● موارد احتیاط
- از گرما برای تسکین دندان‌درد استفاده نکنید.
- کودک را مرتباً نزد دندانپزشک ببرید، تا جلو موقعیت‌های اورژانس گرفته شود.
- هیچ‌گاه آسپیرین را مستقیماً روی محل دندان‌درد نگذارید. زیرا این عمل می‌تواند موجب سوزش شیمیائی شود.
● درمان پزشکی
مسکن و در صورت وجود عفونت، آنتی‌بیوتیک تجویز خواهد شد. درمان دندان بر عهده دندانپزشک است.

چه غذاهايي سلامتي كودك را تهديد مي كند

● امکان خفه شدن با مواد غذایی
▪ دندان های کودک تا سن ۴ سالگی قادر نیست، مواد غذایی را کاملاً خرد کند، بنابراین مواد غذایی کوچک یا سفت را که جویدن آنها مشکل است به کودک ندهید ، زیرا ممکن است باعث خفگی او شوند. بسیاری از غذاها می توانند باعث خفه شدن کودک شوند، مگر اینکه شکل و ترکیب آنها را تغییر دهید. مثلاً کره بادام زمینی به تنهایی باعث خفگی خواهد شد، ولی مخلوط کردن آن با شیر و یا مالیدن آن بر روی تکه ای نان تُست نه نان معمولی ( که باعث می شود کودک خوب آن را بجَوَد ) امکان خفگی را کاهش می دهد.
▪ سوسیس، حبه های انگور و سایر میوه ها و سبزی های خام بایستی به تکه های خیلی کوچک تقسیم شوند. تکه های گرد سوسیس ، هویج و حبه های انگور به علت گرد بودن به راحتی باعث خفگی می شوند.
▪ کودک در هنگام غذاخوردن باید بنشیند، راه نرود یا ندود.
▪ همیشه هنگام غذاخوردن کودک، کنار او باشید، چون در هنگام خفه شدن، کودک نمی تواند شما را صدا کند.
مواد غذایی زیر باعث خفگی می شوند، مگر اینکه شکل آنها را تغییر دهید :
۱) سوسیس
۲) تکه های بزرگ گوشت
۳) ماهی استخوان دار
۴) کره بادام زمینی
۵) آجیل
۶) میوه های سفت مثل سیب خام
۷) حبه های انگور
۸) سبزیجات سفت مثل هویج
۹) حبوبات
۱۰) آب نبات های سفت یا کوچک
۱۱) آدامس
۱۲) ذرت بو داده
● خرابی و پوسیدگی دندان ها
غذاهای کربوهیدرات دار ( شیرین ) که به سطح دندان می چسبند ، به راحتی باعث پوسیدگی دندان می شوند. کودک بعد از مصرف اینگونه غذاها باید دهان خود را با آب بشوید یا دندان های خود را مسواک کند تا امکان خرابی دندان کاهش یابد. نگذارید کودکتان مُدام چیزی بخورد یا نوشیدنی شیرین بنوشد تا زمان تماس مواد غذایی با دندان ها کاهش پیدا کند. برای جلوگیری از پوسیدگی دندان، کودک بایستی مواد فلوراید دار استفاده کند. از ۶ ماهگی تا ۶ سالگی، اگر آب محل زندگی کودک کمتر از ۳/۰ PPM فلوراید دارد، باید یک محلول فلوراید دار اضافی مصرف کند.

● یبوست
این مشکل در بین کودکان شایع است. اگر رژیم غذایی کودک دارای فیبر کافی متناسب با سن او باشد، از یبوست جلوگیری می شود. به همراه فیبر غذایی ، باید به مقدار کافی آب و مایعات نیز مصرف شود.
تعدادی از مواد غذایی که برای رفع یبوست مناسب هستند شامل :
▪ آلوی پخته
▪ انجیر تازه یا خیسانده در شیر یا به شکل کمپوت و مربای انجیر
▪ خاکشیر
▪ گلابی با پوست
▪ آناناس
▪ انواع برگه میوه ها مثل خیسانده برگه هلو یا زردآلو
▪ خشکبار مثل انجیر خشک ، آلوی خشک و کشمش
▪ آب پرتقال
▪ انگور
▪ تمشک
▪ طالبی
▪ روغن زیتون
▪ پیاز پخته
▪ تره
▪ چغندر
▪ گوجه فرنگی
▪ شاه توت رسیده
▪ توت فرنگی
▪ خربزه
▪ خوردن سیب با پوست به هنگام خواب و خوب جویدن آن
▪ نان سبوس دار و حبوبات مخصوصاً لوبیا.
● چاقی
کاهش وزن در کودکان چاق ۲ تا ۷ ساله توصیه نمی شود، زیرا کودک برای رشد و تکامل طبیعی نیاز به دریافت کافی مواد مغذی دارد و در صورت کم خوری ممکن است دچار کمبود مواد مغذی شود. اگر کودک دچار اضافه وزن است، بایستی در همان وزن باقی بماند تا به اندازه کافی قدش رشد کند و بعد از اِتمام دوران بلوغ رژیم بگیرد. فعالیت بدنی کم، اصلی ترین عامل بروز چاقی در کودکان است. روزانه حداقل ۶۰ دقیقه تحرک بدنی برای کودک لازم می باشد.
برای جلوگیری از چاقی :
▪ کودک نباید پرخوری کند.
▪ کودک خود را وادار به غذا خوردن نکنید.
▪ وعده های غذایی و میان وعده ها را سرساعت معین در هر روز به او بدهید.
▪ مقدار کافی و مناسب از واحدهای غذایی را مصرف کنید.
▪ میان وعده ها را با دقت تمام انتخاب کنید تا پرکالری و فاقد ارزش غذایی نباشند.
▪ مصرف آب میوه ها را کاهش دهید، زیرا هر چند که دارای مواد مغذی هستند، کالری زیادی نیز دارند.
▪ به عنوان جایزه به کودکتان مواد خوراکی پُرکالری ندهید.
▪ کودک خود را تشویق کنید تا روزانه فعالیت بدنی داشته باشند.
▪ سعی کنید بچه ها کمتر وقت خود را صرف تماشای تلویزیون و بازی با کامپیوتر کنند.
● مشارکت کودکان در انجام کارها
بچه ها دوست دارند مفید واقع شوند و والدین خود را خشنود کنند. از این فرصت می توانید استفاده کنید و به کودک خود در مورد نحوه انتخاب صحیح غذاها و مشارکت آنها در تهیه و پخت غذاهای ساده آموزش دهید. کودک از سن دو سالگی به بعد می تواند در آماده کردن غذا به شما کمک کند و به راحتی غذاهای نرم را با چاقو ببُرَد. وقتی علاقه و توانایی او افزایش یافت، در خرید و تهیه غذا بیشتر شرکت خواهد کرد.همچنین می تواند در چیدن غذا بر سر سفره، جمع کردن آن و تمیز کردن سفره کمک کند. کودک با انجام این کارها علاقه بیشتری به خوردن غذا پیدا خواهد کرد. البته این کار نیاز به صبر و حوصله فراوان و صرف وقت زیادی دارد.
اگر دوست دارید کودکتان در تهیه و آماده سازی غذا به شما کمک کند، موارد زیر را در نظر داشته باشید :
▪ بر روی تمام کارهای آنها نظارت کنید.
▪ وسایل مورد نیاز او را فراهم کنید و وقت کافی برای آن صرف کنید.
▪ قبل از شروع کار، به کودک خود نکات لازم را یاد آوری کنید.
▪ با توجه به توانایی کودک ، به او کاری دهید.
▪ شستن و تمیز کردن وسایل ومواد غذایی را نیز به عنوان بخشی از کار به او یاد دهید.
 

ترس در مراحل مختلف سني

شیرخواران :

- شیرخواران موجودات بی‌یاوری هستند که به امنیت و مصونیت زیاد نیازمندند.

اگر آنها را تنها رها کنیم، باعث به‌وجود آمدن ترس‌های مرگ‌باری در آنان شده‌ایم. از طریق تماس بدنی نزدیک و علاقه ی سرشار از عشق والدین، اعتماد و اطمینان محکمی در آنها نسبت به والدین، پدید می‌آید.



هشت ماهگی :

- کودکان از هشت ماهگی شروع به کم‌رویی و غریبی با محیط‌های بیگانه می‌کنند. آنها به یک باره از هر چیزی که برایشان ناشناس و غریبه باشد، وحشت می‌کنند. به علت نداشتن تجربه در معاشرت و ارتباط با افراد ناآشنا، هنوز نمی‌توانند ارزیابی کنند که چه‌چیزی واقعا خطرناک است.



در مرحله چهار دست و پا رفتن :

- کودک در مرحله چهار دست و پا رفتن به سرعت، توانایی‌های جدیدی کسب می‌کند. او فعالیت‌های حرکتی خود را گسترش داده و در عین حال چیزهای بسیاری را هوشیارانه حس و درک می‌کند. البته قادر به فهم صحیح تمام چیزهایی که می‌بیند یا می‌شنود، نیست. از این‌رو ترس شدیدا در او گسترش می‌یابد.



دو سالگی :

- کودک از سن دو سالگی خود را به عنوان یک شخصیت مستقل تجربه کرده و «منیت» خویش را کشف می‌کند.

گاهی برای والدین این موضوع، شروع زمانی سخت و دشوار به حساب می‌آید. کودکان امتحان می‌کنند که چگونه می‌توانند به مقصود خویش رسیده و حرف خود را به کرسی بنشانند. آنها مرتبا بین خواسته‌های خود و اشتیاق به داشتن صمیمت والدین خویش ، در تکاپو و نوسان می‌باشند.



بهتر است مرتب به این موضوع فکر کنید که هر چه از رشد و تکامل کودک خویش در سال‌های اولیه زندگی او حمایت کنید، برای شکوفایی لیاقتش به او موقعیت دهید و کارهای موفق او را تحسین کنید، کودک به مراتب بیشتر و بهتر نقاط ضعف و قوت خود را خواهد شناخت.در این مرحله بسیار مهم است که با گذاشتن خویش به‌جای کودک خود و با درک احساس او، در زندگی و آزاد گذاردن او اعتدال را رعایت کنید.


کودکان سنین پیش‌دبستانی :

- خردسالان و کودکان سنین پیش‌دبستانی تحت‌تاثیر ترس‌های زیادی قرار می‌گیرند. ترس جدایی از پدر و مادر، ترس از رعد و برق، تاریکی و هیولا.

آنها برای درک بهتر و هوشیارتر از دنیای خارج به افکار خود بسنده می‌کنند و برای چیزهایی که متوجه آن نمی‌شوند، مجبور می‌شوند توضیحات جادویی و فضایی و... بدهند. در این مرحله، اشیایی مانند جارو برقی می‌توانند برای آنها ایجاد ترس کند.

در تصور کودکان این اشیاء بی‌جان، زندگی دارند و می‌توانند تاثیر تهدیدکننده و خطرناکی داشته باشند. هم‌چنین موجودات تخیلی مانند هیولا، در ذهن کودکان به یک پدیده واقعی مبدل می‌گردند.



کودکان دبستانی :

- در مهد کودک و مدرسه از کودک انتظارات و توقعات جدیدی می‌رود. ترس‌های کودک اغلب در ارتباط با موقعیت‌های اجتماعی است.

کودک باید با دیگران برخورد داشته باشد، بتواند با زندگی گروهی کنار آمده و درگیری نداشته باشد و در مدرسه تقاضاهایش را درست مطرح نماید. ترس روزافزون از شکست‌ها و ناکامی‌ها، افکار کودک را مشغول می‌سازد. او خودش را با دیگران مقایسه کرده و با خود حساب می‌کند که آیا بهتر از دیگران می‌تواند کاری را انجام دهد یا بدتر از آنها.

واریس - روشهای پیشگیری و درمان

واریس بیماری است كه در طی آن دیواره ی وریدها(سیاهرگ ها) دچار تورم و برآمدگی پیاز مانند می‌شوند. این مشكل به طور عمده در دیواره ی وریدهای قسمت تحتانی ساق پا دیده می‌شود. هر ورید یا سیاه‌رگ دارای دریچه‌های كنترل كننده جریان خون است. واریس هنگامی ‌رخ می‌دهد كه این دریچه‌ها دچار نارسایی شده باشند و به فعالیت طبیعی خود ادامه ندهند. یكی از علل به وجود آورنده این حالت، فشارهای درون لوله گوارشی مثلا به دلیل ابتلا به یبوست است. بعضی از سیاه‌رگ‌های واریسی به طور عمیقی درون ساق پا قرار داشته و قابل مشاهده نیستند.

واریس هنگامی ‌رخ می‌دهد كه این دریچه‌های كنترل كننده جریان خون در سیاهرگ، دچار نارسایی شده باشند و به فعالیت طبیعی خود ادامه ندهند. در نتیجه دیواره ی وریدها(سیاهرگ ها) دچار تورم و برآمدگی پیاز مانند می‌شوند.

واریس می‌تواند منجر به كاهش تامین مواد مغذی برای پوست و ماهیچه شود و در نتیجه قانقاریا و زخم ایجاد كند.

علامت اصلی این بیماری درد و تورم خفیف در قوزك پا و بد منظره شدن ناحیه مبتلا به واریس است. برخی مواقع نیز هیچ علامتی مشاهده نمی‌شود.

روش‌های درمانی شامل پوشیدن جوراب‌های محكم مخصوص واریس و نشستن در حالتی است كه پاها در سطحی بالاتر از قلب قرار داشته باشند (به طور مثال قرار دادن پاها بر روی یك صندلی در حالت نشستن و یا دراز كشیدن بر روی زمین). در اغلب موارد برای برطرف كردن مشكل واریس، عمل جراحی مورد نیاز است.

تغذیه در بیماران مبتلا به واریس:

چه غذاهایی مفید هستند؟
برطرف كردن یبوست گام نخست در بهبود این بیماری است. یبوست فشار وارده بر سیاه‌رگ‌های ساق پا را افزایش می‌دهد و منجر به تشكیل واریس می‌شود. رژیم غذایی غنی از فیبر، سبب كاهش یبوست و پیش‌گیری از بروز واریس می‌شود.

روش‌های درمان واریس شامل پوشیدن جوراب‌های محكم مخصوص واریس و نشستن در حالتی است كه پاها در سطحی بالاتر از قلب قرار داشته باشند.در اغلب موارد، عمل جراحی نیز مورد نیاز است.

ـ برای حجیم كردن مدفوع و پیش‌گیری از یبوست، مصرف غلات سبوس دار، نان سبوس‌دار، ماکارونی و برنج توصیه می‌شود. غلات غنی از فیبر نامحلول، مدفوع را حجیم كرده و آب را در خود نگه می‌دارند، در نتیجه مدفوع حاصل، نرم‌تر و بزرگ‌تر بوده و آسان‌تر از دستگاه گوارش عبور می‌كند. بدین ترتیب فشار كمتری به وریدهای پا وارد می‌شود. این نكته حائز اهمیت است كه افزایش دریافت فیبر در رژیم غذایی باید همراه با افزایش دریافت آب، حداقل به میزان 6 لیوان در روز باشد.

ـ سبزیجات دارای برگ سبز و انواع كلم به وسیله تامین فیبر نامحلول به ویژه در طول دوران بارداری اهمیت دارد. چرا كه در این زمان، سطوح بالای هورمون پروژسترون، سبب آهسته كردن انقباضات روده بزرگ می‌شود و احتمال بروز یبوست را افزایش می‌دهد.

ـ مركبات به ویژه پرتقال و گریپ فروت همچنین شاتوت، توت فرنگی، فلفل دلمه ای و انواع سبزیجات دارای برگ سبز تامین كننده ویتامین C هستند. این ویتامین برای حفظ استحكام كلاژن ضروری است. كلاژن ماده‌ای است كه به حفاظت از دیواره رگ‌ها كمك می كند. فقدان ویتامین C در رژیم غذایی منجر به پارگی وریدهای كوچك و بدتر شدن واریس وریدها می‌شود.

از نظر تغذیه ای مهم ترین کارها برای بهبود واریس، برطرف کردن یبوست و کاهش وزن اضافی در افراد چاق است.

ـ مصرف عصاره شاتوت در افراد دچار واریس سبب كاهش نشت دیواره نازك رگ‌های خونی می‌شود. این عصاره دارای آنتی اكسیدان‌هایی به نام آنتوسیانین است. آنتوسیانین‌ به بهبود بافت پیوندی آسیب دیده كمك می‌كند. مصرف میوه شاتوت نیز اثر مشابهی در رفع این مشكل دارد.

- مغزها، دانه ها و ماهی های روغنی حاوی اسید های چرب ضروری هستند كه مصرف مقداری از این غذاها به طور روزانه برای كمك به استحكام دیواره وریدها ضروری است.


از چه غذاهایی باید پرهیز كرد؟
ـ كره، مارگارین، روغن‌ها، كیك، شیرینی، شكلات، پای و بیسكویت سرشار از چربی بوده و تامین كننده مقدار زیادی انرژی هستند كه احتمال افزایش وزن و واریس وریدی را افزایش می‌دهند.

ـ هر غذایی كه به طور تجربی سبب بروز یبوست می‌شود، باید به میزان كمتر یا به طور تركیبی همراه با غذاهای ملین مصرف شود.مهم ترین مواد غذایی ملین شامل آلو ، انجیر و زرشك است.


چند نكته:
ـ كاهش وزن اضافی برای افرادی كه اضافه وزن دارند، ضروری است. افزایش فشار وارده به رگ‌ها در نتیجه حمل چربی اضافی بدن، با افزایش خطر واریس مرتبط است.

ـ ورزش منظم به سوزاندن انرژی اضافی و همچنین درمان واریس كمك می‌كند.


*درمان واريس به کمک ليزر:
به وسيله ليزر نه تنها مي توان رگهاي واريس دردناک را تا حد زيادي بهبود بخشيد ، بلکه مي توان اين رگهاي باريک و ضعيف را دوباره به حالت اوليه بازگرداند. ميليون ها نفر از مبتلايان به واريس از گره هاي قرمز و دردناک در ناحيه پاها رنج مي برند، اين افراد امروزه مي توانند اميدوار باشند که از طريق ليزردرماني رگهاي واريسي و حتي رگهاي مستعد ابتلا به واريس ، درمان خواهند شد.
 -

علت خواب رفتگي دست و پا

بیشتر موارد حس سوزش و سوزن سوزن شدن در هنگامی که اندام ها بی حس شده است، علامتی بی خطر است و نشان دهنده این حالت است که عصبی در این ناحیه تحت فشار است ودر صورت تغییر وضعیت طی چند دقیقه عصب به حالت طبیعی برمی گردد.

از دیگر دلایل بی حسی اندام ها افزایش تهویه تنفسی است که در شرایط اضطراب آور ایجاد شده ولی در مواردی که بی حسی ناگهانی و غیر قابل توجیه روی می دهد ممکن است، علامتی از یک بیماری جدی باشد که می بایست تحت بررسی های دقیق قرار گیرد.

از علل جدی بی حسی می توان به نقص جریان خون ، روماتیسم مفصلی ، اسکلروز مولتیپل ، دیابت و سندرم تونل کارپ (فشرده شدن اعصاب در مچ دست که موجب بی حسی درانگشتان و دست می شود) اشاره کرد .

بی حسی می تواند یافته ای هشدار دهنده باشد از یک سکته مغزی قریب الوقوع یا حملات گذرای ایسکمیک که یک سکته مغزی کوچک است و به طور گذرا و موقتی علایمی نظیر فلج و تاری دید را ایجاد می کند. این حملات گذرا بدون درمان مناسب به سکته کامل منجر شده وممکن است عوارض جسمی و ذهنی دائمی ایجاد می کند .

تسکین علائم:

- آنچه مهم است این است که علایم را کم اهمیت در نظر نگیریم حتی اگر برای چند ثانیه طول بکشد .

- در صورت ایجاد بی حسی به طور ناگهانی و یا ضعف در هر نقطه از بدن بدون وجود توضیح قانع کننده در اسرع وقت باید به اورژانس مراجعه کرد .

- ورزش مرتب نظیر راه رفتن و دویدن و شنا کردن جریان خون را افزایش می دهد و به کاهش وقوع بی حسی در وضعیت های بدنی مختلف کمک می کند و انتخاب نوع ورزش نیز مهم است مثلا ورزش هایی مثل دوچرخه سواری باعث بیحسی اندام ها شده و وضعیت را تشدید می کند.

مصرف دخانیات باعث اختلال جریان خون می گردد و احتمال بروز بی حسی را افزایش می دهد.

اگر بیشتر در ناحیه باسن دچار بیحسی می شوید احتمال دارد مربوط به کیف جیبی و یا محتویات جیب عقب شما باشد و ایجاد مشکل می نماید وباعث ایجاد فشار برروی عصب سیاتیک که از میان عضلات باسن می گذرد، می نماید.

اگر برای مدت طولانی کارهای تکراری انجام می دهید مثل ماشین نویسی و خیاطی و ... ممکن است به سندرم تونل کارپ دچار شوید .لذا اگر هر 30 تا 60 دقیقه یکبار به خود استراحت دهید ودر این بین چرخش های ملایمی به مچ دست دهید می توانید از ایجاد این مشکل جلوگیری نمایید.

هپاتیت B

هجوم ویروس ها به كبد
درباره هپاتیت B

هپاتیت B  از بیمارى هاى شایع و بومى بزرگترین قاره جهان است، به طورى كه آمار بیانگر ابتلاى صدها میلیون نفر از مردم آسیا به این بیمارى است.

به رغم این كه این بیمارى فقط كبد را درگیر مى كند و در نهایت ممكن است بیمار بر اثر نارسایى (از كار افتادن) كبد یا سرطان كبد فوت نماید، به دلایلى مى توان آن را در گروه بیمارى هاى مقاربتى قرار داد:
هپاتیت B به دلایل ذیل شبیه بیمارى ایدز است:

1- عامل هر دو ویروس است.

2- بیمارى هاى ویروسى قابل درمان نیستند.

3- مقاربت هاى جنسى و وجود شركاى جنسى متعدد از مهمترین راه هاى انتقال هر دو بیمارى است.

4- استفاده از سرنگ مشترك آلوده مى تواند موجب انتقال هر دو بیمارى شود.

5- در بیشتر موارد، مبتلایان علائم بالینى خاص دال بر ابتلا به این بیمارى ندارند.

هپاتیت به معنى التهاب بافت كبد است. ورود عوامل بیگانه مختلف از جمله نوعى ویروس مى تواند موجب التهاب كبد شود. از آنجایى كه سیستم دفاعى بدن در مقابل التهاب در هر قسمت از بدن با بسیج گلبول هاى سفید و دیگر عوامل ایمنى عكس العمل نشان مى دهد، این عكس العمل دفاعى در كبد كه به منظور حفظ كبد در مقابل عوامل بیگانه صورت مى گیرد در بعضى موارد موجب تخریب نسج كبد و نهایتاً نارسایى كبد مى شود.

6- به دلیل طولانى بودن دوره نهفتگى(1) در هر دو بیمارى، مبتلایان مى توانند طى سال ها، بدون آن كه از بیماری خود مطلع باشند، بیمارى را به افراد سالم منتقل نمایند.

7- از طریق انتقال خون و مشتقات جانبى آن نیز منتقل مى شوند.

اما تفاوت عمده و مهمى كه این دو بیمارى را از هم جدا مى كند؛ علیه هپاتیت B واكسن بسیار مؤثرى ساخته شده و در صورتى كه طبق برنامه واكسیناسیون علیه آن انجام شود براى سال ها و حتى تا آخر عمر مى تواند مصونیت بدهد، در حالى كه تاكنون براى ایدز واكسنى ساخته نشده است.
در یك نگاه كلى: انجام واكسیناسیون علیه این بیمارى در ایران در تمام رده هاى سنى به خصوص افرادى كه در معرض خطر ابتلا هستند ضرورى به نظر مى رسد. زیرا:

1- این بیمارى در كشورهاى آسیایى از جمله ایران جزء بیمارى هاى شایع و بومى محسوب مى شود.

2- قدرت سرایت این بیمارى بیشتر از ایدز  است. ویروس ایدز حداكثر یك ساعت بیرون از بدن زنده مى ماند در حالى كه ویروس هپاتیت تا 10 روز خارج از بدن زنده است.

هپاتیت چیست؟
هپاتیت به معنى التهاب بافت كبد است. ورود عوامل بیگانه مختلف از جمله نوعى ویروس مى تواند موجب التهاب كبد شود. از آنجایى كه سیستم دفاعى بدن در مقابل التهاب در هر قسمت از بدن با بسیج گلبول هاى سفید و دیگر عوامل ایمنى عكس العمل نشان مى دهند و این عكس العمل دفاعى در كبد كه به منظور حفظ كبد در مقابل عوامل بیگانه صورت مى گیرد در بعضى موارد موجب تخریب نسج كبد و نهایتاً نارسایى كبد مى شود. به جز ویروس ها عوامل دیگرى نظیر مصرف زیاد الكل، بعضى داروها، بعضى مواد شیمیایى و سموم مى توانند موجب هپاتیت شوند. به طورى كه عامل عمده هپاتیت در جهان غرب الكل، و در ایران ویروس هپاتیت است.

كبد از بزرگترین اعضای داخل بدن است و در ناحیه فوقانى و راست شكم پشت دنده ها قرار دارد و عملكرد بسیار پیچیده اى دارد:

1- محل ذخیره انرژى به صورت قند.

2- محل ذخیره ویتامین  ها و آهن و دیگر املاح  معدنى مثل روى و مس.

3- تولید پروتئین ها  و فاكتورهاى انعقادى و كمك به حفظ سلامت بدن و رشد آن.

4- محل تجزیه و تخریب گلبول هاى قرمز پیر و فرسوده به منظور استفاده مجدد از عناصر تشكیل دهنده گلبول قرمز در خون سازى.

5- تولید صفرا كه براى هضم غذا ضرورى است.

6- الكل و اكثر داروها بعد از تأثیر درمانى، در كبد تجزیه، خنثى و دفع مى شوند.

7- اكثر ذرات و میكروب ها كه از طریق سیستم گوارش وارد بدن و گردش خون شده اند در كبد از بین مى روند.

این عضو بدن قدرت فوق العاده اى در بازسازى خود دارد.
هپاتیت ویروسى انواع مختلفى دارد كه عبارت اند از:

هپاتیت A : از راه مدفوع منتقل مى شود و بعد از ابتلا، بهبودى صورت مى گیرد و خطرناك نیست.

هپاتیت B : از راه خون و فرآورده هاى خونی و تماس جنسى منتقل مى شود و مى تواند موجب تخریب نسج كبد شود.

هپاتیت C : شبیه هپاتیت B است اما شیوع آن در بین مردم بسیار كم است.

هپاتیت D : ویروس عامل این بیمارى به تنهایى نمى تواند موجب بیمارى شود و معمولاً در افرادى كه مبتلا به هپاتیت B هستند دیده مى شوند.

هپاتیت E : شبیه هپاتیت A است و از راه مدفوع منتقل مى شود و خطرناك نیست.

هپاتیت B چیست

این بیماری در اثر ورود ویروس هپاتیت B به بدن ایجاد مى شود كه براى راحتى آن را (HBV ( HEPATITIS B VIRUSمى نامند.

در آمریكا سالانه 250000 مورد جدید تشخیص داده مى شود، اما در آسیا تعداد مبتلایان، بالغ بر صدها میلیون نفر است. در آمریكا 50 درصد علت شیوع آن شركاى جنسى متعدد است. انتشار این بیمارى از طریق خون، فرآورده هاى خونى و وسائل آلوده به خون، و در مرتبه بعدى دارو قرار دارد.

هپاتیت B مسرى تر از ویروس ایدز است، مثلاً: ویروس هپاتیت B مى تواند تا حدود 10 روز بیرون از بدن زنده بماند. در حالى كه ویروس ایدز HIV حداكثر چند ساعت بعد از خروج از بدن از بین مى رود. هنگامى كه یك نفر به این ویروس آلوده مى شود ممكن است بین یك تا شش ماه طول بكشد تا علائم گسترش یابد،در این صورت سه حالت زیر ممكن است رخ دهد:

1- بیشتر بیماران به سمت هپاتیت B حاد مى روند و بعد به طور كامل بهبود پیدا مى كنند.

2- درصد كمى به صورت ناقلین سالم مى مانند.

3- تعدادى تبدیل به هپاتیت B مزمن مى شوند.

بعضى از افراد بعد از گذراندن دوره حاد بیمارى یا بدون سابقه قبلى ابتلا به این بیمارى، یا ورود ویروس به بدن به ناقلین سالم تبدیل مى شوند. اینگونه بیماران بالقوه آلوده هستند و مى توانند بیمارى را به افراد سالم منتقل نمایند. هیچ گونه علائم بالینى ندارند و حتى آزمایش خون این افراد وجود بیمارى را ثابت نمى كند و به همین دلیل این گروه خطرناك ترین گروه در انتقال و شیوع بیمارى در جامعه هستند. تنها راه اثبات وجود ویروس در بدن ناقلین سالم، نمونه بردارى از كبد است.

هپاتیت B حاد: بسیارى از بیماران كه مبتلا به هپاتیت B حاد مى شوند هیچ علائمى ندارند یا این كه علائم بسیار خفیف هستند و توجه بیمار یا پزشك را جلب نمى كند. به طور كلى علائم بالینى طیف وسیعى را در بر مى گیرد؛ و از یك بیمارى خیلى خفیف بدون علائم واضح بالینى تا نارسایى شدید كبد به صورت حاد را شامل مى شود. حدود 2 درصد از مبتلایان به طور ناگهانى و سریع به سمت نارسایى حاد كبد سیر مى كنند. به طور كلى 90 تا 95 درصد افرادى كه دچار هپاتیت B حاد مى شوند بدون هیچ عارضه اى بهبود مى یابند و تنها 5 تا 10 درصد مبتلایان تبدیل به هپاتیت مزمن مى شوند.

علائم بالینى هپاتیت حاد:

1- از دست دادن اشتها؛ تهوع، استفراغ.

2- درد عضلانى و گاهى درد در مفاصل.

3- درد و حساسیت در ناحیه فوقانى و راست شكم (محل قرار گرفتن كبد)

4- درد شكم و اسهال

5- زرد شدن سفیدی چشم و رنگ پوست

6- تغییر رنگ ادرار و مدفوع به طورى كه رنگ ادرار شبیه چاى و رنگ مدفوع سفید و شیرى رنگ مى شود.

سیر بیمارى هپاتیت مزمن B

سیروز كبدى یا تخریب نسج كبد كه منجر به نارسایى كبد مى شود، سرطان كبد، مرگ.

در هپاتیت مزمن B علائم بالینى در صورت تخریب نسج كبد ایجاد مى شود كه در مراحل انتهایى بیمارى به صورت های زیر دیده می شود:

1- زردى شدید پوست و چشم

2- كاهش وزن شدید

3- بى اشتهایى

4- تجمع مقدار زیادى آب در حفره شكم

با توجه به شیوع بسیار زیاد این بیمارى در كشور ما و به دلیل عدم دسترسى به آمار صحیح و علمى، مى توان با توجه به آمار كشور آمریكا میزان مرگ و میر ناشى از این بیمارى در كشورمان را تخمین زد. بعضى از افراد بعد از گذراندن دوره حاد بیمارى یا بدون سابقه قبلى ابتلا به این بیمارى، یا ورود ویروس به بدن به ناقلین سالم تبدیل مى شوند.
اینگونه بیماران بالقوه آلوده هستند و مى توانند بیمارى را به افراد سالم منتقل نمایند. هیچ گونه علائم بالینى ندارند و حتى آزمایش خون این افراد وجود بیمارى را ثابت نمى كند و به همین دلیل این گروه خطرناك ترین گروه در انتقال و شیوع بیمارى در جامعه هستند.تنها راه اثبات وجود ویروس در بدن ناقلین سالم، نمونه بردارى از كبد است.

تشخیص بیمارى:
اساس تشخیص بر پایه آزمایش خون است. در حال حاضر اكثر مبتلایان، به وسیله سازمان انتقال خون  براساس انجام آزمایش خون روى خون هاى اهدایى تشخیص داده مى شوند. انجام آزمایش HBSAG و مثبت بودن آن تنها وجود ویروس در بدن را ثابت مى كند و با انجام آزمایش هاى تكمیلى دیگر، مبتلایان به هپاتیت حاد را از نوع مزمن جدا مى كند. البته تشخیص قطعى با نمونه بردارى از كبد صورت مى گیرد.

درمان و پیشگیرى

در حال حاضر درمان هاى متعددى براى شكل مزمن بیمارى وجود دارد كه ممكن است شانس فرد رادر پاك شدن از عفونت افزایش دهد.

جلوگیرى از ورود ویروس به بدن مهمترین اقدامى است كه براى پیشگیرى باید انجام گیرد. همانند بیمارى ایدز  باید با در نظر گرفتنراه هاى سرایت بیمارى، موارد ذیل را به منظور نجات جامعه انجام داد:

1 - آگاهى دادن به جوانان درباره انتقال بیمارى از راه تماس جنسى بدون حفاظت

2 - توزیع سرنگ رایگان در بین معتادان

3 - اعمال قوانین بهداشتى و رعایت اصول استریل كردن در مراكز درمانى و بهداشتى و مراكز دیگرى كه مى توانند موجب سرایت بیمارى شوند

4 - انجام واكسیناسیون

با تمام توضیحات فوق، یك سوم افراد مبتلا نمى دانند كه به چه دلیل و چگونه و چه زمانى به این بیمارى مبتلا شده اند. واكسیناسیون علیه این بیمارى یكى از مهمترین و مطمئن ترین راه هاى پیشگیرى از ابتلا به این بیمارى است.

چه كسانى باید علیه هپاتیت B واكسینه شوند

1 - افراد 18 سال و پائین تر.

2 - افراد بالاى 18 سال كه خطر سرایت بیمارى به آنها زیاد است شامل: افرادى كه شركاى جنسى متعدد دارند؛ مردان همجنس باز؛ افرادی که همسرشان مبتلا به این بیماری است؛ معتادان تزریقى؛ پرسنل مراكز بهداشتى و درمانى یا پرستارانى كه از مبتلایان به هپاتیت نگهدارى مى كنند؛ افرادى كه به دلیل نارسایى كبد دیالیز خونى مى شوند؛ افراد مبتلا به هموفیلى كه فاكتورهاى انعقادى دریافت مى كنند؛ کسانی که درمناطقی زندگی می کنند که بیماری در آنجا به صورت بومی شیوع دارد، از جمله ایران.

براى ایجاد مصونیت دائمى باید سه تزریق در سه نوبت طبق برنامه انجام شود: اگر یك نوبت تزریق فراموش شد باید به مجرد یادآورى تزریق را انجام داد، در این صورت نیازى به تجدید واكسیناسیون از ابتدا نیست. در نوزادان نباید سومین تزریق را قبل از 6 ماهگى انجام داد چرا كه در این صورت مصونیت دائمى نمى دهد. نوجوانان بین سنین 11 تا 15 سالگى تنها دو تزریق با فاصله 4 تا 6 ماه لازم است. واكسن هپاتیت را مى توان همزمان با دیگر واكسن ها تزریق كرد.
چه كسانى نباید علیه هپاتیت واكسینه شوند

1 - افرادی که به واكسن هپاتیت حساسیت شدید دارند

2 – کسانی که سابقه ابتلا به هپاتیت دارند. همچنین افرادى كه بسیار ضعیف و بیمار هستند باید تا زمان بهبودى از تزریق واكسن خوددارى نمایند.
پی نوشت:

(1) دوره نهفتگى: به مدت زمانى كه بین ورود ویروس یا عامل بیمارى به بدن تا بروز علائم بالینى طول مى كشد«دوره نهفتگی » گویند.

کلمات کلیدی مطلب : کبد - کبدچرب - راوند - هپاتیت -
تعداد بازدید :

دكتر غلامرضا زماني فوق تخصص بيماريهاي مغز و اعصاب كودكان در گفتگو با راديو سلامت گفت که هوش  كودكان با اندازه دور سر آنها مرتبط نيست.


وي در گفتگو با برنامه صداي مشاور راديو سلامت يكي از اعضاء مهم و حياتي بدن را مغز نام برد كه بر بقيه اعضاء بدن نظارت دارد و داخل جمجمه قرار دارد که اين عضو از همان دوران كودكي بايد زير نظر پزشك مورد آزمايش قرار گيرد. وي در ادامه افزود در سال اول هر 1 ماه و در سال دوم هر 2 يا 3 ماه تا سال سوم اين آزمايشات بصورت روتين انجام شود. وي در اين گفتگو با اشاره به فضاهاي خالي داخل مغز خاطر نشان کرد که اگر مغزي رشد نكند دور سر كم مي شود و چون اين فاصله ها پر نشده بصورت برجسته باقي مي ماند و در اين خصوص مي بايست سريعا به پزشك متخصص مراجعه كرد. وي با اشاره به اين موضوع که بزرگ يا كوچك بودن مغز ارتباط مستقيمي با هوش آن شخص ندارد گفت که اگر دور سر كوچك باشد به اين معنا نيست که شخص باهوش نيست و بالعكس ان اگر دور سر بزرگ باشد به اين معنا نيست که شخص حامل بيماري است.

 

 

برنامه صداي مشاور هر روز از ساعت 11.15 تا 11.45 از راديو سلامت موج 103/9 رديف اف ام پخش خواهد شد .

درمان اعتیاد

 

نویسنده :حمید رضا خورشیدیان

درمان فرد معتاد يك فرآيند است و از زماني شروع مي شود كه فرد مصرف كننده مواد مخدر به مراكز درماني مراجعه مي كند و فرد معتاد تحت يك برنامه درماني خاص قرار مي گيرد اين برنامه ممكن است تا زماني كه فرد به بالاترين سطح بهداشتي و احساس خوب بودن برسد ادامه يابد.

 براي موفقيت دردرمان بايستي سازمان ها و ارگانهاي مختلف مثل سازمانهاي بهداشتي آموزشي حقوقي رفاه اجتماعي و آموزش شغلي نيز در گير شوند و واضح است كه درمان معتادان بدون توجه به مسائل رواني فرهنگي اجتماعي و خانوادگي آنان نمي تواند موفق باشد .

نكته مهم در درمان اين است كه به فرد معتاد به عنوان يك اسان و يك عضو جامعه كه درحال حاضر نيازمند كمك است نگريسته شود نه مثل يك فرد خاطي مجرم و گناه كار كه مستوجب كيفرو يا دلسوزي است .

از نكات مهم ديگر كه لازم است در درمان اعتياد به آن توجه كرد اينست كه از يك طرف معتاد نسبت به درمان يك نگرش دو گانه اي دارد به ا ين صورت كه علي رغم ميل دائمي براي ترك و تصميم هاي مكرر جهت ترك از مراجعه به مراكز درماني به علت اينكه مصرف مواد مخدر خلاف عرف و ارزش هاي جامعه است اكراه دارد و از طرف ديگر معتاد ممكن است با اصرار والدين همسر خواهر يا برادر دوستان معلمان و يا روساي محل كار براي ترك مراجعه كرده باشد .

در اين حالت بايد دقت شود كه احتمال عدم همكاري بيمار يا بروز حالت هاي دفاعي وخصمانه وجود دار بنابرراين مي بينيم كه اولين برخورد و نحوه ارتباط با فرد معتاد و جلب اعتماد او نقشي مهم در روند درمان ايفا مي كند بعد از پيدايش اين ارتباط واعتماد لازم است كه براي درمان وي نيز تشويق صورت گيرد .

اما چرا بايد يك معتاد رابراي درمان تشويق كرد؟

1-چون مصرف مواد مخدر ايجاد وابستگي جسمي و رواني مي كند و علي رغم ميل دائمي براي ترك تصميم به ترك مشكل است

2-اعتياد باعث از دست دادن حمايتهاي خانوادگي و اجتماعي شده و فردتنها ميشود بنابر اين معتاد نيازمند كمك است

3-معاشرت با دوستان و افراد معتاد فرد را به ادامه مصرف مواد تشويق مي كند

4-معتاد معمولا از احتمال بهبودي نااميد و نسبت به درمان بد بين است

5-برخي از معتادان از خطرها و عواقب مصرف مواد اطلاعي ندارند و يا مشكلاتي ناشي از آن را انكار مي كنند

بنابراين لازم است به خاطر داشته باشيم كه يكي از وظايف مهم افراد جامعه تشويق معتادان به درمان است

چگونه مي توان معتادان را به درمان تشويق كرد؟

1-با تشريح خطرات وعواقب مصرف مواد

2-به معتاد اطمينان دهيم كه با مراجعه به مراكز درماني به او كمك مي شود تا با كمترين درد و ناراحتي اعتياد را كنار بگذارد

3-به بيمار اطمينان دهيم در صورت تصميم قطعي موفق به ترك خواهد شد ومثالهايي از افرادي كه موفق به ترك شده اند براي او بياورند

در مواردي كه فرد مبتلا تلاش كرده مصرف مواد را ترك كند ولي موفق نشده است و احساس نااميدي مي كند به او تذكر دهيد كه بسياري از افراد قبل از موفقيت كامل در درمان بارها و بارها كوشش كرده و نهايتا موفق گرديده اند

4-به معتاد اطمينان دهيم در صورت ترك اعتياد دوستان جديدي پيدا خواهد كرد و خانواده و اطرافيان او را در جمع خود خواهند پذيرفت.

هدف از درمان اعتياد چيست ؟

1- رسيدن به شيوه زندگي بدون مواد

2- كمك به افزايش عملكرد فرددر جنبه هاي مختلف زندگي

3- جلوگيري از پيدايش مجدداعتياد

براي رسيدن به اين اهداف نياز به يك برنامه درمان خاص داريم بطور كلي درمان معتاد شامل دو مرحله است :

 - مرحله اول دوره سم زادائي

 - مرحله دوم دوره توانبخشي

مرحله اول:

اين مرحله بسته به نوع و مقدار ماده مصرفي وطول مدت اعتياد بطور متوسط 10 تا 15 روز طول مي كشد و با وجوديكه علائم خماري دراين مرحله براي فرد معتاد سخت وبراي ديگر افرادي كه از معتاد مراقبت مي كنند ممكن است ناراحت كنند باشد ولي خوشبختانه خطري از نظر مرگ و ميرندارد .

مرحله دوم:

اين مرحله مهمترين و حساس ترين زمان براي رسيدن به اهداف درماني است كه اگر در مراقبت از معتاد سهل انگاري صورت گيرد درمان بي نتيجه خواهد بود دراين مرحله بيشتر به علل و عواملي كه باعث گرايش فرد به اعتياد مي شود توجه شده و عمدتا از درمان هاي غير داروئي مثل روان درماني فردي ،گروهي، خانواده درماني، مشاوره، كاردرماني و درمانهاي مذهبي و روحاني وحتي ورزش درماني بمنظور استمراردرمان و جلوگيري از باگشت مجدد به اعتياد بهره گرفته مي شود .
 روان درماني فردي

در روان فردي معتادين به مواد مخدر مسائل بسيار مهم و سودمندي در نظر گرفته مي شود كه از جمله آنها ايجاد رابطه مثبت با بيمار معتاد از طريق پذيرش بي قيد و شرط او بعنوان يك انسان دردمند و نيازمند آشنا نمودن بيمار با ويژگيهاي شخصيتش از طريق روش هاي روانكاوانه به منظور ايجاد تغيير يا تعديل لازم در آن ويژگي ها تقويت صفات مثبت شخصيتي و تصحيح افكار و اعتقادات افراطي از طريق بحث هاي شناختي آموزش مهارت هاي اجتماعي به منظور توانا ساختن بيمار در برخورد مناسب با موقعيت هاي اجتماعي آموزش مهارتهاي مقابله با استرس وروش هاي مناسب حل مسئله در بحران هاي زندگي و ستفاده بهينه از استعدادها خود مي توان اشاره نمود

دران نوع از روان درماني ملاك بهبودي عبارت است از تغيير در باورها و نگرش ها بالا بردن اعتماد به نفس احساس خودكفائي لذت اززندگي و ارتباط سالم با ديگران كه همه اين تغييرات از اهميت بسزائي برخوردار است .

خانواده درماني

روان درماني خانواده :باتوجه به اينكه اختلالات رفتاري فرزندان با مشكلات رواني پدرو مادر ارتباط دارد ميتواندر اغلب موارد فرض را بر اين گذاشت كه اختلال رفتاري فرزندان از بافت زندگي خانواده او نشات ميگيرد ناراحتي كودك اغلب نشانه وجود اختلال عصبي در مجموعه خانواده اونيز توجه داشت تحليل هاي رواني حاكي از آن است كه سستي درانجام وظايف سرپرستي از جانب پدرو مادر معمولا پايه غير منطقي داشته واغلب ناشي از اختلال عصبي و بدور از كنترل آنها صورت ميگيرد دراغلب موارد قصد وعمدي در كار نيست بيشتر والدين ميخواهند پدر و مادر هاي خوبي باشند و كاري در جهت منافع فرزندان صورت دهند اما با كمال تعجب آنچه در عمل انجام ميدهند با تصويرايده آلي كه در ذهن خود دارند مطابقت نمي كند براي درمان كودكان بايد به والدين توجه نمود اما فقط با توجيه و آموزش نميتوان طرز تلقي هاي پدر و مادر را اصلاح كرد براي رسيدن به اين مهم بايستي به روشهاي روان درماني اقدام نمود و دراين بين يكي از شاخه هاي مهم روان درماني خانواده درماني است –خانواده درماني به عنوان راهي جديد براي رويا رويي با آن دسته از مشكلات انسان كه قبلا به وسيله يكي از اشكال گوناگون رواندرماني فردي با آن برخورد مي شد شكل گرفت واكنون يك شيوه تازه و ارائه مفهومي جديد از نحوه بوجود آمدن مشكلات است پيش از اين تصورمي شد كه مشكلات مذكور عمدتا نتبجه فرآيندهاي رواني دروني با آسيب شناسي رواني فرد باشند ولذا عقيده برآن بود كه ريشه اغلب مشكلات در تجارب اوايل كودكي است در حالي كه رويكرد خانواداگي براين باور استوار گشته كه اين مشكلات به تعاملات فعلي موجود ميان افراد خانواده و گاهي اوقات ميان افراد و ديگر سيستم هاي اجتماعي مربوط هستند در واقع علت مشكلات افراد درسيستم هاي اجتماعي با وضعيت حال حاضر آنها فهميده      مي شود ونه از تاريخچه و شرح حال گذشته آنها خانواده براي حفظ تعادل خود در مقابل تغيير چه در جهت مثبت و چه در جهت منفي مقابله مي كند اگر فرزند سر به راه خانواده شب دير به خانواده بيايد خانوماده در مقابلش مي ايستد و بالعكس اگر فرزند نااهل خانواده پس از عدم پذيرش وي سر به راه شود خانواده فشار خود را براي تداوم نابهنجاري او افزايش مي دهد رفتار نابهنجار معلول رفتار متقابل اعضاي خانواده با يكديگر است از نقطه نظر اين ديدگاه بيماري فرد حتما به رابطه او با همسر و خانواده وي مربوط مي شود.
 روان درماني گروهي يك نوع درمان كاملا پذيرفته شده روانشناختي است كه از تعاملات سازنده بين اعضا و مداخلات يك رهبر آموزش ديده جهت تغيير رفتار غير انطباقي تفكرات و احساسات افراد مبتلا به نارضايتي استفاده مي نمايد. طي دهه هاي گذشته تعداد قابل ملاحظه اي از بيماران رواني توسط گروه درماني مداوا شده اند گروه درماني براي بيماران بستري سرپائي و در خيلي ديگر از موقعيت هاي اجتماعي قابل اجرا مي باشد همچنين بربخي اصول رواندرماني گروهي با موفقيت زيادي در زمينه هاي اقتصادي آموزشي و به صورت گروههاي رويا روي كاربد داشته است.

 بسياري از مسائل و مطالب عنوان شده در روان درماني گروهي در زندگي روزانه ما بسادگي اتفاق مي افتد تدابير درمان كه مهمترين مسئله مورد بحث در روان درماني گروهي است تنها به گروه درماني اختصاص ندارد بلكه در هر گروه عادي كم و بيش وجود دارد بطور عادي ما درزندگي روزمره خود با افراد و گروه هاي مختلفي ارتباط داريم كه اين روابط براي سلامتي ما لازم است البته همه روابط زمينه سلامت بخشي ندارند و حتي بعضي از روابط نيز ناسالم و بيماري زا هستند.

 آن دسته از روابط فيمابين افراد كه توام با ريا و تزوير و فخر فروشي باشد و همچنين روابط توام با فشار تحقير روابطي ناسالم و صميمانه رابطه اي است كه از نظر روانشناسي نيازهاي رواني انسان را ارضا مي كند و هر انساني با تمام وجود آنرا طلب مي كند.

 گروه درمانی

روان درماني گروهي چيزي جز ارائه شناخت و تصحيح رفتار بيمار گونه نيست رفتاري كه باعث شده ديگران از فرد فاصله يگيرند واو تنها منزوي گردد شايد يكي ازعلل رشد درمان هاي رواني در جوامع بزرگ و پيشرفته مسئله تنهائي و بي همدمي افراد باشد بنابراين روان درماني گروهي زماني ضرورت پيدا مي كند كه نيازاجتماعي فرد در ارتباط با ديگران برآورده نشده و يا محيط به گونه اي است كه هر چند روابط انساني به حد كافي وجود دارد ولي روابط موجود غلط و ناسالم مي باشد.

دربررسيهاي كلينيكي به عمل آمده ازمعتادين مشخص شده است كه اغلب آنها قبل از اعتياد دچار بيماري افسردگي بوده و درروابط درون فردي و بين فردي داراي مشكل هستند معتادين معمولا با خانواده خود روابط سالمي ندارند.  همچنين با گروه هاي طبيعي اجتماعي نيز دچار مشكل هستند بنابر اين پس از طي دوره سم زدايي و ترك جسمي بايستي شركت در جلسات گروه درماني با جديت دنيال شود تا خلاء روابط ناسالمي كه قبلا در گروه هاي طبيعي داشته است برطرف گردد و روابط بين فردي بتدريج بهبود يابد. ناگفته نماند كه بر اثر تعامل ايجاد شده در گروه علاوه بر بهبودي روابط بين فردي روابط درون فردي معتادان نيز دستخوش تحول گرديده و نگرش هاي فردي نسبت به خود مثبت شده و نهايتا درمان كامل دنبال مي شود.

گروههاي خود يار

معتادان گمنام يك منبع يا يك سازمان غير انتفاعي بين المللي متشكل از معتادان در حال بهبودي است كه به شكل محلي و منطقه اي در بيش از 60 كشور جهان مشغول به فعاليت ميباشند اعضاء انجمن معتادان گمنام از يكديگر ياد ميگيرند كه چگونه بدون مواد مخدر زندگي كنند و به چه طريق از اثراتي كه اعتياد در زندگيشان گذارده است بهبود يابند.

چه كساني اعضاي معتادان گمنام هستند؟

هر كس كه مايل به قطع مصرف ماده مخدر باشد ميتواند به عضويت معتادان گمنام در آيد عضويت دراين انجمن محدود به مصرف كنندگان هيچ نوع ماده مخدر بخصوصي نيست و هر كس با هر گونه ماده مخدر قانوني و غير قانوني الكل هم جز مواد مخدر محسوب ميشودميتواند به عضوميت معتادان گمنام در آيد.

جلسات معتادان گمنام

زير بناي گروه و طرز برخورد اصولي واساسي معتادان گمنام با مسئله بهبودي برپايه ارزش درماني استوار است اعضاي اين انجمن با در ميان گذاشتن تجربيات ونحوه بهبودي خود از اعتياد فعالانه در جلسات شركت ميكنند جلسات معتادان گمنام حالتي غير رسمي دارد و در مكانهايي كه توسط گروهها اجراره شده اند برگزار ميشودرهبري جلسات وانجام بقيه امور آن را اعضاي جلسه بطور نوبتي وم داوطلبانه برعهده ميگيرند كليه مخارج جلسات معتادان گمنام و خدمات ديگر از طريق كمك مالي داوطلبانه اعضا و فروش نشريات تامين ميشود هيچ گونه كمك مالي از افراد غير عضو پذيرفته نميشود.

اكثر جلسات معتادان گمنام بطور مرتب در همان محل و طبق برنامه زماني همه هفته تشكيل ميشود محل اين جلسات معمولا از ميان مكانها مؤسسات عمومي وعام المنفعه انتخاب ميشود جلسات معمولا دو نوعند:

جلسات علني يا باز و جلسات غير علني يا بسته حضور در جلسات علني براي عموم آزاد است جلسات غير علني فقط با حضور معتادان برگزار ميشوددستور جلسه و موضوع صحبت در هر يك از جلسات با يكديگر تفاوتهاي زيادي دارند در تعدادي از جلسات موضوع خاصي انتخاب ميشود و برخي جلسات مخصوص سئوال وجواب هستند ولي هدف جلسات هميشه يكي است و آن بوجودآوردن يك محيط مطمئن و مناسب براي بهبودي فرد ميباشد.

 روش كار معتادان گمنام

همياري و كمك معتادان به يكديگر بمنظور بهبودي پايه و اساس كار معتادان گمنان است اعضاي اين انجمن بطورمرتب جهت در ميان گذاشتن تجربيات بهبودي خود گرد هم ميايند و همچنين اعضاي با تجربه تر كه به آنها راهنما گفته ميشومد شخصا به اعضاي جديدتر كمك ميكنند.

قدمهاي دوازده گانه اصولي ترين برنامه معتادان گمنام هستند و به منزله قلب اين انجمن ميباشند اين قدمهايكسري دستورالعملهاي شخصي را جهت بهبودي ارائه ميدهد با بكارگيري اين دستورالعملها و تماس نزديك و دائم باساير اعضا در نتيجه معتادان ميآموزندكه چگومنه ا ز مصرف مواد مخدر خودداري كنند و با فراز و نشيبهاي زندگي روبرو شوند.
 

قدم هاي دوازده گانه

اين قدمها اصولي هستند كه بهبودي را ممكن مي سازند

1- ما اقرار كرديم كه در مقابل اعتيادمان عاجز بوديم و زندگيمان آشفته گرديده بود.

2- ما به اين باور رسيديم كه نيرويي برتر از خودمان مي تواند سلامت عقل را به ما باز گرداند.

3- تصميم گرفتيم كه اراده و زندگي خود را به خداوند بدان گونه كه او را درك كرديم بسپاريم.

4- ما يك ترازنامه اخلاقي بي باكانه و جسورانه از خود تهيه كرديم .

5- ما چگونگي دقيق خطاهاي خود را به خداوند به خودمان و به يك انسان ديگر اقرار كرديم .

6- ما كاملا آماده شديم كه خداوند تمام اين نواقص شخصيتي ما را برطرف كند.

7- ما با فروتني از او خواستيم كه كمبودهاي اخلاقي ما را برطرف كند.

8- ما فهرستي از تمام كساني كه آزارداده بوديم تهيه كرديم و خواستار جبران خسارت نسبت به تمام آنها شديم .

9- ما بطور مستقيم در هر كجا كه امكان داشت ازاين افراد جبران خسارت نموديم مگر در مواردي كه اجراي اين امر به ايشان و يا ديگران زيان وارد نمايد.

10- ما به تهيه ترازنامه شخصيتي خود ادامه داديم و هر گاه در اشتباه بوديم سريعا بدان اقرار نموديم .

11- ما از راه دعا و تفكر جوياي بهتر نمودن رابطه آگاهانه خود با خداوند بدانگونه كه او را درك مي كرديم شديم و دعا كرديم فقط براي آگاهي از اراده او براي خودمان و قدرتي كه آنرا به انجام رسانيم.

12- بايك بيداري روحاني كه در نتيجه اين قدم ها پيدا كرديم ما سعي نموديم اين پيام را به معتادان برسانيم و اين اصول را رد تمام امور خود به اجرا در آوريم.

اجتماع درماني

اجتماع درماني به شكل كنوني آن اولين بار در سال 1958معرفي شد و به سرعت كارآرايي خود را در درمان و توانبخشي معتادان نشان داد.

بازسازي الگوهاي رفتاري مخرب كه در طول زندگي كسب شده است نياز به تغيير دربافت اجتماعي داشته و به همين جهت يك برنامه ساخت يافته و نظارتي قوي جهت درمان مسائل رفتاري هنجاني خانوادگي و عاطفي معتادان را طلب مي كند.

هدف از ايجاد تغييرات كلي در سبك و شيوه زندگي معتادان پرهيز از مصرف مواد مخدر ايجاد صداقت فردي كسب مهارتهاي اجتماعي مفيد حذف عقايد ضد اجتماعي و رفتارهاي غير قانوني است به منظور دستيابي به اين اهداف معتادين بايست مدتي را كه بسته به نوع برنامه درماني مي تواند از سه ماه تا دو سال باشد دراجتماعات مبتني بر درمانهاي روانشناختي و اجتماعي زندگي كنند محل اين اجتماعات بسته به گروههاي تحت درمان مي تواند متغير باشد مثل بيمارستان شهرك هاي كوچك و...

انواع روش هاي اجتماع درماني

""TCاجتماعي طبقاتي است و در آن بيماران باسطوح مختلف نگهداري مي شوند و به وسيله كاركناني (Staff) كه ارزيابي از وضعيت بيمار وهدايت بسوي تغيير رفتار را بعهده دارند اداره مي شوند در بدو ورود هر بيمار در موقعيتي از اين سلسله مراتب قرار مي گيرد ورفتن به سطوح بالاتر از راه پيشرفت درماني و مولد بودن عملي خواهد شد .

اقدام به تصميم گيري ها در مورد وضعيت بيمار ترخيص انتقال اخراج و بعهده پرسنل درمان مي باشد برنامه روزانه ضمن داشتن تنوع كاملا فشرده است .

ارزيابي هاي متعدد از برنامه هاي TC  نشان ميدهد كه چنين برنامه فشرده و منسجمي براي افرادي كه قبلا در موقعيت هاي نابسامان بهمريخته وبي نظم زندگي كرده و شخصيتشان براين اساس شكل گرفته است منجر به عدم مصرف مواد و پرهيزاز اعمال خلاف خواهد شد يادگيري به شيوه"TC" بعنوان يك يادگيري اجتماعي حداقل به سه روش صورت مي گيرد:

1-يادگيري از طريق رقابت وعمل

2-يادگيري با استفاده ازفرا گير بودن شرايط و مشكلات در بين همه اعضا اجتماع

3-يادگيري از طريق بروز دادن عواطف فردي مثل رويا خشم ترس وآرزوها و روياروئي با آنها

كار درماني

كار درماني در اعتياد عبارت است از ارائه انواع فعاليتها و روشهاي درماني بمنظورپيشگيري از اعتياد تسريع روند بهبودي و رفع عوارض آن معمولا معتاد در روابط اجتماعي وسلوك ورفتار دچارمشكل ميگردد و در نتيجه قدرت كاري تمايل به كارحس تشريك مساعي و احساس مسئوليت وي مختل ميشود.

 لذا براي اينكه فرد بتواند زندگي سود مندي را در اجتماع از سر بگيرد لازم است سلوك و رفتار وي طبيعي گرددو احساس مسئوليت وحس اجتماعي را باز يابد .

در برنامه هاي كاردرماني سعي در آمادگي فرد براي زندگي عادي و روزمره ،روابط سالم اجتماعي و روبرو شدن با واقعيات زندگي وجود دارد همچنين كاردرماني علائق انگيزه هاو تمايلات انساني را پرورش داده علائم وعوارض بيماري را بهبود مي بخشد و فر را براي سازش با الگوهاي موجودوحاكم در زندگي اجتماعي آماده مي نمايد .

در كار درماني افراد با دقت كامل ارزيابي ميشوند كمبودها نواقص و نيازهاي بيماران بطور كامل مشخص ميگردد و براي هر فرد متناسب با مشكلات و نيازهايش ببرنامه هاي مفيد و موثر تنظيم ميگردد.

 اين برنامه ها هم ازنقطه نظر فردي و هم گروهي بسوي هدفي معين و مشخص رهبري ميشود هرچند اهداف درماني در مورد افراد مختلف متفاوت است ولي بطور كلي بهتر است برنامه هاي زير در مورد اغلب افراد معتاد منظور شده و اجرا گردد:

1- سعي در بهبود و پرورش قابليت هاي فرد با ارضا و تكامل مهارتها وتوانائيهاي او

2- كاهش دادن علائم و عوارض اعتياد تا آنجائيكه فرد وظايف خود را در مسير واقعيت هاي زندگي و اجتماع ايفا كند.

3- كوشش در تكامل و پرورش ابعاد شخصيت و انگيزه هاي بيمار ضمن فعاليت ه هاي روزمره و را قالب تجارب موفقيت آميز بيمار

4- سعي در پرورش وارتقا سطح پذيرش و اقناع فرد از زندگي عادي بر اساس قابليت هاي او

5- سعي در افزايش قدرت تصميم گيري وعادات مطلوب ومثبت نسبت به كار و فعاليت

6- ايجاد وضعيت هاي كافي و لازم براي استقرار مناسبات و ارتباطات اجتماعي مفيد و مؤثر

7-آموزش و پرورش توانائيهاي فرد براي تفريح بهتروبهره بردن مفيد تر از اوقات فراغت خود.

8- ارشاد و تربيت افراد براي پيدا كردن اعتماد به نفس كافي جهت تامين زندگي مستقل در سطوح واقعيت هاي روابط اجتماعي موجود.

مذهبي درماني

اصولي كه در اسلام جهت درمان معتاد مفيد واقع مي شون عبارتند از :

 1- اصل پذيرش :

د رمكتب اسلام بالاترين خطا وگناه كه همان شرك به خدا مي باشد د رصورت بازگشت و شناخت ذات يكتاي خداوند قابل بخشش مي باشد و هيچ كس مايوس از رحمت خداوند نيست و شخص معتاد نيز زماني كه جهت درمان پناه به مرجع ذيصلاحي آورد به هيچ عنوان طرد نمي شود.

 2- اصل حمايت :

اسلام به پيروان خود دستور مي دهد زماني كه شخص ولو غيرمسلمان به قصد كمك گرفتن به تو رجوع كرد دست رد به سينه او زده نشود بلكه حتي حمايت از افراد ضعيف و مستضعف علامت ايمان افراد برشمرده شده و كسيكه در فكر اين موضوع نباشد مسلمان نمي باشد لذا معتاد نه تنها پذيرفته مي شود بلكه از نظر درمان حمايت هم مي شود.

 3- اصل بازگشت به اصل خويش :

شخص راهنما كه خود مسلمان دلسوزي است سعي خواهد نمود او را با ارزشهاي انسانيش آشنا كند وجايگاه انسان را در روي زمين به وي نشان دهد و مقام انسان وعزت هميشگي او را در پرتوگرايش به مذهب به وي گوشزد مي كند وهمچنين سعي خواهدت كرد در غيبت بازگشت به اصل خويش ايجاد كند.

 4- اصل تصميم و اراده :

در اسلام حتي نيت و تصميم شخص چنانچه مثبت باشد اجر در پي دارد و لذا زماني كه هر معتاد اراده و تصميم به ترك گرفت همان لحظه گرايش به سمت جاده سلامتي و در مسير صحيح قرارگرفتن آغاز مي شود لذا اسلام سعي دارد زماني كه معتاد تصميم و اراده به ترك كرد اورا مورد حمايت مادي ومعنوي وهمچنين تشويق قرار دهد و بر تقويت اين تصميم و اراده بيفزايدتا به عنوان يك هدف مهم آن را دنبال كند زيرا اساس مذهب رشد مي باشد.

(قدتبين الرشد من الغي ...)( قسمتي از آيات آيت الكرسي ) لذا نيت و اراده انسانها به سمت يك زندگي سالم بايستي مورد حمايت جامعه قرارگيرد. شخصي كه تصميم به ترك گرفته از نظر مذهب مورد حمايت است و بديده احترام به وي نگاه مي كنند بمنظورتقويت اراده نيت و باقي بودن براين بينش راهكاريهاي ذيل از نظر مذهب توصيه مي گردد:

1- حمايت هاي مادي ومعنوي (صله رحم )

2- همنشيني و دلجوئي از وي

3- ياد آوري مكرر توانمنديهاو ارزشهاي انساني وي

4- سوق دادن ذهن اوبه خدا واوليائش

5- اصل مراقبت :

مذهب علاوه بر بكار گرفتن چهار اصل فوق اصل مراقبت را تا حصول نتيجه نهايي ارائه مي دهد صله رحم رسيدگي به خويشاوندان وحقوق همسايه از نشانه هاي ايمان در جامعه مي باشد لذا يك مسلمان سعي دارد در برابرافراد ناتوان و آفت هاي اجتماع دوباره به سراغ او نرود و يگر همنوعش را به اين بلا نيز دچار نسازد بنابراين بااو معاشرت دارد حمايت نزديكانش را بطرف او جلب مي كند و پيوسته نگران حال او مي باشد لذا مذهب به مثابه مراقب دلسوزي است كه پيوسته در صدد جهت دادن افراد منحرف به سمت فطرت و طريقه حق مي باشد.

6-اصل بازسازي شخصيت :

دين اسلام يكي ازادياني است كه به وحدت و يكپارچگي شخصيت معتقد است اسلام دين توحيدي بي نظيري است چرا كه خداوند خالق يگانه و واحد است و خلقت او نيز براساس يك نظام يكپارچه و واحد است كه هر عنصر اين خلقت ضمن برخورداري از وحدت دروني به نوبه خود نقش مهمي در برپايي و هماهنگي خلقت دارد .

بهترين ارزشها يكي جان وديگري شخصيت انسان مي باشد و هر دو بالاترين مسئوليت را براي آحادامت اسلامي بهمراه مي آورد لذا هر فردي كه تصميم دارد قدم به جاده سلامتي بگذارد خطا وانحرافات گذشته او محو ميشود و فعاليت هاي مثبت و كوشش در راه صحيح زندگي كردن گناهان گذشته را از بين مي برد (قرآن كريم:عمل صالح زشتيها را از بين مي برد)بنابر اين شخصي كه با دستورات فوق سلامت خود را باز يافته به مانند ديگر افراد جامعه ادامه حيات ميدهد و با حرمت و ارزشمندي زندگي مي كند و هيچ مسلماني به خود اجازه كوچكترين جسارت به او نمي دهد زيرا او بازگشت به اصل خويش نموده و بر همه مسلمانها واجب است براي او ارزش يك انسان كامل را قايل باشند اميد است با دستورات حيات بخش اسلام بتوانيم تولدي ديگر در حيات خود و ديگران بويژه افراد معتاد جامعه ايجاد نمائيم.

نقش فعاليت هاي بدني در درمان اعتياد

اعتياد در مراحل نسبتا پيشرفته خود سبب مي گردد تا فرد معتاد انساني بي هدف و بدون برنامه شده ساعت هاي خواب و بيداريش نامنظم شود اينكه چه بخورد چه بپوشد ديگر برايش مهم نيست اين موضوع كه چه كار انجام دهد و كجا برود اهميتش را ازدست مي دهد لذا لازم است فرد ترك كرده با كمك خودش برنامه ريزي وهدفش را تعيين كند زيرا نداشتن برنامه مشخص موجب سرگرداني فكري فرد شده و اين خود عاملي جهت عوداعتياداست فردي كه اعتياد را ترك كرده بايد برنامه روزانه اش را مشخص باشد مثلا در اوايل جهت تقويت جسم و يا پرورش عضلات و اندام ها برنامه ريزي كند در ورزش هاي صبحگاهي شركت كرده و راهپيمائي ساده و يادويدن ملايم داشته باشد و يكي از راههاي اساس جهت مبارزه با كسالت بي حوصلگي در معتادان ورزش كردن وفعاليتهاي بدني هدف دار و يا پرداختن به كار و تفريحات سالم است پس بايد فعاليت هاي بدني را هدف دار نمود و مرتبا تغييرات جسماني كه در حقيقت نشان دهنده بهبودي بيشتر است كنترل نمود فرد ترك كرده بايد روز به روزشاداب تر و سر حال تر گردد پرداختن به كار تفريح در مناطق ييلاقي و خوش آب وهوا همچنين قدم زدن درپارك ها فضاي سبز و باغ ها رفتن به سينماها و نمايشگاها باز ديد ازبستگان و دوستان سبب مي گردد فرد معتاد ترك كرده مجددا با افراد جامعه و فعاليتها و تفريحات موجود در آن آشتي كرده و در كنار ديگران بودن به او كمك مي كند تا بتواند دوره درمان را بهتر طي نموده و رفته رفته به زندگي عادي برگردد و فرد قادر خواهد بود زندگي وكارها را بدون مصرف مواد مخدر انجام دهد و اين اولين احساس مثبت در بيماراست كه باعث تداوم و استمراربهبودي در وي خواهد شد. 

 

یکپارچگی حسی

                                                                                                                                                                                                                                                              نقش رشد و تقویت مهارتهای ادراکی- حرکتی و فعالیتهای مربوط به یکپارچگی حسی     و حرکتی در اختلالات یادگیری کودکان

 نویسنده: حمید رضا خورشیدیان

چکیده:

پژوهش حاضر در باره روشهای لازم جهت بالا بردن عملکرد و افزایش و بهبود شرایط کودکان با ناتوانی ادراکی می با شد. کودکانیکه ناتوانی ادراکی دارندمعمولاً برای تعبیر و تفسیر و پیدا کردن معنی محرکهای محیطشان دچار مشکل می با شند. وجود این ناتوانایی ها می تواند باعث بروز مشکلاتی در یادگیری گردد بسیاری از تکالیف نیازمند ترکیب درون داد های حسی و برون داد های فعالیت های حرکتی می باشند.

 

مقدمه:

با گسترش اموزش فراگیر و توجه دولتها به رها نکردن هیچ کودکی ، آموزگاران شروع به شناخت گروهی از کودکان نمودند که دارای مشکلاتی در یادگیری می با شند. این شرایط ممکن است برای معلمان در پیشرفت برنامه ، خللی ایجاد نماید به گونه ای که آنها با کودکانی مواجه می شوند که گروهی از ویژگیها را نشان می دهند که مغایر با یکدیگر است. بنابراین باید تلاش نمود تا با شناخت نا توانایی های یادگیری و بررسی روشها و فنونی که جهت باز پروری این دانش آموزان رایج است تا اندازه ای بتوان مشکلات این گروه از دانش اموزان را کاهش داد.

از آنجائیکه محرومیت حسی ناظر به شرایطی است که در آن کاهش چشم گیر در تحریک مناسب حسی در طول یک دوره زمانی مشاهده می گردد. به طور کلی همه اشخاص مبتلا به ناتوانایی ها فاقد تحریک و ظرفیت درک و تعبیر و تفسیر درون داد حسی می باشند. کوشش های اولیه توسط ایتارد( 1932) این ادعا را اثبات نمود. طبق مطالعه و تحقیق او مشخص گردید برنامه مداخله باید بسیار سریع صرت گیرد. (فرهاد ماهر، 1386)

به طور کلی توانایی درک تفاوتها و مشابهت ها در مجموعه ای از اشکال هندسی ، یک مهارت ادراکی دیداری است. توانایی تشخیص و طبقه بندی محرک های شنیداری و رد گیری الگوهای معنی دار آنها و تشخیص تفاوت بین اصوات ن – د – ب در زبان محاوره ای به تقویت ادراک شنیداری بستگی دارد . بسیاری از کارها که توسط دست انجام می گیرد ( نوشتن ، تایپ کردن مستلزم کنشهای حرکتی می باشد. همینطور بسیاری از فعالیت های بازی و ورزشی مستلزم مهارت های بالای حرکتی درشت می باشد. به همین دلایل است که تکالیف سطح پایین تر در این سلسله مراتب از اهمیت بسیار در برنامه های تربیتی کودکان دارای مشکلات یادگیری بر خوردارند. درمان یکپارچگی حسی مستلزم تحریک دستگاههای دهلیزی، گیرنده های عضلانی و لمسی است. روسنر          ( 1979) بیان نموده که مهارتهای تحصیلی منوط به مهارت های ادراکی رشد یافته می باشد ادعا می کند. توانایی های ادراکی دیداری ، پیش نیاز مقدار بسیاری از یادگیری های رسمی است که در پی آن می آید. مطالعه پژوهش روسنر           (1978) مهارتهای ادراکی را به گروهی از کودکان مبتلا به ناتوانایی های هوشی خفیف آموزشی دادند و با گروه گواه مقایسه نمودند که در یک گروه سنی و با یک هوش بر متوسط، و بعد از گرفتن پس آزمون به این نتیجه رسیدند که نسبت به گروه کنترل در مسائل ادراکی بهتر عمل کردند.

 

تاریخچه اختلال یادگیری:

با توجه به این که اصطلاح ناتوانی های یادگیری سابقه چندانی در حوزه آموزش و پرورش استثنایی ندارد. اما ریشه این رشته به بیش از 200 سال قبل بر میگردد( لرنر[1]1985)  در سال 1917 هین شل کوری[2] عدد را مطرح نمود. یک عصب شناس به نام ارتون[3] رابطه بین غلبه طرفی مغز و اختلالات تکاملی زبان را در سال 1930 مورد مطالعه قرار داد (همایش ناتوانی های یادگیری همدان 84)

در دوره دیگر در (1960-1930 ) را دوره انتقال گفته اند و اشتراوس و لیتنن[4] تحت عنوان آسیب شناسی روانی و تربیت کودک معلول مغز مورد توجه قرار گرفت و آنها معتقد بودند اگر نیمکره غالب فرد آسیب ببیند وی دچار مشکل یادگیری می شود اصطلاح ناتوانی یادگیری را اولین بار ساموئل کرک[5] در سال 1963 به کاربرد در سال 1975 دولت امریکا کودکان و نوجوانان ناتوان در یادگیری را به عنوان یک گروه ویژه به رسمیت شناخت و آنها را از نظر آموزش مشمول استفاده از خدمات آموزش و پرورش استثنائی قرار داد(براون[6] 1988). اما در ایران آموزش و توانبخشی دانش آموزان دارای ناتوانی های ویزه یادگیری به 3 دوره تقسیم می گردد.

1- در سال 1369 یک اتاق در یکی از مدارس منطقه 4 تهران توسط مدیریت و انجمن اولیا مربیان توسط دکتر تبریزی برای درمان مشکلات یادگیری اختصاص یافت. (تبریزی 81)

دوره دوم: دوره طراحی و برنامه ریزی و سیاست گذاری

دوره سوم: از سال 1373 به بعد که دوره تاسیس سیستم های آموزشی وتوانبخشی و آماده سازی نیروهای متخصص می باشد.

تعریف ناتوانی یادگیری:

کلمه ناتوانی یادگیری برای اولین بار توسط ساموئل کرک در 1962 بکار برده شد در سال 1975 ناتوانی یادگیری از طرف کنگره امریکا به معنای وجود اختلال در یک یا چند فر ایند روان شناختی پایه بوده که به فهم یا استفاده از زبان نوشتاری و یا گفتاری مربوط می شود و به شکل عدم توانایی کامل در گوش کردن ، فکر کردن ، صحبت کردن ، خواندن ، نوشتن و هجی کردن یا محاسبات ریاضی ظاهر شود. در حال حاضر تعریفی که گزارش سالیانه آن در سال 1998 به کنگره آمریکا داده شده است بیشتر معمول می باشد که کودکان ناتوان در یادگیری ، در یک یا چند فر آیند اساسی در ارتباط با فهم یا کاربرد زبان( شفاهی یا کتبی) از خود ناتوانی نشان می دهند. تظاهرات اختلال در گوش کردن، سخن گفتن، خواندن، نوشتن یا یادگیری می باشد . ناتوانی یادگیری این کودکان از نوع مشکلاتی نمی باشد که در ابتدا به بینائی ، شنوائی ، نقایص حرکتی، کم توان ذهنی ویا کمبود محیطی مربوط باشد(تبریزی، 1377) .

چگونه می توان شاخص های رشد حرکتی و سایر شاخص های حسی را اندازه گیری نمود.

الف) از آنجائیکه غلتیدن، سر از بالا به پایین بردن در 4 ماهگی ، نشستن بدون تکیه گاه در 6 ماهگی ، ایستاده در 9 ماهگی ، راه رفتن در 12 ماهگی ، بالا رفتن از پله در 27 ماهگی، جست زدن در 5 سالگی، راندن دوچرخه بدون چرخ حمایتی در 7 سالگی شاخص های رشد حرکتی می باشد. بنابراین ضعف در انها باید مورد ارزیابی قرار گیرد.

ارزیابی توانایی های حل مسئله دیداری:

در 3 سالگی رسم دایره ، در 5/3 سالگی رسم بعلاوه (صلیب) در 4 سالگی رسم مربع ، در 5 سالگی رسم مثلث، در 6 سالگی رسم مستطیل ، در 8 سالگی رسم صلیب پهن، در 9 سالگی رسم استوانه، در 12 سالگی رسم مکعب باید توسط کودک انجام گردد.

5- آزمون تشخیص راست و چپ

 در 5/4 سالگی دست چپ خود را باید نشان دهد.

در 5/4 سالگی دست چپ خود را روی چشم چپ بگذارد و دست راست خود را روی چشم راست بگذارد.

در 5/5 سالگی دست چپ خود را روی چشم راست بگذارد.

در 5/7 سالگی دست راست من را لمس کن، زانوی چپ مرا لمس کن.

ارزیابی حس لامسه:

1- آیا کودک در مقابل لمس شدن اعتراض می کند

2- آیا کودک دوست ندارد مورد نوازش قرار گیرد.

3- آیا هنگامی که لباس جدیدی می پوشد واکنش های منفی از خود نشان می دهد.

4- آیا فقط جنس خاصی از لباس را می پذیرد.

5- آیا خود را از سایرین جدا می کند.

 

ارزیابی حس بینائی:

1- آیا کودک مشکل مشخص بینائی دارد.

2- آیا در هنگام کپی کردن جابجایی انجام می دهد.

3- آیا در تمیز بین رنگها و اشکال مشکل دارد.

4- آیا در هنگام مواجهه با انبوه محرکات دیداری هیجان زده می شود.

ارزیابی حس دهلیزی[7]:

1- آیا کودک مایل نیست به هوا پرت شود.

2- آیا کودک از حرکت در فضا می ترسد( مثلاً بالا رفتن از پله)

3- از حرکات تعادل اجتناب می ورزد.

4- دست و پا چلفتی بوده و اغلب به اشیاء می خورد یا روی آن می افتد.

ارزیابی قوام  عضلانی[8]:

1- آیا کودک می تواند به مدت طولانی شئ را نگاه دارد؟

2- آیا در گرفتن اشیاء ضعف دارد؟

3- به آسانی خسته می شود.

 

ارزیابی در هماهنکی حرکت:

1- بیش از اندازه دچار حادثه می شود؟

2- در کار کردن با مداد مشکل دارد.

3- در پوشیدن یا در آوردن لباس مشکل دارد.

4- برتری دستی دائم ندارد.

 

روشهای اصلاح و تقویت مهارتهای ادراکی و انجام فعالیت های مربوط به یکپارچگی حسی: پس از اجرای آزمون و بررسی نتایج و تشخیص نقاط ضعف و قوت کودک ، می توان به طور مناسب ، او را یاری داد تا جنبه های ضعیف خود را تقویت نماید. وقتی اطلاعات تشخیصی در مورد کودک فراهم شد تنظیم یک برنامه انفرادی ، ضروری است. برنامه باید به گونه ای تدوین شود که پاسخگوی نیازهای آموزشی کودک باشد. به خاطر داشته باشید برای اجرای موفقیت آمیز برنامه ، رعایت نکات زیر الزامی است.

1- سطح کارکردی کودک را تشخیص دهید و آموزش را از همان سطح آغاز نمائید. نقطه شروع ، در هر آموزش ، توانایی کودک است، نه ضعف و ناتوانی او.

2- تمرینها را، از سطوح حرکتی و ادراکی آغاز کنید وتا سطح شناختی پیش ببرید.

3- به تدریج و به آرامی ، در تقویت شیوه حسی ضعیف کودک بکوشید تا به سطح رشد طبیعی پیشرفت کند.

تمرین 1- پیشرفت مهارتهای توازن ، پیشرفت آگاهی فضایی (مکانی)  پیشرفت هماهنگی چشم و دست، پیشرفت فعالیت دستکاری

وسیله مورد نیاز : لاستیک فرسوده سواری

نحوه ارائه:

1- از کودک بخواهید درون آن سینه خیز برود.

2- از کودک بخواهید لاستیک را به حرکت در آورد.

3- لاستیک را به حرکت در آورد و آن را متوقف نماید.

4- کودک با هر دو پا به داخل و خارج لاستیک بپرد.

5- از کودک بخواهید روی لاستیک بایستد و توازن خود را حفظ کند.

 

تمرین2-  پیشرفت هماهنگی چشم و دست ، افزایش هماهنگی و چالاکی در حرکات

وسیله مورد نیاز : استفاده از نردبان زمینی

 

نحوه ارائه:

1- به سمت جلو درون نردبان قدم بزند.

2- به سمت عقب درون نردبان قدم بزند.

3- با پای راست شروع به راه رفتن کند.

4- با پای چپ شروع به راه رفتن کند.

5- روی نردبان به طرف جلو، عقب و طرفین حرکت کند.

6- بین دو قاب نردبان به طرف جلو لی لی کند.

7- بین دو قاب نردبان به طرفین لی لی کند.

تمرین 3- انجام فعالیتهای لامسه ای جهت بهبود حس لامسه ، چهار دست وپا رفتن، جنبیدن ، غلتیدن-، سینه خیز رفتن با (باسن) راه رفتن تمام فعالیتهایی هستند که درون داد لامسه ای را افزایش می دهند. از کودک بخواهید کنار دیوار ایستاده و بچرخد. چرخش تماماً در یک جهت و سپس در جهت مخالف باشد.

حرکت دیکر جهت بالا بردن فعالیتهای لامسه ای به این صورت است که توپ را چندین بار بر رویش غلتانده و در صورت عدم بروز واکنش نا مطلوب به مرور رفتار را بیشتر نمائید.

حرکت بعدی  در افزایش فعالیت لامسه ای به این گونه است که در صورتی که با پارچه حوله ای یا تکه ای موکت کودک لمس شده و در صورتی که کودک پاسخ اجتنابی یا کناره گیری یا واکنش هیجانی نشان داد باید باز هم به درون داده ها و تمرینها ی لامسه ای ادامه دهیم.

انجام فعالیت های نقاشی با انگشت، ماسه بازی ، می تواند موثر باشد. کودک باید بعد از تمرینات بتواند زبری، نرمی ، سردی ، تیزی، کندی ، چسبندگی ، سختی ، قطوری ، نازکی را تشخیص دهد.  

 

 

تمرین 4-  انجام فعالیتهای دهلیزی:

فعالیتهای دهلیزی باید با احتیاط و دقت کنترل شود، بازیهای کودکانه زیادی مثل طناب بازی ، گرگم به هوا ، شنا و چرخ و فلک متشکل از حرکات مشخص زیادی هستند.

غلتیدن و استفاده از وسایلی چون صندلی گهواره ای و ترامپولین، سرسره، تاب، چرخ و فلک میتواند در تقویت حس دهلیزی موثر باشد

تمرین 5-فعالیتهای جهت بهبود حس عمق[9] (حس حرکت):

حس حرکت یا حس عمق به سیستم حسی ای مربوط است که از داخل بدن خصوصاً مفاصل و لیگامان ها اطلاعات فراهم می اورد. این امر با استفاده از آگاهی درونی در باره اعضا بدن خود، به ما اجازه می دهد فعالیتها را با هماهنگی انجام دهیم. فعالیت های جهت تحریک ، عمدتاً فعالیت هایی از نوع کار سخت هست به طوریکه حداقل در ان وزن بدن جابجا می شود.

تمرین ها :

الف- حمل و نقل کالا

ب- مسابقه طناب کشی

ج- مچاله نمودن روزنامه

د- پرتاب توپ سنگین و هل دادن جسم سنگین می تواند در انجام فعالیت هایی جهت بهبود حس عمق موثر باشد.

تمرین 6- فعالیتهایی جهت تقویت برنامه ریزی حرکت

1- دمیدن بر توپ پینگ پنگ

2- تقلید از راه رفتن حیوانات

3- پرش جفت پا

4- غلتاندن توپ روی دیوار

5- شوت زدن به عقب

6- شوت زدن به جلو

7- بالا رفتن نردبان

8- حرکت در یک مسیر مشخص

فعالیت های این بخش شامل اعمال برنامه ریزی شده ای است که بایست از آسان به پیچیده درجه بندی شود. لازم است طرز کار کودک از نزدیک بررسی شود تا از تناسب سطح فعالیت برای اجرا و موفقیت آن مطمئن شوید.

تمرین 7- هماهنگی حرکتی دو طرفه :

فعالیت هایی چون دو چرخه سواری ، طناب بازی ، شنا می تواند در هماهنگی حرکت دو طرفه موثر باشد.

 

نتیجه گیری :

با توجه به اینکه یکپارچگی حسی به معنی دریافت و پردازش اطلاعات از هفت حس(حرکت ،لمس،فشار،بینایی،شنوایی،چشایی،و بویایی) می باشد.اطلاعات حسی با دقت وبه طور کافی پردازش نمی شود.این به نوبه خود بر کارایی عملکرد مغز تاثیر می گذارد چرا که عملکرد مناسب مغز به یکپارچگی خوب حواس بستگی دارد.بنابراین با ، هماهنگ کردن چشم و دست و کنترل حرکتی و ادراک بصری و فضایی و مسائل تعادلی لمسی و توانایی بصری-حرکتی، و توانایی جهت گیری می توان گروهی از ناتوانیهای نوشتن خواندن،هجی کردن،واختلالات ریاضی را درمان کرد. هماهنگی حرکتی ظریف ، مستقیماً مربوط می شود به رشد و تکامل ماهیچه های ریز دست که در انجام تکالیفی نظیر نوشتن ، نخ کردن ، سوار کردن مهره ها و پیچها و قیچی کردن ، به کار برده می شود انجام موفقیت آمیز همه ی این تکالیف موجب موفقیت در تحصیل و درمان اختلالات یادگیری می شود. به نظر می رسد هر چه کودکان در زمینه در یافت و پرداخت محرکهای ورودی ،  کار آمد تر شوند در فهم و درک محیط و در نتیجه دربیان و توصیف خود توانا تر خواهند بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع:

ایلوارد. الیزابت، تشخیص و ساماندهی ناتوانی یادگیری(1377) تهران . انتشارات استثنایی چاپ اول

بارابارایی، فینک، فعالیت های مربوط به یکپارچگی حسی. ترجمه مهناز زارع فر(1383) تهران. انتشارات تیمور زاده

براتی سده، فرید، مقدمه ای بر اصول توانبخشی معلولان، 1385 ، نشر رشد

تبریزی ،مصطفی، درمان اختلالات دیکته نویسی ،1385 ، نشر فراوان

داور منش ،عباس ، مقدمه ای بر اصول توانبخشی معلولان (1385). تهران . انتشارات رشد چاپ اول

رواندوست، وحید، تمرینهای حسی و حرکتی – روانی در تحول ذهنی ، 1383 نشر دانشگاه بهزیستی

سلطان زاده ، اکبر ، بیماری های مغز و اغصاب ، 1380 . تهران نشر نور دانش.

. کرک ساموئل . اختلالات یادگیری تحولی و تحصیلی . ترجمه سیمین رونقی و همکاران. (1377) تهران . نشر سازمان آموزش و پرورش استثنایی.

. نقدی ، صوفیا، حرکت درمانی اصول و روشها ، 1378 ، نشر ارجمند.

(ورنر،رینی)، رشد و تقویت مهارتهای ادراکی- حرکتی در کودکان ، ترجمه علی حسین سازمند (1376) تهران، نشر استثنایی

 

 

 

 

.

 



1- Learner,j

2- Hinshel

 

1- Orton

2- Lehtinen & Strass

3- Samuelkirk

4- Brown

1- Vestibular sen setion

2- Musletone

1- Proprioception

اضطراب

اضطراب عبارت است از يک احساس منتشر، ناخوشايند و مبهم هراس و دلواپسی با منشاء ناشناخته، که به فرد دست می‌دهد و شامل عدم اطمينان، درماندگی و برانگيختگی فيزيولوژی است. وقوع مجدد موقعيت‌هايی که قبلاً استرس زا بوده‌اند يا طی آن‌ها به فرد آسيب رسيده است باعث اضطراب در افراد می‌شود. همهٔ انسان‌ها در زندگی خود دچار اضطراب می‌شوند، ولی اضطراب مزمن و شديد غيرعادی و مشکل‌ساز است. تحقيقات و بررسی‌ها نشان می‌دهند که اضطراب در خانم‌ها، طبقات کم‌درآمد و افراد ميان‌سال و سال‌خورده بیشتر ديده می‌شود.

 

تنيدگی (استرس) يا اضطراب

 

استرس و اضطراب کلماتی هستند که در زندگی روزمره، برای توصيف حالات و احساسات بسيار استفاده می‌شوند: به طور مثال، به‌هنگام سخنرانی در برابر جمع، به‌هنگام امتحان، به‌هنگام مشکلات مادی، تاُخير سر يک قرار و ... هنگامی که در شرايطی چون شرايط فوق، در سخنان خود از اين دو کلمه استفاده می‌کنيم، توجه چندانی به تفاوت موجود ميان آن دو نداریم. ولی به طور مثال هنگام سخن گفتن از مشکلات روحی شايع در کودکان و نوجوانان، بايد دقيق تر بود و تفاوت ميان استرس و اضطراب را به خوبی درک کرد. در روانشناسی، اضطراب مرحلهٔ پيشرفتهٔ استرس مزمن است، که هنگامی به صورت يک مشکل بهداشت روانی در می‌آيد که برای فرد يا اطرافيانش رنج و ناراحتی به‌وجود آورد يا مانع رسيدن او به اهدافش شود و يا در انجام کارهای روزانه و عادی او اختلال ایجاد کند.

اضطراب هنگامی در فرد بروز می‌کند که شرایط استرس‌زا در زندگی او بیش از حد طولانی شود یا به‌طور مکرر رخ دهد، و یا اینکه دستگاه عصبی بدن نتواند به مرحلهٔ مقاومت تنیدگی پایان دهد و بدن برای مدتی طولانی همچنان بسیج باقی بماند. در این صورت بدن فرسوده و در برابر بیماری‌های جسمی و روانی (مانند اضطراب) آسیب‌پذیر می‌شود.

 علايم شايع اضطراب

از علایم اضطراب می‌توان موارد زیر را نام برد:

  • احساس خستگی
  • عصبی بودن و بی‌قراری
  • ترس و نگرانی
  • بی خوابی يا بدخوابی
  • تپش قلب و تنفس نامنظم و سريع
  • عرق کردن
  • سردرد و سرگیجه
  • مشکل در تمرکز و حافظه
  • لرزش يا پرش عضلات
  • تکرار ادرار

 علل اضطراب

به طور کلی علل اضطراب به سه عامل زير برمی‌گردد:

  • عوامل زيست‌شناختی و جسمانی:

در افراد مضطرب، ميزان بعضی از هورمون‌های موجود در خون غيرعادی است. بنابراين هر آن‌چه که باعث اختلال در سيستم هورمونی شود، برای بدن خطر محسوب می‌شود. بارداری، کم‌کاری يا پرکاری تیروئید، پايين بودن قند خون، وجود غده‌ای در غدد فوق‌کلیوی که هورمون اپی‌نفرین توليد می‌کند و بی‌نظمی ضربان‌های قلب از اين عوامل هستند.

  • عوامل محيطی و اجتماعی:

عوامل اجتماعی و ارتباطی بسياری باعث به‌وجود آمدن اضطراب در افراد می‌شود، مانند مشکلات خانوادگی، احساس جدايی و طردشدگی،... از عوامل محيطی می‌توان تغييرات ناگهانی و غيرمنتظره را، همچون زلزله، بیماری، مرگ يکی از نزديکان،... نام برد.

يکی از مهم‌ترين عوامل اضطراب ژنتیک است و احتمال اضطراب در فرزندان افراد مضطرب بسيار بالا است. البته الگو قرار دادن رفتار پدر و مادر و يادگیری و تکرار کارهای آنان نقش مهمی در اضطراب فرزندان دارد (عامل اجتماعی)، ولی تحقيقات و بررسی‌های انجام‌شده بر روی حيوانات و دوقلوهايی که با هم يا جدا از هم زندگی می‌کنند و از والدين مضطرب به دنيا آمده‌اند، نشان می‌دهند که عوامل ژنتيکی نيز بسيار مؤثرند. با اين وجود باور نمی‌رود که ژن به خصوصی در اين مورد نقش داشته باشد، بلکه ترکيب بعضی از ژن‌ها چنین پیامدی را به دنبال دارد. طبق آخرين تحقيقات به نظر می‌رسد که عوامل ژنتيکی در بعضی انواع اضطراب مانند اختلال هراس و ترس از مکان‌های باز نقش زيادی دارد.

 عوامل جانبی مؤثر در ابتلا به اضطراب

 انواع اختلالات اضطرابی

به طور کلی اختلالات اضطرابی شش نوع دارند که هر کس می‌تواند به يک يا چند نوع از آن دچار باشد.

 اختلال اضطراب فراگير يا منتشر

نوشتار اصلی: اختلال اضطراب فراگير

اين حالت در افرادی ديده می‌شود که به‌طور مداوم نگران وقوع اتفاقی هستند. موضوع اين نگرانی‌ها می‌تواند بسيار متنوع باشد: نگرانی از بيمار شدن فرزندان، نگرانی از مرگ يکی از آشنايان، نگرانی از ته‌گرفتن غذا،... اين حالت به مرحلهٔ مقاومت استرس شباهت دارد و خطر چندانی ندارد.

از علایم آن می‌توان تپش قلب، بی‌قراری، خستگی، بی‌خوابی، تنگی نفس، اختلال در تمرکز و حافظه را نام برد.

 اختلال هراس

نوشتار اصلی: اختلال هراس

اين افراد دچار حملات اضطرابی ناگهانی می‌شوند که معمولاً چند دقيقه يا گاهی بيشتر به طول می‌انجامد. اين حملات بسيار اتفاقی، و طوری رخ می‌دهند که عامل تحريک‌کنندهٔ اصلی مشخص نيست. افراد مبتلا به اين نوع اضطراب اغلب جوان هستند.

احساس تنگی و فشردگی در قفسهٔ سينه، تپش شديد قلب، عرق کردن، لرزش، گيجی، احساس از دست‌دادن تعادل،... از علايم آن هستند؛ ولی اين علايم آنقدر گسترده هستند که افراد فکر می‌کنند دچار سکتهٔ قلبی شده‌اند و می‌ترسند که بميرند.

 ترس‌های ساده یا اختصاصی

ترس‌های خاص شايع‌ترين نوع ترس مرضی است که طی آن فرد از مواجهه با بعضی موقعيت‌ها، فعاليت‌ها يا اشياء اجتناب می‌کند، مانند بعضی از حيوانات (عنکبوت، موش، مارمولک،...)، بلندی، دريا، خون، مرگ،... هر چيزی می‌تواند باعث اين نوع اضطراب (که خطر خاصی به دنبال ندارد) بشود. ترس از مکان‌های بسته  ترس از اجتماع و ترس از مکانهای باز که افراد مبتلا به آن از حضور در فضای باز و پر ازدحام و شلوغ و خروج از محيط منزل خودداری می‌کنند. اين اختلال معمولاً در نوجوانی شروع می‌شود، ولی سابقهٔ آن می‌تواند به دوران کودکی و تجربهٔ اضطراب جدايی در آن زمان برگردد.) از اين نوع اضطراب هستند.

 اختلال اضطراب اجتماعی

نوشتار اصلی: اضطراب اجتماعی

اين نوع ترس در اواخر کودکی يا اوايل نوجوانی شروع می‌شود و ترس و شرمساری از اشتباه کردن، صحبت کردن در جمع، غذا خوردن، سرخ شدن يا لرزش صدا و... در برابر جمع است و و با خجالت ساده تفاوت دارد. اين حالت اضطراب مانع شناخت افراد جديد می‌شود و فرد را به انزوا و گوشه‌گيری می‌کشاند.

اختلال وسواس

نوشتار اصلی: اختلال وسواسی جبری

در اين حالت فرد افکار يا اعمالی را برخلاف ميل خود تکرار می‌کند. اين بيماری می‌تواند به صورت وسواس فکری يا وسواس عملی يا هر دو در فرد ظاهر شود. در وسواس فکری، فرد قادر نيست فکر، احساس يا عقيده‌ای تکراری و مزاحم را از ذهن خود بيرون کند. افکار وسواسی می‌توانند بسيار ناراحت کننده، وحشت‌آور يا وحشيانه باشد. افکار وسواسی می‌توانند باعث شوند که فرد به سمت عادات وسواسی گرايش پيدا کند، يعنی عمل يا اعمالی را به طور مکرر انجام دهد (وسواس عملی). مانند شستن مکرر دست‌ها، بالا کشيدن بينی،... اعمال وسواسی هيچ‌گونه توجيه منطقی ندارند.

 اختلال تنش‌زای پس از رویداد نوشتار اصلی: اختلال ااختلال تنش‌زای پس از رویداد

اختلال تنش‌زای پس از رویداد را به نام سندرم موج انفجار نيز می‌شناسند. اين حالت مربوط می‌شود به حادثه‌ای (از قبيل جنگ، تصادفات شديد، سوانح طبيعی،...) که با استرس شديد هيجانی همراه است و شدت آن می‌تواند به هر کسی آسيب برساند. يک‌دوم افرادی که دچار چنين استرس شديدی می‌شوند علايم مربوط به آن را (مانند خواب‌های تکراری، خاطراتی مبهم ولی فراگيرنده، از دست رفتن تعادل و پرخاشگری شديد،...) پس از گذشت حدود سه ماه از دست می‌دهند. هرچه اقدامات لازم برای درمان زودتر انجام گيرد، احتمال ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه کمتر می‌شود. در صورتی که اين حالت بيش از چند ماه طول بکشد، احتمال اين که تا آخر عمر با فرد باقی بماند بسيار زياد می‌شود.

 اضطراب در کودکان و نوجوانان

تشخيص اضطراب و درمان آن در کودکان و نوجوانان بسيار مهم است، چون شخصيت آنان طی اين دوره شکل می‌گيرد. بسياری از کودکان زمانی که در شرايط جديدی قرار می‌گيرند، دچار اضطراب می‌شوند و واکنش‌های متعددی را از خود بروز می‌دهند ( لکنت زبان، آويزان شدن به پدر و مادر، خجالتی شدن، جويدن ناخن، ...). وظيفهٔ والدين در اين موقعيت اين است که با او با صبر و حوصله بر خورد کنند و به او اعتماد به نفس لازم را برای مواجهه با آن شرايط بدهند. تشويق والدين در ارتباط بر قرار کردن فرزندان با محيط خارج از خانه و افراد غير فاميل بسيار مؤثر است. بسياری از والدين از اين احساس فرزندشان تا روزی که به مشکل برخورند (مثل اولين روز مدرسه) بی اطلاع هستند. يکی از شايع ترين دلايل دل درد و حالت تهوع که در کودکان دبستانی ديده می‌شود، ترس و اضطراب آن‌ها از مدرسه است. نگرانی پدر و مادر ( از ورود تازهٔ کودک به مدرسه، وضعيت درسی او و ...) باعث انتقال آن به فرزند می‌شود و اضطراب او را افزايش می‌دهد. از اختلالات اضطرابی شايع در کودکان می‌توان اضطراب اجتماعی، ترس از مدرسه، اضطراب امتحان و اضطراب جدايی را نام برد.

با بزرگ شدن کودک و پا گذاشتن به دوران نوجوانی ممکن است اختلالات اضطرابی جديدی در او پديد آيد. در اين زمينه می‌توان به عوامل زير اشاره کرد:

  • اضطراب ناشی از پذيرفته نشدن از جانب همسالان

نوجوانان در اين مرحله از زندگی خويش به شدت به همسالان خود گرايش دارند و به دنبال برقراری ارتباط و دوستی با آنان هستند. والدين بايد نياز طبيعی مورد توجه همسالان قرار گرفتن فرزندشان را درک کنند و برای دوستان او احترام قائل باشند. همچنين حفظ اعتبار و شخصيت نوجوان در مقابل همسالان بسيار مهم است. ترس از برقرار کردن روابط عاطفی و اجتماعی و سرزنش‌های والدين در انتخاب دوستان به دليل متفاوت بودن فرهنگ و آداب و رسوم و ارزش‌های خانواده ها، باعث اضطراب در نوجوان می‌شود. برای جلوگيری از پنهان کاری، پدر و مادر بايد در زمان مناسب و با منطق و ملایمت او را متوجه نتايج نامطلوب بعضی از معاشرت‌ها کنند.

  • تغييرات جسمی

نگرانی و اضطراب در اين مورد می‌تواند ناشی از ديررسی يا زودرسی بلوغ، احساس خجالت، نا آگاهی و يا ترس از شرايط جديد و ناتوانی در تطابق دادن رفتار خود با اين شرايط باشد. برای جلوگيری از اضطراب، پدر و مادر يا مربيان بايد به طور مناسب و شايسته، نوجوان را (قبل از پيدايش علايم ثانويهٔ بلوغ) در جريان مسائل مربوط به تغييرات جسمانی و آثار روانی آن بگذارند.

  • بروز رفتارهای پرخاشگرانه

مخالفت با افراد مختلف در خانه و يا خارج از آن، از خصوصيات بعضی از نوجوانان است که ممکن است با پرخاشگری کلامی يا غير از آن همراه باشد. عدم توانايی کنترل اين رفتار پرخاشگرانه باعث اضطراب در بسياری از نوجوانان می‌شود. برای جلوگيری از اين حالت، تربيت مناسب والدين، مقاوم ساختن فرزند در برابر سختی‌ها از دوران کودکی و ايجاد امنيت روانی می‌تواند مؤثر واقع شود. امر و نهی‌های غير اصولی و محدوديتهای بی مورد در کسب استقلال و آزادی، باعث تحريک عصبانيت و خشم‌های کنترل نشده در نوجوانان می‌شود. والدين بايد به نوجوان بياموزند که به هنگام خشم، منطقی برخورد کند و بدون توهين و تحقير ديگران عواطف خود را بيان کند. همچنين بايد به او بفهمانند که نحوه برخورد ديگران با او تا حدی نتيجه رفتار خود او با ديگران است.

  • ترس از مستقل شدن

يکی از عمومی ترين نيازهای نوجوانان داشتن استقلال و آزادی است. کسب استقلال در بسياری از نوجوانان باعث اضطراب می‌شود. از جمله مشکلاتی که طی دستيابی به استقلال در نوجوانان ديده می‌شود، تضاد و دوگانگی است. يعنی نوجوانان با اين که می‌خواهند و می‌دانند که بايد مستقل شوند، از استقلال می‌ترسند. ناآگاهی از وضعيت پس از استقلال، يکی از دلايل اصلی اين امر است. برای جلوگيری از ابتلا به اضطراب و دوگانگی، والدين بايد به نوجوان اعتماد به نفس و جرأٔت تجربه کردن دهند و برای او امنيت روانی فراهم کنند. دادن مسئوليت و فرصت به نوجوان و اجازهٔ اظهار نظر و تصميم دربارهٔ امور مربوط به خود، بدون تنبيه و تحقير او به خاطر اشتباهاتش، باعث می‌شود تا او از خطا هايش عبرت بگيرد، راه‌های مختلف زندگی را بياموزد و برای مستقل شدن آماده شود.


 راه‌های پيشگيری از اضطراب

برای جلوگيری از اضطراب راه‌های مختلفی وجود دارند . می‌توان موارد زير را مثال زد:

  • رژيم غذايی سالم

استفاده از غذا‌های متنوع و حاوی انواع مواد لازم به ميزان متعادل در حفظ سلامت بدن نقش اساسی دارد.

  • فعاليت بدنی به طور منظم

ورزش کردن به خصوص به طور منظم يکی از راه‌های پيشگيری و درمان اضطراب است. پياده روی تند و سريع به مدت ۴۰ دقيقه ميزان اضطراب را به طور متوسط تا ۱۴% کاهش می‌دهد. به علاوه، ورزش کردن باعث بالا رفتن کارايی دستگاه تنفسی و گردش خون، حفظ تعادل وزن و شادابی فرد می‌شود. ورزش هايی نيز چون یوگا باعث افزايش آرامش می‌شوند و در جلوگيری از اضطراب بسيار مفيدند.

  • افزايش اعتماد به نفس

اعتماد به نفس بالا باعث می‌شود تا بدن بتواند از حداکثر از نيروی خود برای مقابله با استرس استفاده کند.

  • عدم گوشه نشينی و اجتماعی بودن

هنگامی که افراد دچار فشار روانی می‌شوند، به طور غريزی از صحنه عمل و اجتماع کنارکشيده و به گوشه ای پناه می‌برند، در حالی که گوشه‌گيری باعث تشديد استرس می‌شود. ارتباط با افراد و دوستان، به خصوص کودکان که می‌توانند فرد را به خنده وادارند، باعث از ياد رفتن نگرانی حتی برای مدتی کوتاه می‌شود.

  • حمايت اجتماعی

وجود حمايت اجتماعی در زندگی هر فرد باعث می‌شود تا او در مقابل بحران‌های زندگی برای دفاع از خود سپری داشته باشد که به آن تکيه کند. حمايت اجتماعی، احساس امنيت و اعتماد به نفس را افزايش می‌دهد و فرد را در مقابل استرس و فشار روانی مقاوم تر می سازد.

  • انديشيدن به زمان حال

انديشيدن به زمان حال و کنار گذاشتن رؤياها و آرزوها برای موقعيت‌های مناسب تر آرامش ذهنی را افزايش می‌دهد. همچنين مشغول کردن ذهن به کاری که در حال انجام است و فکر نکردن به زمينه‌های اضطرابزای آن بسيار مؤثر است.

  • كسب اطلاعات در مورد شرايط تنش زا

بی اطلاعی از موقعيت فشارآور باعث استرس و اضطراب بيش تری در افراد می‌شود. کسب آگاهی و اطلاع از شرايط و مواردی فرد که با آن‌ها مواجه خواهد شد سبب می‌شود که کمتر دچار نگرانی و دلواپسی شود. به طور مثال در جريان گذاشتن بيماران از نحوهٔ عمل و دردهای پس از آن باعث می‌شود تا آنان کمتر دچار اضطراب شوند.

  • خنديدن

خنده از سالمترین راه‌های جلوگيری از فشار روانی است. به هنگام خنده هورمونی ضد درد (که باعث احساس خوشی و سلامتی در شخص می‌شود) در مغز آزاد می‌شود و ميزان هورمونهای استرس زا در خون پايين می‌آید.

  • ابراز هيجان بر روی کاغذ

نوشتن سادهٔ هيجانات و احساسات بر روی کاغذ موجب تسکين فشارهای روانی ناشی از رويدادهايی چون از دست دادن شغل، مشکلات خانوادگی و ... می‌شود.

 درمان اضطراب

بعضی از موارد اضطراب اصولا بیماری نیستند و بدون نیاز به پزشک می‌تواند درمان شود. به این موارد، اضطراب طبیعی می گویند که طی آن اضطراب به خوبی توسط بیمار کنترل و برطرف می‌شود (مثل اضطراب ناشی از امتحان). اضطراب طبیعی می‌تواند با روشهایی از قبیل حمام گرفتن به مدت طولانی، تنفس عمیق، صحبت کردن با شخصی مورد اعتماد، استراحت در یک اتاق تاریک و ... تحت کنترل درآید.

مراجعه به پزشک زمانی ضروری می‌شود که خود درمانی فرد جواب ندهد، یا فرد دچار هراس بیش از حد یا علایمی جدید و غیر قابل توجیه شود. در آن صورت پزشک درمان دارویی یا درمان غیر دارویی (روش‌های کلاسیک) را به او پیشنهاد می‌کند. از داروهایی که امروزه برای درمان اضطراب مورد استفاده قرار می‌گیرند می‌توان فلوکستین ( پروزاک) ، داروهایی از خانوادهٔ بنزودیازپین‌ها (برای مدت کوتاه)، سرتالین و ... را مثال زد. درمانهای دارویی گاه در برخی بیماران دارای عوارضی هستند . از بین درمانهای غیردارویی می‌توان تن‌آرامی (آرام‌سازی), حساسیت زدایی، توقف تفکر، سرمشق دهی و ... را مثال زد. در این روش‌ها به بیمار آموزش داده می‌شود که بدن خود را برای مقابلهٔ مؤثر و مستقیم با عوامل تنشزا آماده کند.

افسردگی


افسردگى (DEPRESSION) حالتى احساسى است كه مشخصه‏اش اندوه، بى‏احساسى (APATHY) ، بدبينى (PESSIMISM) و احساس تنهايى است. اين بيمارى كه امروزه از شيوع بالايى در ميان مراجعه كنندگان به كلينيك‏هاى روانپزشكى برخوردار است،

داراى تظاهرات متنوع و زيادى بوده كه از مهمترين آنها مى‏توان به اختلالات خواب اشاره نمود. تحقيقات نشان مى‏دهد 75 درصد از بيماران افسرده مشكلى در خواب (چه به صورت بى خوابى و چه پرخوابى) دارند و همچنين علايم اين بيماران در هنگام صبح تشديد مى‏شود. نكته جالب و قابل توجه و مورد بحث ما اين است كه در اين بيماران چگالى (REM حركت‏ سريع چشم) در نيمه اول خواب و همچنين كل زمان REM افزايش يافته و فاصله ميان به خواب رفتن تا شروع اولين دوره REM يعنى ( LATENCY - REM) كم شده و مرحله 4 خواب نيز كاهش مى‏يابد. (1)

پس به عبارت ساده‏تر مى‏توان گفت، افراد افسرده زمان بيشترى را در مرحله خواب REM به سر مى‏برند. يعنى به ميزان بيشترى نسبت ‏به سايرين خواب مى‏بينند.


يك روش درمانى جديد براى بيماران افسرده، بيدار نگه داشتن آن‏ها براى كاهش ميزان REM است، كه بهترين شكل آن نماز صبح است. (2) زمان نماز صبح كه مورد تاكيد قرآن و همچنين بسيارى از روايات بوده، سبب كاهش قابل توجه ميزان خواب REM در اشخاص مى‏شود. زيرا شخص نمازگزار كه خود را ملزم به اقامه نماز صبح مى‏داند و بايد صبحگاه بيدار شود، پس در حقيقت جلوى ورود به مرحله قابل توجهى از REM را مى‏گيرد. از اين جهت ‏بيدارى صبحگاهى براى نماز خود به تنهايى مى‏تواند يك عامل مهم بدون عارضه در پيشگيرى از افسردگى مطرح باشد كه بر تمام روش‌هاى درمانى دارويى و غير دارويى ارجح است، چرا كه پيشگيرى بر درمان مقدم است .

حال ببينيم، اين موضوع چه ارتباطى با نماز صبح دارد، يعنى نماز صبح چه اثر درمانى مى‏تواند در اين بيماران داشته باشد؟

به طور متوسط 20 - 15 دقيقه طول مى‏كشد تا يك فرد معمولى به خواب رود. پس در عرض 45 دقيقه وارد مراحل 3 و 4 خواب شده كه اين مراحل عميقترين مراحل خواب‏اند. يعنى بيشترين تحريك براى بيدار كردن فرد در اين مراحل لازم است. حدود 45 دقيقه پس از مرحله ‏4 است كه نخستين دوره حركات سريع چشم (REM) فرا مى‏رسد. هر چه از شب مى‏گذرد، دوره‏هاى REM طولانى‏تر و مراحل 3 و 4 كوتاه‏تر مى‏شود. بنابراين در اواخر شب، خواب شخص سبك‏تر شده و رؤياى بيشترى مى‏بيند (يعنى خواب REM اش بيشتر مى‏شود).

پس قسمت اعظم خواب REM در ساعات نزديك صبح به وقوع مى‏پيوندد. و از طرفى ديديم كه يكى از مشكلات مهم بيماران افسرده، افزايش يافتن طول خواب REM و خواب ديدن زياد است. از اين جهت ‏يك مبناى مهم در توليد داروهاى ضد افسردگى ايجاد داروهايى است كه كاهش دهنده مرحله REM خواب باشند (از جمله داروهاى ضد افسردگى سه حلقه‏اى) .


لازم به ذكر است آثار روحى و روانى ايمان به خدا و اقامه نماز بسيار زياد است و نكات علمى بسيار شگرفى در اسرار سحر كه مورد تاكيد فراوان اسلام نيز بوده، نهفته است كه انسان با دانستن آنها از تمام وجود زمزمه مى‏كند.
علاوه بر اين يك روش درمانى جديد براى بيماران افسرده، بيدار نگه داشتن آن‏ها براى كاهش ميزان REM است، كه بهترين شكل آن نماز صبح است. (2) زمان نماز صبح كه مورد تاكيد قرآن و همچنين بسيارى از روايات بوده، سبب كاهش قابل توجه ميزان خواب REM در اشخاص مى‏شود. زيرا شخص نمازگزار كه خود را ملزم به اقامه نماز صبح مى‏داند و بايد صبحگاه بيدار شود، پس در حقيقت جلوى ورود به مرحله قابل توجهى از REM را مى‏گيرد. از اين جهت ‏بيدارى صبحگاهى براى نماز خود به تنهايى مى‏تواند يك عامل مهم بدون عارضه در پيشگيرى از افسردگى مطرح باشد كه بر تمام روش‌هاى درمانى دارويى و غير دارويى ارجح است، چرا كه پيشگيرى بر درمان مقدم است .

لازم به ذكر است آثار روحى و روانى ايمان به خدا و اقامه نماز بسيار زياد است و نكات علمى بسيار شگرفى در اسرار سحر كه مورد تاكيد فراوان اسلام نيز بوده، نهفته است كه انسان با دانستن آنها از تمام وجود زمزمه مى‏كند؛

مشکلات نوشتاری

وقتی کودک شالوده گوش دادن و صحبت کردن را فرا گرفت ، فراگیری خواندن و نوشتن را آغاز می کند . در طول تاریخ ، آموزش نوشتن به اندازه آموزش خواندن مورد توجه بوده است. برای این که آموزش نوشتن از کارآیی لازم برخوردار باشد ، لازم است از نحوه فراگیری نوشتن کودکان و سطوحی که در این فراگیری طی می کنند ، آگاه باشیم. آگاهی از نقاط عطفی که کودکان در فراگیری نوشتن طی می کنند ، به ما کمک می کند برنامه ریزی و تعامل با آن ها را متناسب با رشد و توانایی های آن ها پی ریزی کنیم . لازم به تذکر است که این نقاط عطف ، حول و حوش یک سن ( البته به میزان متفاوت) درکودکان رخ می دهد. نقاط عطف فراگیری نوشتن در کودکان ساورز۱ نقاط عطفی را که کودکان آمریکایی در هنگام فراگیری نوشتن طی می کنند ، به این شرح معرفی می کند:

الف) مرحله خط خطی کردن ۲: کودک نوپا کاغذ را خط خطی می کند ، به تدریج خط خطی کردن ها ، شکل هنرمندانه ای به خود می گیرند و نهایتاً تلاش های آغازین کودک برای نوشتن کد یک زبان خاص شروع می شود . باید دانست ، تجربه های قبلی کودک و توانایی های او در زبان شفاهی ، و رشد احساسی – اجتماعی ، حرکتی و شناختی ، روی هم رفته تعیین کننده رفتارهای نوشتاری اولیه کودک هستند.

ب) املای من در آوردی ۳: این مرحله حول وحوش ۵ سالگی رخ می دهد. مثلاً disturb را به صورت dstrb می نویسد یا not را به صورت nat می نویسد. همچنین زمان افعال را همیشه حال در نظر می گیرد.

ج) املای قراردادی ۴ : این مرحله حول و حوش ۵ سال و ده ماهگی تا ۶ سال و سه ماهگی رخ می دهد. در این مرحله ، کودک می تواند برخی از کلمات را بخواند ، ولی نمی تواند آن ها را بنویسد. با این توضیحات روشن می شود که در چهار سال اول زندگی کودک ، پایه و اساس آموزش نوشتن رسمی ۵ در او شکل می گیرد. منظور از نوشتن رسمی ، استفاده از کد نوشتاری یک زبان ، متناسب با هدف (مقاصد) و نیز مخاطبان متفاوت است. با شروع آموزش مدرسه ، نوشتن رسمی شروع می شود. در مدرسه روی یادگیری دیداری کل کلمه تأکید می شود که به کودک در یادگیری استراتژی دیداری املا۶ می کند. در این زمان درک و ارزش نهادن به تلاش های نوشتاری اولیه کودک می تواند ، محیط مناسبی برای پیشرفت او در امر نوشتن فراهم کند. در پایان سال اول ابتدایی از کودکان انتظار می رود که بر نوشتن حروف الفبا مسلط شوند. در این مرحله ، کودک به تولید فیزیکی حروف توجه کم تری می کند و حروف و ارقام را رونویسی می کند و درک دیداری او به حدی می رسد که تفاوت های اندک میان حروف ، مثلاً میان ” ب” و “ت” را پیش بینی می کند. همچنین می تواند تمایزات شنیداری ظریف تر مثلاً میان “ب” و “پ” را تشخیص دهد. رفته رفته توجه کودک به الگوی هجایی واژه ها جلب می شود. در مطالبی که برای کودکان تهیه می شوند ، معمولاً کلمات باید دو الگوی هجایی خاص داشته باشند: یکی الگوی cvc ( صامت آغازی + واکه میانی + صامت پایانی) مثلاً کلمه” توپ” (ت+و+پ) و دیگری الگوی هجایی cvcv ( صامت آغازی + واکه میانی + صامت دوم+ واکه پایانی ) مثلاً کلمه ” بابا” (ب+ ا+ب+ا) . کلماتی با الگوی هجایی cvc و cvcv فهرست خوبی از کلمات را برای تمرین نوشتن یک نویسنده مبتدی فراهم می آورند. تا این مرحله ، دانش نوشتاری کودک در سطح واژه ، شامل اطلاعاتی در مورد واج ها ، حروف ، روابط میان صامت ها ، مصوت ها و هجاهاست. اگر معلم بتواند انگیزه بیش تری در کودک ایجاد کند ، او به سرعت از نوشتن کلمات منفرد ، به نوشتن جمله رو می آورد. البته جملات اولیه کودک صرفاً شامل دسته هایی از کلمات هستند ، اما رفته رفته شباهت بیش تری با جملات رسمی پیدا می کنند. به تدریج نقطه گذاری ، فاصله گذاری و برخی ایجاد ارتباط شفاف با خواننده ( مخاطب ) را می آموزد.

نکاتی که در طراحی فعالیت های نوشتاری مناسب برای فراگیران کوچک باید مدنظر قرار گیرند در طراحی فعالیت های نوشتاری مناسب برای فراگیران کوچک ، معلم ( مربی ) باید نکاتی را مدنظر داشته باشد که به قرار زیرند: • نقش مهارت های حرکتی • محیط نوشتن • داشتن نگرش مثبت • الگو بودن معلم در معرفی نقش های نوشتن • تشویق دانش آموزان به نوشتن گروهی • استفاده از انواع محصولات نوشتاری معنی دار • اهمیت توجه به خصوصیات فردی کودک. در این جا یک یک موارد یاد شده به تفضیل مطرح می شوند.

کودک کم توان ذهنی یا کودک Cp  و یا هر کودکی که حتی علامتی از نا توانی ظاهری در او دیده نمیشود ولی نوعی کندی در حرکات و فعالیت های جسمی و ذهنی او مشاهده میشود نیازمند کار توان بخشی میباشد ، تا در حد امکان به سطح فعالیت برسد .

یا کودک این خلا یا این فاصله را بطور کامل طی خواهد کرد و به حد کودک نرمال میرسد و در مدارس عادی حضور پیدا میکند و یا به حداکثر سطح توان خودش خواهد رسید و استقلال نسبی و یا کامل پیدا میکند .

کار درمانی یکی از رشته های تیم توانبخشی میباشد که دارای سه حیطه ی ذهنی ، جسمی و روان میباشد.کودک دلبند شما مجموعه ای از ذهن، جسم و روان میباشد ، پرداخت به یک حیطه ، وقتی از بقیه انها غافل شویم باعث رشد تک بعدی کودک خواهد شد و کارایی او را کاهش خواهد داد.

کاردرمانی جسمی با پرداختن به مشکلات جسمی کودک از جمله اختلالت تون عضلات ،اسپاسم ، شلی عضلانی ، رفلکس های پاتولوژیک ، عدم تکامل مراحل رشد حرکتی ، کوتاهی ها ، تجویز کفش طبی و ارتز و اسپیلنت مناسب آنومانی ها و کلیه کم توانایی ها یا نا توانایی های حرکتی مهارتی ، بیمار را در وضعیت بهتری از لحاظ جسمی و درکی حرکتی هدایت و درمان می نماید.

کودکانی که در این حیطه تحت درمان واقع می شوند شامل کودکان فلج مغزی ، کودکان داون ، کودکان با مشکلات تعادلی و تاخیری ، کودکان با مشکلات قدرت عضلانی ، کودکان با دررفتگی لگن ، کودکان با دیستروفی عضلانی و میوپاتی و کودکانی که به دلیل ویلچر نامناسب یا ضعف عضلانی دچار کوتاهی شده اند . کاردرمانی جسمی با استفاده و به کارگیری تکنیک های درمانی به کودکان فوق یاری می رساند.

کاردرمانی ذهنی با در نظر گرفتن رابطه بین ذهن و جسم ، ذهن و حرکت ، ذهن و گفتار ،ذهن و یادگیری یک سری برنامه ریزی های منسجم در رابطه با توانایی های زیر در کودکان بکار می گیرد .

ضعف body image ،ضعف مهارت های fine ، ضعف مهارت های حرکتی که مربوط به یکپارچگی حسی حرکتی می باشد.مشکل در سیستم وستیبولار (ترس از ارتفاع و.......) ، اختلالات درک بینایی-فضایی فقدان وضعف د رمهارت های ترسیمی ،اختلالت حسی، مشکلات مخچه ای و کلیه ی ناتوانایی های ذهنی کودک و خانواده را راهنمایی می کند.کودکانی که به این حیطه از کاردرمانی نیازمندند شامل: PDD بالاخص اتیسم ،اختلال رفتاری ، اختلال یادگیری ، اختلال توجه و تمرکز ،مشکلات حافظه ،مشکلات نوشتاری،کودکان با تاخیر رشدی ،کودکان با مشکلات درکی شناختی ، کودکان کلامزی ، کودکان مخچه ایکودکان ADHD ، کودکان با مشکلات بینایی -شنیداری .

کاردرمانی ذهنی با استفاده از تکنیک های درمانی ،تکنیک های رفتاری،بازی درمانی ، حرکت درمانی ، اتاق تاریک و.......... مشکلات این کودکان را تا حد امکان مرتفع می سازد.

کاردرمانی در بیماران روان شامل کودکانی می باشد که مشکلات رفتاری ، فوبیا یا ترس شدید ، مشکلات ارتباطی ، اجتماعی ، مشکلات اضطرابی و افسردگی ، پرخاشگری ، اسکیزوفرن کودکی ، وسواس ضد اجتماعی و هذیان و بیقراری می باشند.ا توجه به ارزش کار گروهی در کنار کاردرمانی حضور روانشناس کودک که مسائل آموزش به کودک را به عهده می گیرد ضروری است. در بخش آموزش در واقع کودکان با مفاهیم رنگ ها ، میوه ها،حیوانات ،مشاغل و..........آشنا می شوند.

مرکز توان بخشی بهتوان با تجهیز بخش های کاردرمانی ذهنی و جسمی ، بازی درمانی ، آموزش استثنایی ، تست هوش ، جلسات مشاوره و case study و ایجاد یک کار تیمی منسجم و کارآمد در کنار راهنمایی و همکاری با والدین به رساند کودک به بالاترین سطح توانایی خودش نموده است.

مشکلات نوشتاری(اکرم آزاد1 ، ناصر حوایی2، شهلا رفیعی1، محمد رضا کیهانی3

از نیمه قرن بیستم (دهه 1960) پژوهش و مطالعه درباره کودکاني آغاز شده است که حالت و کردار آنان برای بسیاری از پدران، مادران، معلمان و مددکاران حیران کننده است (1). این گروه، علی رغم داشتن هوش طبیعی، بدون بهره­گیری از آموزش­های ویژه قادر به ادامه تحصیل نیستند، یا برخی دیگر ممکن است یک روز مطلب را به خوبی فراگیرند و روز دیگر تمام آن را فراموش کنند. عده ای دیگر در پاره­ای از کارها بر بسیاری از همگنان خود پیشی می­گیرند و در قسمتی دیگر مانند کودکان کوچکتر از خود عمل می­کنند. بسیاری از این کودکان تنها در یادگیری یک درس خاص دچار مشکل هستند، اما برخی از آنان در یادگیری چند موضوع درسی مشکل دارند. مشکل یادگیری این کودکان معمولاً با افزایش سن آنان شدیدتر می­شود (2).

یکی از موارد شایع اختلال یادگیری، اختلال در نوشتن (رشدی) است که به طور متنوع به کلینیک­های کاردرمانی مراجعه دارند. اختلال نوشتن یک اختلال مهارت آموزشی تعریف می­شود که در دوران کودکی ظاهر می­شود. این کودکان معمولاً وارونه­نویسی می­کنند یا بسیار بد خط می‏نویسند. برخی از محققان عقیده دارند که بدنویسی این کودکان معمولاً به دلیل عدم هماهنگی آنان است (3).

به گفتهGIROD (2001) این کودکان با وجود داشتن هوش طبیعی و امکانات آموزشی و عاطفی مناسب، در عملکرد تحصیلی نسبت به هم­سن و سالان خود دچار تاخیر هستند و عوامل متعددی را مانند عوامل زیست شناختی و جسمانی، عوامل ِژنتیکی و عوامل محیطی در ایجاد این اختلال موثر می­داند (4).

­­­تشخیص اختلال نوشتن محض (دیسگرافیا) زمانی گذاشته می­شود که اختلال به طور قابل ملاحظه در پیشرفت تحصیلی یا فعالیت روزمره زندگي تداخل نموده است. 3 تا 10 درصد کودکان در سنین مدرسه اختلال نوشتن دارند. کودکان مبتلا به اختلال نوشتن پس از ورود به دبستان خیلی زود مشکلاتی در هجی کردن کلمات نشان می­دهند.

با بالا رفتن سن و رفتن به کلاسهای بالاتر، جملات کتبی و شفاهی چنین کودکانی آشکارا ابتدایی­تر، عجیبتر و نسبت به سطح مورد انتظار پایینتر به نظر می­رسد و حاوی تعداد زیادی اشتباهات دستوری است. ایشان ضعف در ساختن پاراگراف­ها داشته، پاراگراف­ها آشفته و فاقد توالي و تداوم مناسب است و با افزایش تعداد و انتزاعي­تر شدن مخزن لغت آنها توانایی­هایشان برای هجی کردن درست کاهش می­یابد. خصوصیات فرعی مشتمل بر بی­میلی در رفتن به مدرسه و انجام تکالیف کتبی، عملکرد تحصیلی ضعیف در سایر زمینه­ها (مثلاً ریاضیات)، بی­علاقگی کلی به مدرسه، فرار از مدرسه و اختلال رفتاری است. بنابراین بهتر است که این اختلال در سنین پایین­تر تشخیص داده شود تا بتوان از طریق آموزش‏های لازم به اصلاح آن پرداخت.

اگر اختلال نوشتن به موقع تشخیص داده نشده و درمان نشود، می­تواند با ادامه اختلال، دستیابی شخص به سطوح بالاتر شغلی را با مشکل مواجه کند. افراد بالغ مبتلا به اختلال نوشتن، در انطباق اجتماعی (در زمینه مهارتهای نوشتن) دچار بی­کفایتی می­شوند و این احساس مستمر بی­کفایتی، حس جدایی، بیگانگی و درماندگی و نهایتاً افسردگی مزمن را در فرد ایجاد می­کند. این افراد اکثراً مشاغلی را انتخاب می­کنند که به حداقل مهارت­های نوشتن احتیاج دارند و ممکن است ندرتاً به موفقیت­های­حرفه­ای دست یابند که­از نظر اجتماعی مطلوب و یا مستلزم نگارش بیانی سطح بالا است (5).

با توجه به درمان مشکل و نه چندان موفقیت­آمیز این نوع اختلال یادگیری (ديسگرافیا) علاقه محققان به بررسی علل، شيوع، نوع جامعه آماری و مسائل مرتبط با آن بسیار است.

Bruininks (1977) مهارت حرکتی در کودکان مبتلا به اختلال یادگیری و کودکان عادی را مورد بررسی قرار داد. دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری در حرکات ظریف و درشت به صورت معنا­داری بدتر عمل می­کردند (6).

O'Hare (1989) اختلال نوشتن دوران کودکی را مورد بررسی قرار داد. یک سابقه خانوادگی در کودکان مبتلا به اختلال نوشتن رشدی نسبت به بچه­هاي با اختلال نوشتن اکتسابی وجود داشت(7).

Engelsman و همکارانش (2003) نقص در حرکات ظریف(Fine) کودکان مبتلا به اختلال رشد در هماهنگی حرکتی DCD (Development Coordination Disorder) و اختلالات یادگیریLD (Learning Disorder) را در مقایسه  با کودکان عادی، از طریق آنالیز کینماتیک حرکتی بر عملکرد حرکتی ظریف مورد بررسی قرار داد و نشان داد که هر دو گروه  DCD وLD در اجرای حرکات، بیشتر روي فیدبک تکیه می‏کنند و در فعالیتهای Feed forward مشکل دارند (8).

Reed    (2002)   بیان می­کند که کودکان مبتلا به اختلال یادگیری چون در یادگیری مشکل دارند، تمایلی جهت یادگیری مهارت­های حرکتی جدید ندارند که همین مورد باعث ایجاد مشکلات حرکتی درشت و ظریف می­شود و از طرف دیگر این کودکان در برنامه­ریزی حرکتی، ترتیب­بندی حرکتی و انعطاف پذیری پاسخ حرکتی دچار مشکل هستند که باعث می‏شود در عملکرد حرکتی ضعف داشته باشند. با توجه به ارجاع نسبتاً به موقع این کودکان (توسط روانشناسان، نورولوژیست­ها، ارتوپدها) به بخش­های کاردرمانی جهت ارزیابی و درمان، مناسب است که با ارزیابی­های صحیح و به موقع این نوع کودکان به تشخیص صحیح نوع اختلال یادگیری کمک نمود. از طرفی مطالعه­ی مقالات و نیز اشاره صریح Reed (2002) و تجربیات کلینیکی این گروه محقق نشان داده شده است که مهارت‏های حرکتی این کودکان باید در حین ارزیابی و درمان مورد توجه قرار گیرند، و اما پژوهشی که همه­ی جوانب مسائل حسی ـ حرکتی این گروه کودکان را مورد بررسی قرار داده باشد، در دسترس نمی­باشد. این مسئله ما را بر آن داشت که تمام جوانب ابزار نوشتن (حس، حرکت، قدرت، مهارت دست­نویسی) این گونه بیماران را مورد بررسی قرار دهیم تا به توان پیش­بینی­های احتمالی در جهت ابزارهای مناسب درمانی یعنی تعیین ارزیابی­های دقیق به منظور سرعت بخشیدن به درمان و یا حداقل جلوگیری از بدتر شدن این اختلال پرداخت (9).

هدف کلی از اين مطالعه، تعیین ارتباط بین مهارتهای حسیـ حرکتی دست کودکان با اختلال نوشتن محض و کودکان عادی 11-9 سال می­باشد.

فرضیه­های بررسی شده در این پژوهش عبارتند از: کودکان با اختلال نوشتن (محض) ازنظر مهارت حسیـ حرکتی دست، قدرت گرفتن درشت ـ ظریف دست و نیز مهارت دست نویسی، ضعیف­تر از کودکان عادی می­باشند.

 روش  بررسی

این تحقیق به روش مشاهده­ای از نوع مقایسه­ای تحلیلی انجام شده است و جامعه مورد مطالعه شامل دو گروه بودند. گروه اول کودکان با اختلال نوشتن محض که ADD (Attention Deficit Disorder) و ADHD (Attention Deficit Hyperactive)  نداشته در رده سنی 11-9 سال قرار داشتند.(تشخیص این اختلال بر عهده­ی پزشکان مرکز مربوطه می­باشد.) و تست هوشی آنها (تست وکسلر) توسط روانشناس گرفته شده بود. تمامی این اطلاعات در پرونده­ی پزشکی کودکان در مرکز مربوطه موجود است. گروه دوم کودکان عادی در رده سنی 11-9 سال بودند. تعداد نمونه­ها بر اساس نمونه‏های در دسترس بود که در زمان دو ماه به مدرسه عادی (دبستان خاتم واقع در بلوار فردوس تهران) و مدرسه اختلال یادگیری (واقع در یوسف آباد تهران) مراجعه داشتند. تعداد گروه ناهنجار 20 نفر که 3 نفر آنها دختر و 17 نفر پسر بودند و تعداد گروه هنجار 40 نفر که همه آنها پسر بودند. دست همه افراد مورد مطالعه دست غالب (راست) می­باشد. نوع نمونه­گیری از نوع غیر­احتمالي در دسترس بود.معیار پذیرش نمونه عبارت بود از : 1- کودکان با اختلال یادگیری، از نوع اختلال نوشتن محض که ADD و ADHD نداشته (با تشخیص پزشک) و در رده سنی 11-9 سال قرار داشتند، 2- هوش طبیعی (با تشخیص روانشناس)، 3- عدم اختلال بینایی (بر اساس پرونده پزشکی)،4- عدم اختلال شنوایی (بر اساس پرونده پزشکی)، 5- عدم وجود مشکلات نورولوژيك (با تشخیص پزشک)، 6- عدم اختلال روانی و هیجانی در محدوده سنی 11-9 سال (با تشخیص پزشک). لازم به ذکر است که تمامی این موارد در پرونده موجود در مرکز تائید شده بود و کودکان عادی نیز مورد تایید دفتر سلامت مدرسه بودند.

ابتدا با کسب اجازه از مدیر مرکز و معلم کودک، توسط آزمونگر توضیحاتی در مورد پژوهش به کودک داده می‏شد. پس از اظهار رضایت کودک برای شرکت در طرح پژوهش و پر کردن فرم رضایت نامه توسط معلم یا والدین، فرد در لیست افراد واجد شرایط برای شرکت در طرح قرار می‏گرفت. آنگاه فرم پرسشنامه که حاوی اطلاعات شخصی، فعالیتهای دستی کودک در طول هفته و تاریخچه بیماری کودک (با اختلال یادگیری) است، با کمک آزمونگر تکمیل شده، سپس کودک مورد ارزیابی قرار می­گرفت. متغیرهای مورد بررسی در این پژوهش شامل:

1) حس لمس سبک / فشار عمقی: که توسط آزمون مونوفیلامنت­های (SWMS) Semmes - Weinstein Monofilaments بند آخر انگشتان شست، اشاره و میانی انجام شد. این آزمون طبق نظر Anderson (2000) از نظر کلینیکی جهت بیماران نورولوژیک، ارتوپدی، ضایعات اعصاب محیطی، سندرم­های فشاری و پیش‏بینی عملکرد حرفه­ای کاملاً روایی دارد (10).

2) مهارت حرکتی دست: که توسط آزمون (MMDT) Minnesota Manual Dexterity Test در سه حالت Placing and Turning, Turning , Placing اجرا شد. طبق کتاب Trombly (2008) پایایی آزمون ـ بازآزمون این تست از 95-87 ٪ برای دو بار تکرار شده است (11).

3) قدرت عملکردی دست: ارزیابی قدرت گرفتن درشت (GS)  Grip Strength با استفاده از داینامومتر جامار، ارزیابی قدرت گرفتن ظریف  (PS)Pinch Strength با استفاده ازPinch Guage  Jamar در دو وضعیت Pad to Pad انگشت شست با اشاره و شست با میانی انجام شد. روایی ـ پایایی این آزمون طبق کتاب Trombly (2008) انجام شده است (11).

4) مهارت دست­نویسی: توسط آزمون MHT انجام شد. این آزمون بر اساس مقاله­ی Majnemer  و Fedrer (2003) از روایی -  پایایی برخوردار است (12).

در پایان داده­ها با استفاده از 13.Spss مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند که از آزمون­­های آماری t مستقل و خی دو استفاده شده است.

یافته­ها 

از 20 نفر کودک ديسگرافیا (گروه الف) با میانگین سنی 90/9 سال (3 نفر دختر و 17 نفر پسر) و از 40 نفر کودک عادی (گروه ب) (همگی پسر بودند) با میانگین سنی 20/10 سال، نتایج ذیل بدست آمد :

- آستانه حس لمس (SWMS) با توجه به آزمون خي دو، در گروه الف به صورت معناداری ضعیف­تر از گروه ب بود (001/0=P). مقدار عددی نتایج این آزمون در دو گروه مطابق جدول (1) است.

جدول 1) شاخص­های آماری آزمون حس لمس سبک­ / فشار عمقي (SWMS) دردو گروه شرکت کننده

                           نتایج

متغیر

فراوانی

مقدار خی­دو

سطح معناداری

درجه آزادی

نمره 4 (SWMS)

نمره 3 (SWMS)

دیسگرافیا

15

5

95/10

003/0

1

عادی

40

0


 نمره 4: تشخیص منوفیلامانهای 83/2 - 65/1

 

مهارت حرکتی دست (MMDT) در سه حالت Placing،  TurningوPlacing and Turning در گروه الف بصورت معناداری ضعیفتر از گروه ب است(جدول2).

 نمره 3: تشخیص منوفیلامانهای 61/3 - 22/3

 مهارت دست نویسی (MHD) گروه الف نسبت به گروه ب به صورت معناداری ضعیفتر است (جدول 2).

 جدول 2) مقایسه مهارت حرکتی در سه حالت Placing (1MMDTTurning (MMDT2(MMDT3)Placing and turning و مهارت دست­نويسي (MHT) در دو گروه شرکت کننده

گروه

ديسگرافیا

عادی

 

نتیجه آزمون T-test مستقل

متغیر

تعداد

میانگین

انحراف معیار

تعداد

میانگین

انحراف معیار

MMDT1

20

55/233

58/35

40

03/164

15/21

0001/0 P<،58= df،49/9=t

MMDT2

20

40/218

06/43

40

80/146

65/23

0001/0 P<،58= df،33/8=t

MMDT3

20

50/284

25/42

40

28/198

35/31

0001/0 P<،58= df،92/8=t

MHT

20

80/3

54/1

40

40/9

87/0

0001/0 P<،58= df،0/18=t


 - قدرت گرفتن درشت (GS) گروه الف بصورت معنا­داری ضعیفتر از گروه ب است (جدول 3).

  - قدرت گرفتن ظریف (PS) گروه الف در هر دو وضعیت انگشت شست به اشاره و انگشت شست به میانی به صورت معناداری ضعیفتر از گروه ب است (جدول 3).


 جدول 3) مقايسه قدرت گرفتن در دو گروه شرکت کننده

گروه

ديسگرافیا

عادی

 

نتیجه آزمون T-test مستقل

متغیر

تعداد

میانگین

انحراف معیار

تعداد

میانگین

انحراف معیار

قدرت گرفتن درشت

20

04/32

69/7

40

33/44

73/7

0001/0 P<،58= df،80/5=t

قدرت گرفتن ظریف(1)

20

91/7

25/2

40

70/10

89/1

0001/0 P<،58= df،05/5=t

قدرت گرفتن ظریف(2)

20

76/7

34/2

40

88/9

82/1

0001/0 P<،58= df،86/3=t


 قدرت گرفتن ظریف (1) = قدرت گرفتن ظریف انگشت شست­به  اشاره، قدرت گرفتن ظریف (2) = قدرت گرفتن

ظریف انگشت شست به میانی


 بحث

این پژوهش با هدف مقایسه­ی مهارت­های حسی ـ حرکتی دست در کودکان مبتلا به اختلال نوشتن (دیسگرافیا) و عادی در رده­ی سنی 11 - 9 سال انجام شده است. و فرضیه عمده را بر این قرار دادیم که کودکان با اختلال نوشتن (محض) در این مهارتها ضعیفتر از کودکان عادی هستند.از یافته­های این پژوهش، رابطه معنادار مستقیم بین اختلال نوشتن و آستانه حس لمس سبک / فشار عمقي بود. حس لازمه حرکت است. به نظر می­رسدکه به علت مشکل در حس دست، این کودکان مهارت حرکتی ضعیفی دارند. از طرفی شاید به علت کم بودن مهارت(Dexterity)  این گروه کودکان، تعداد و حساسیت گیرنده­های حسی پایین بوده و در نتیجه بالا بودن آستانه حس لمس سبک / فشار عمقي را در این کودکان بتوان توجیه کرد.

مهارت دستی، الگوهایی است که بطور عادی به حس عمقي و لامسه تکیه می­کند، به گونه­ای که حتی بدون داشتن فیدبک بینایی کودک می­تواند این مهارتها را انجام دهد. مهارت دستی با عملکرد سوماتوسنسوری ارتباط مستقیم دارد. اگر عملکرد سوماتوسنسوری پایین باشد، روی مهارت دست اثر می­گذارد و هم چنین مهارت حرکتی ضعیف می­تواند در محدود ساختن اطلاعات سوماتوسنسوری دخیل باشد (13).

البته تاکنون مطالعه­ای که صریحاً رابطه بین حس لمس سبک / فشار عمقي را با کودکان دارای اختلال نوشتن بررسی کند، انجام نشده است ولی در نتایج این تحقیق رابطه مستقیمی بین این دو به دست آمد. آمار بدست آمده از این پژوهش نشان دهنده این بود که کودکان مبتلا به اختلال نوشتن، هم در زمینه آستانه حس لمس سبک / فشار عمقي و هم در مهارت حرکتی دست از کودکان عادی ضعیفتر بودند که با مطالعه Smith J (1991) همخوانی دارد. او بیان کرده است که کودکاني که مشکلات حسی دارند، در مهارت­های دستی ضعیف هستند و همچنین کودکانی که در مهارت حرکتی ضعیف هستند در عملکرد حسی نیز مشکل دارند (14).

 در این تحقیق رابطه معنادار مستقیمی بین اختلال نوشتن و مهارت حرکتی دست، بدست آمد. کودکان مبتلا به اختلال نوشتن در هر سه مرحله آزمونMMDT نسبت به کودکان عادی ضعیفتر عمل کردند، یعنی سرعت آنها کمتر بود. کودکان مبتلا به اختلال نوشتن با وجود داشتن هوش طبیعی از نظر حرکتی کند بوده و در حرکات بزرگ و ظریف مشکل دارند (3). که با نتایج بدست آمده در این پژوهش همخوانی دارد. لازم به ذکر است که در آزمون MMDT تمامی الگوهای مانی­پولاسیون از قبیل انتقال از انگشتان به کف دست، انتقال از کف دست به انگشتان، جابجايي (shift)، چرخش ساده و پیچیده ونیز الگوهای مهارت دست از قبیل Reach، Grasp، Carry و Release به کار گرفته می­شود. در ضمن در سن 11-9 سال تمام الگوهای مهارت دستی توالی رشدی خود را طی کرده و بطور کامل اصلاح شده­اند (13). نتایج این مطالعه نشان داد با وجود محدوده سنی یکسان در دوگروه، کودکان مبتلا به اختلال نوشتن مهارت دستی ضعیفی داشتند.

Pehoski و همکارانش (1995) به این نتیجه رسیدند که مهارتهای حرکتی ضعیف می­تواند در محدود کردن اطلاعات سوماتوسنسوری کودک دخیل باشد. کودکانی که تمیز لمسی ضعیف دارند، فیدبک کمتری را در مورد اینکه چگونه انگشتانشان به سمت هم حرکت کند و مستقل از دیگری باشد بدست می­آورند (15). نتایج بررسی O'Hare و همکارانش (1989) عملکرد دست را در کودکان ديسگرافیا مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد کودکان مبتلا به اختلال نوشتن در عملکرد دست به خصوص حرکات ظریف دچار مشکل هستند که با نتایج این پژوهش مطابقت دارد(7). Siegel و همکارانش (1983) کودکان عادی را با کودکانی که مشکل نوشتن داشتند، مقایسه کردند. نتایج نشان داد این کودکان در مهارتها­ی نوشتاری، مهارت و هماهنگی چشم و دست نسبت به کودکان عادی به صورت معناداری ضعیفتر بودند (16).

از دیگر فاکتورهای فیزیکی لازم برای مهارت حرکتی خوب، قدرت می­باشد. طبق نتایج بدست آمده، کودکان مبتلا به اختلال نوشتن در قدرت عملکردی دست ضعیف بودند که شاید یکی از مواردی باشد که باعث ضعف در مهارت دستی شده است (13) .

از دیگر یافته­های این پژوهش، رابطه معنادار مستقیم بین اختلال نوشتن و قدرت گرفتن درشت و نیز ظریف دست بود.نتایج این پژوهش همسو با پژوهش Sandler و همکارانش (1992) می­باشد. آنها اختلالات نوشتاری را در کودکان سنین مدرسه از نظر رشد عصبی مورد بررسی قرار دادند. از میان کودکان مورد بررسی 99 نفر دچار اختلالات نوشتن بودند که در حرکات ظریف و ريز، ایجاد ارتباط فضایی و بینایی، توالی حرکات و قدرت دچار ضعف بودند. البته تمام کودکان از نظر سطح مشکل و نوع درگیری یکسان نبودند (17).

Schneck (1991) الگوهای مختلف گرفتن خودکار را در کودکان مقطع ابتدایی با مهارت‏های نوشتاری خوب و ضعیف مقایسه کرد. هدف این مطالعه، بررسي کودکان بدون اختلال در عملکرد نوشتاري در مقايسه با كودكان دچار مشكلات نوشتاري توسط آزمونهاي عملکرد دست و قدرت (گرفتن) بود. به علاوه در کودکان مبتلا به مشکلات نوشتاری، کاهش آگاهی كينستزيك و حس عمقي انگشت با کودکان بدون ابتلا به این نقص با هم مقایسه شدند. نتایج نشان داد که کودکان مبتلا به مشکلات نوشتاری، امتیاز گرفتن کمتری نسبت به کودکان بدون مشکلات نوشتن داشتند. به علاوه بين كودكان مبتلا به ضعف نوشتن، آنهایی که درآگاهی كنیستزيك و حس عمقي انگشتان مشكل داشتند، امتياز گرفتن (Grip) كمتري نسبت به افراد داراي آگاهي كینستزيك و حس عمقي خوب کسب کردند (18). در پژوهش اخیر آگاهی كنيستزيك وحس عمقي کودکان مبتلا به اختلال نوشتن مورد بررسی قرار نگرفت که شاید از عوامل مداخله­گر در کاهش قدرت باشد.

در حین اجراي تحقیق مشاهده شد که کودکان مبتلا به اختلال نوشتن علاقه چندانی به نوشتن و انجام مهارت­های حرکتی ظریف ندارند شاید به همین دلیل از نظر قدرت ضعیف‏تر از کودکان عادی عمل می­کنند.

 از دیگر نتایج این پژوهش، رابطه معنادار مستقیم بین اختلال نوشتن و مهارت دست‏نویسی است. معمولاً کودکان در سن 6 سالگی مهارت­های لازم برای نوشتن را به طور کامل به دست می­آورند (13). ولی در این تحقیق مشاهده شد که کودکان با اختلال نوشتن در سن 11-9 سالگی در مهارت دست نویسی مشکل داشتند. مطالعه Amundson (1992) نشان داد کودکان با اختلالات نورولوژیک و مشکلات یادگیری، در خوانا نوشتن دچار مشکل هستند و زمان قابل توجهی را برای نوشتن صرف می­کنند (19). Case-Smith، MCHale و همکارانش (1992) نیز مهارتهای حرکتی ظریف را در کودکان مبتلا به اختلال نوشتن مورد بررسی قرار دادند و دریافتند این کودکان در مهارتهای حرکتی مشکل داشتند (13).

Siegel و همکارانش (1983) کودکان عادی را با کودکانی که مشکل نوشتن داشتند مقایسه کردند. کودکان با مشکلات نوشتاری، در مهارت نوشتن، مهارت حرکتی و هماهنگی چشم و دست نسبت به کودکان عادی به صورت معناداری ضعیف بودند (16). دانش­آموزانی که در دست­نویسی دچار مشکل هستند، از نوشتن اجتناب می­کنند (13). شاید کودکان مورد پژوهش ما نیز به دلیل اجتناب از نوشتن در مهارت دست­نویسی مشکل داشتند. مهارت حرکتی و قدرت دست از شرایط لازم برای رسیدن به مهارت دست نویسی خوب است (13). دراین تحقیق کودکان مبتلا به اختلال نوشتن از نظر قدرت و مهارت حرکتی دست نسبت به کودکان عادی به صورت معناداری ضعیفتر بودند و شاید این مسئله علت مهارت دست نویسی ضعیف آنها باشد.

با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش می‏توان گفت شاید رابطه معنادار مستقیمی بین اختلال نوشتن (از نوع اختلالات یادگیری) و اختلالات مهارتهای حسی ـ حرکتی دست و مهارت دست­نویسی وجود دارد (البته در این تحقیق جهت این رابطه هدف نبوده است) با توجه به نتایج فوق به کاردرمانگران پیشنهاد می­شود که در هنگام ارجاع این گونه بیماران، ارزیابی­های حسیـحرکتی، مهارتی و قدرتی را جزء برنامه­های خود قرار دهند ، و به در نظر گرفتن خصوصیات فردی، سن و شدت علائم، برای بهبودی اختلال نوشتن در این کودکان جهت درمان مهارتهای حسیـحرکتی آنها بیشتر توجه شود.

یکی از محدودیت­های این بررسی کم بودن حجم نمونه است که یکی از علل مهم آن به راحتی در دسترس نبودن کودکان با اختلال نوشتن محض است. با توجه به عدم تشخیص صریح و به موقع این کودکان، عمدتاً این کودکان به مراکز خاص اختلال یادگیری جهت درمان مراجعه نداشته و اکثراً با مراجعه به پزشکان متخصص ارتوپدی به کلینیک­های تخصصی مربوطه جهت کاردرمانی مراجعه می­کنند و شاید به همین  دلیل نمی­توان آنان را به راحتی در مراکز خاص این کودکان یافت و همین مسئله محققین را در اجرای این طرح با مشکل روبرو ساخت. از دیگر محدودیتها عدم همکاری والدین به علت احتمال بروز خستگی در کودکانشان بود. و محدودیت دیگر این پژوهش، عدم انجام مطالعه­ی مشابه در سالهای اخیر که تمامی ارزیابی­های حسی ـ حرکتی را به طور یکجا در اختلال نوشتن بررسی کرده باشد، بود. با توجه به کاربردی بودن این نوع تحقیقات جهت تشخیص و درمان، مناسب است تحقیقاتی دیگر جهت بررسی حس عمقي، هماهنگی چشم و دست، توجه بر روی مهارتهای حسیـحرکتی اندام فوقانی، بررسی گیرنده­های حس سطحی­ـ عمقي در نقایص حسیـحرکتی و نیز مشابه این بررسی در کودکان سندرم داون و فلج مغزی نیز صورت گیرد.

قدردانی

از همکاری مسئولین آموزشی مدرسه ابتدایی خاتم و مرکز آموزش ناتوانی­های یادگیری شهر تهران جهت امکان گردآوری داده­ها و نیز مسئولین محترم دانشکده علوم‏توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی ایران سپاسگزاریم و از همراهي خانم ماندانا رضایی در زمينة اجراي پژوهش قدرداني مي­شود.

 

 

 REFERENCES

 1. Faryar A, Rakhshan F. Learning Disability. Tehran: Saba Pub; 2000, 33-34.

2. Sweehong C, Howard L. Occupational Therapy in childhood. 2nd ed, St. Louis CV Mosby; 2002, 192-270.

3. Naderi E, Naraghi M. Learning Disorder. Tehran: Amir Kabir Pub; 1975, 28-35.

4. Girod Christian M. Learning disabilities: Diseases and Disorders. USA: 2001, 10-57.                                              

5. Pourafkari N. A Short Text book of Psychiatry: Clinical Psychiatry- Science Behaviour. 3rd ed, Tehran: Shahreab Pub; 2000,338-339

6. Bruininks VL, Bruininks RH. Motor proficiency of learning disabled and nondisabled students. Percept Mot Skills 

    1977; 44: 1131-1137.

7. O'Hare AE, Brown JK. Childhood dysgraphia. Part 2. A study of hand function. Child Care Health Dev. 1989; 15(3):

    151-66.

8. Smits-Engelsman BC, Wilson PH, Westenberg y, Duysens J. Fine motor deficiencies in children with developmental

    coordination disorder and learning disabilities: an underlying  open-loop control deficit. Hum Mov Sci 2003; 22(4):

    495 - 513.

9. Reed Kathlyn L. Quick Reference to occupational thrapy. 2nd ed, St. Louis CV Mosby; 2002, 211-230.

10. Anderson GL.Guide to the evaluation of permanent impairment. Chicago: American Medical Association; 2000,

      273

11. Trombly Latham C, Vining Radomski M. Occupational Therapy For Physical Dysfunction. 3rd ed. Philadelphia         Williams & wilkins company; 2008,173.

12. Majnemer A, Fedrer P. Children's hand writing evaluation tools and their Psychometric Properties: Phys Occup

      Ther Pediatr 2003; 23 (3): 65-84.

13. Case-Smith J. Occupational Therapy for children. 4th ed, St.Louis CV Mosby;  2001, 285-545..

14. Smith J. The effect of tactile defensiveness and tactile discrimination in hand manipulation. Am J Occup Ther 1991;

     45: 811-818.

15. Pehoski C. Central nervous system control of precision movement of the hand. Am J Occup Ther 1995; 54: 810-

     815.

16. Siegel LS, Feldman W. Non dyslexic children with combined - writing and arithmetic learning disabilities. Clin

      Pediatr (Phila) 1983; 22(4): 241-244.

17. Sandler AD, Watson TE, Foote M, Lerine MD, Coleman WL, Hooper SR. Neurodevelopment study of writing

     disorders in middle childhood. J Behav Ped 1992; 131: 17- 23.

18. Schneck CM. Comparison of pencil - grip pattern in first grades with good and poor writing skills. Am J Occup

     Ther 1991; 45 (8): 701-706.

19. Amundson SJ. Hand writing: Evaluation and intervention in school setting. Am J Occup Ther 1992; 55: 63-78.

 

 

 

کودکان فلج مغزی

occupational therapy
*كودكان فلج مغزي (CP)

مهمترين اهداف درمان فلج مغزی بسته به نوع وشدت مشکل:

ü         تعديل تون عضلاني

ü         جلوگيري ورفع بدشكليهاي مفصلي

ü         تجويز و ساخت اسپلينت يا ارتز مناسب

ü      تسهيل مراحل رشد حرکتی،واكنشهای تعادلي و حفاظتي

ü         مهار رفلكسهاي غير طبيعي

ü  ارائه مشاوره وضعيتهاي  صحيح، جلوگيري ازالگوهاي غلط وپیگیری درمان در منزل به والدين

ü         اعمال كشش روي عضلات كوتاه قبل از جراحي

ü         آموزش مهارت هاي روزمره زندگي(ADL)

 

  *كودكان عقب مانده ذهني (MR)

كار درماني بسته به ميزان بهره هوشي و توانائيهاي كودك خدمات درماني زير را ارائه ميدهد:

ü   تمرين مهارتهاي حركتي Fine وgross وبهبود تعادل     

ü    آموزش مفاهيم كلي و مفاهيم شناختي و دركی

ü   آموزش مهارت هاي روزمره زندگي (ADL)

ü   آموزش مهارت هاي اجتماعي

ü   تقويت توجه و تمركز

ü   افزايش تحمل كاري و دستور پذيري

 

 *كودكان با تاخير رشد حركتي (M.D)

با توجه به اين كه اين كودكان فقط در زمينه كسب مراحل مختلف رشد حركتي با اشكال و تاخير مواجهند لذا كاردرماني درجهت ارتقاء كودك به سطوح با لاتر رشد حركتي  بسته به نياز هر كودك اقدام به درمان آنها مي نمايد.

 

   *كودكان مبتلا به اختلالات ياد گيري

فعاليتهاي متخصصين كار درماني در این زمینه شامل:

ü         تمرين جهت تقويت ياد گيري ادراكي- حركتي   

ü         تمرين جهت تقويت پيوند هاي ادراكي - حركتي 

ü        تمرين جهت تقويت كنترل بينايي

ü        تمرين هاي لازم قبل از شروع به نوشتن

ü        تمرين جهت تقويت ادراك شكل

 

*كودكان با نقص بينايي

كاردرماني در اين شاخه بر روي موارد زير كار مي كند:

ü                 تسهيل رشد حركتي و بهبود تعادل در وضعيتها

ü                 آموزش تحرك و جهت يابي وتقويت حسي( لامسه)

ü                 آموزش مهارتهاي روزمره زندگي

 

*بيماري هاي عصبي- عضلاني

كار درماني در اين بيماران به موارد زير مي پردازد:

ü ارائه فعاليتهای مناسب جهت جلوگيري ازبد شكلي هاي مفصلي(ناشي ازضعف پيشرونده وعدم تعادل عضلاني)

ü   تداوم راستاي صحيح بدن واندامها

üحفظ حداکثرتوانا یی فرد برای جابجا یی وتحرک

ü   تجويز وسيله كمكي مناسب

üآموزش احتياطات لازم حين انجام كارهاي روزمره به بیماردر صورت وجود فقدان حسي

üتجويزوسايل كمكي جهت نوشتن،بريدن،دكمه بستن و.. در صورت وجود ضعف عضلاني ومشكل حركات fine  

ü آموزش مهارت هاي روزمره زندگي(ADL)

 

*سوختگيها

فعاليتهاي مهم متخصص كاردرماني در سوختگيهاي كودكان شامل موارد زير است :

ü        جلوگيري ازبدشكلي وتشكيل بافت ترميمي زخم(اسكار)

ü        وضعيت دادن ( Positioning)

ü  تجويزاسپلينت واستفاده ازبانداژ و ژاكت فشاری جهت قادر سازي كودك برای برگشت به زندگي مستقل

ü  فعاليتهاي درماني مناسب جهت بهبود دامنه حركتي   مفاصل،قدرت،هماهنگي عملكردي و مهارت هاي رشدي

ü        درنظرگرفتن ملاحظات درماني روانی اجتماعي جهت تطابقات هيجاني

 

*مشكلات ارتوپديك كودكان:

شامل مشكلات مفصلي، نواقص و دفورميتهاي مادرزادي اندامها و ...می باشد .

 اهداف كاردرماني در درمان اين بيماران شامل:

ü                       حفظ يا افزايش دامنه حركتي مفاصل

ü                       ارائه تمرينات قبل و بعد از اعمال جراحي.

ü                       حفظ راستاي مفاصل واندامهابااسپلينت مناسب      

ü                       تجويز ارتز مورد نيازوکمک به تطابق با معلوليت

                         

                                   کاردرمانی بیماران نورولوژیک               

 بيماران نورولوژيك،بيماراني هستند كه با اختلالات سيستم عصبي مركزي(C.N.S) متولد وياافرادي كه دراثربيماري ويا ضربه سروكمر دچارمعلوليت شده اند.شايعترين بيماري هايي كه كاردرماني درآنها مفيد واقع ميشود شامل:ضايعات نخاعي،اختلالات مخچه اي-بيماريهاي نورون محركه فوقاني(U.M.N)و تحتانی(L.M.N)-Head Injury C.V.A- بيماريهاي دژنراتیو پيشرونده سيستم عصبي مركزي وپلي نوريتها هستند.نقش كاردرماني دراين گونه بيماران با توجه به ماهيت مسير وعوارض بيماري، دراز مدت و با پيگيريهاي ممتد می باشد.

 اهداف كلي كاردرماني در اين بيماران جلوگيري از پيشرفت بيماري و بازگرداندن تواناييهاي ازدست رفته تا حدامكان و بازگشت بيماربه زندگي اجتماعي است.

ارزيابي(Assessment) :

ارزيابي فرايندي است كه توسط آن اطلاعاتي راجع به توانايي ها وناتواناییها و محدوديتهاي بيمار بدست مي آيد.                                 معاينه بيمار نورولوژيك در كاردرماني به شرح زیر است :

1.   Observation (مشاهده)

2. Mental status  (حالت شعوري و رواني) مثل:speech  -  قضاوت- Body scheme praxia- orientation و....

3.  سيستم حركتي(motor):بررسي وجود يا عدم ضعف عضلاني،تون عضلاني،رفلكسهاي وتري،حركات اضافه،آتروفي

4. Coordination  (هماهنگي و بالانس)

5. سيستم حسي(sensory):ارزیابی حس سطحي.عمقي و مركب(sterognosis two point discriminationو...)

6. standing- Gait

7. در بعضي موارد تست قدرت عضله Rom  پسيو و اكتيو :  به منظور تعيين كانتراكچر هاي بالقوه يا فعلي كه سبب محدود شدن پتانسيل عملكردي ميشوند،صورت می گيرد تا نياز به استفاده از اسپلينت مشخص شود.

8. ارزيابي عملكردي(Functional):اين ارزيابي در ضايعات نورون محركه فوقاني (مثل همي پلژي)در وضعيت عملكردي مورد استفاده قرار ميگيرد. مثلا بردن دست به پشت سر جهت ارزيابي حركات شانه و آرنج  و رساندن دست به دهان به منظور بررسي حركت آرنج(Flex).

9. ارزيابيهاي ديگر مثل ADL (of living Activity Daily): بررسی موانع موجود درمنزل،تطابقات لازم براي رانندگي و فعاليت هاي      حرفه اي بايد به دقت  انجام شوند.

 

اهداف كلي كاردرمانی در بيماران نورولوژيك:

ü      كنترل بالانس و پوسچرال(stability)

ü      درمان motor-sensory

ü      ايجاد Relaxation Response در بيمار

ü      مهار الگو هاي حركتي ناخواسته و غير طبيعي

ü      تسهِِِیل الگوهای حرکتی نرمال در فعالیتهای عملکردی

ü      استفاده از وسايل جبراني و جايگزين و اسپلينت

ü      تمرينات راه رفتن وايستادن

ü      تمرين و آموزش فعاليت هاي A.D.L

ü        جلوگيري از كانتراكچر و حفظRom با حركات پسيو و اكتيو و positioning صحيح

 

                             اهداف تجویز اسپیلنت:

الف-حفظ قدرت عضله بخصوص اندام فوقاني مثلcock-up

ب-  جلوگيري از دفورميتي توسط اسپلينت هاي preventive

ج-  حفظ  Grip درآتروفي عضلات تنار يا ضعف شديد فلكسورهاي انگشتان

د-ساپورت سر: collarگردني براي ساپورت عضلات ضعيف

ه- تسهيل درامر تحرك و حفظ امنيت بيمارمثلا" toe-up

و-تهيه ابزار هاي كمكي وتطابقي مثل بزرگ كردن grip

ژ- تهيه sling هاي حمايتي يا ساپورتیو،مثلا" براي كاهش ادم اندام فوقاني يا جلوگيري از stretchعضلات شانه

 

مراحل درماني:

1- : Adjuctive Methodsشامل روشهايي هستند كه فرد را براي انجام مهارتهاي كار كردي آماده مي سازند ،اين روشها شامل.Exercise:تكنيكهاي facilitation و inhibition-positioning- تهيهsplint  ومداليتهاي فيزيكي ديگر .

2-Enabling activity :اين فعاليت ها براي بيمار مفهوم خاصي نداردو علاقه و انگيزه بيمار را مثل فعاليت هدفمند تحريك نمي كند مانند : sanding peg board براي آموزش مهارتهاي دركي ،حركتي و...

3-purposeful activities(فعاليت هاي هدفمند):

بطور طبيعي براي بيمار معني دار ميباشند مانند كارهاي دستي، هنري،غذا خوردن،لباس پوشيدن ،ورزش و...                        occupational performance \ community                       -4

Reintegration

بيمار نقشهاي كاري خود را در محيط زندگي و جامعه بدست مي آورد و وظايفي مانند مراقبت ازخود(self-care) كار-تحصيل وگذراندن اوقات فراغت رادربالاترين سطح بطور مستقل انجام ميدهد.

 

 

                                  کاردرمانی جسمی وحرکتی

 كاردرماني در بيماري هاي جسماني به درمان بيماران و معلوليني مي پردازد كه به علل ارتوپدي،نورولوژي،روماتولوژي و مادرزادي دچار كاهش دائمي يا موقتي در توانائيهاي جسمي شده اند.

 اهداف كار درماني:

1.جلوگيري از پيشرفت بيماري و معلوليت

2. بازگرداندن توانائيهاي از دست رفته تا حد امكان

3.بازگشت بيمار به زندگي اجتماعي

 

*فرآيند كاردرمانی:                                                                                                       

 الف:ارزيابي بيمار:از طريق مراجعه به پرونده پزشكي،مصاحبه ،مشاهده و ارزیابی حرکتی.قدرت عضلانی.حسی.عملکردی.   شناختی .درکی.بالینی .تورم وكاركردي انجام می گیرد

ب:تعيين اهداف درماني

ج:طرح ريزي برنامه درماني

د:ارزيابي مجدد بيمار و طرح درماني

*رويكردهاي درماني:

1. Biomechanical  approaches

2. Neurodevelopmental  approaches

3. Rehabilitative  approaches

 

*روشهاي درماني:

1-Purposeful  activity  (فعاليت هدفمند)

2-Therapeutic exercise (تمرينات درماني)

3-اسپلينت:وسيله اي كه براي حمايت يا افزايش عملكرد بدن بكار ميرود. جهت كسب نتايج مطلوب، بكارگيري اسپلينت را بايد بطور دقيق با انجام فعاليت ها و تمرينات درماني تلفيق كرد.

 

                            *ضايعات تاندون فلكسور:

درمان توانبخشي این ضايعات در 3 فاز 4 هفته اي انجام ميگيرد:  

فاز اول :ساخت اسپلينت حفاظتي، برنامه تمريني ،درمان ادم،اسكار و جلوگيري ازPIP contracture مي باشد.

 فاز دوم :كنار گذاشتن اسپلينت دور سال،انجام passive hold و ادامه رفع ادم،درمان اسكار و جلوگيري از pip contracture  .

فاز سوم:

1-تسهيل لغزش آزاد و جداگانه تاندونها

2-كنار گذاشتن هر نوع اسپلينت حفاظتي و استفاده از اسپلينت هاي corrective

3-رفع ادم و درمان اسكار

4- آغاز work therapy

5-آغاز فعاليتهاي فانكشنال با دست

6-افزايش تحمل و قدرت عضلاني

 

                                      *چسبندگي ها:

در درمان كنسرواتیو چسبندگي اهداف كار درماني شامل:

ما ساژ passive stretch (دادن مقاومت به عضلات آنتاگونيست)،

پس از عملTenolysis  مراقبت از زخم،كنترل ادم،splinting. حركات اكتيو وپاسيو وبرگشت فرد به فعاليت فانكشنال. .

*ترميم مرحله اي تاندون:كار درماني قبل از شروع جراحي به رفع كانتراكچر هاي مفصلي،بهبود پوست و بافت نرم و Mobilization  مفاصلStiff  مي پردازد.

پس از مرحله اول جراحي میتوان يك اسپلينت دور سال براي بيمار ساخته واز ماساژ با روغن براي نرم كردن بافت و از يك EXT Splint براي رفع كانتراكچر هاي مفصلي استفاده كرد.

بعد از مرحله دوم جراحي از يك اسپلينت دور سال و كش استفاده شده وبه بيمار فلكشن و اكستنشن پاسيو ارائه وكنترل كانتراكچر ادامه مي يابد.

در هفته ششم كش برداشته و تمرينات Tendon gliding ،استفاده از خمير (putty)و ماساژ با روغن انجام مي شود.         

 در هفته هشتم فعاليت هاي مقاومتي به بيمار ارائه ميگردد.        

  در هفته دوازدهم بيمار به كار خود برگشته و فعاليت دستي انجام ميدهد.

كاردرماني همچنين به درمان توانبخشي در ضايعات تاندون اكستانسور،ضايعات اعصاب محيطي،سندرومهاي فشاري اعصاب،شكستگي ها،قطع عضوها،سوختگي ها،آتريت روماتوئيد،آتروفي سودوك،سندروم دكورون،كانتراكچر               د و پوئيترن،ضايعات نخاعي،ايسكیمي ولكمن و ... مي پردازد.


مقدمه

بازی یکی از نیازهای اساسی کودکان به شمار می‌رود. مهم‌ترین و اساسی‌ترین فعالیت کودک به شمار می‌رود که در عین سرگرم کردن کودک کارکردهای مهم دیگری را داراست که هر یک از این کارکردها به جنبه‌ای از زندگی کودک مربوط می‌شوند که او را برای ورود به زندگی بزرگسالی آماده می‌سازند. از این لحاظ شرایط بازی ، آزادی کودک در بازی ، اسباب بازیهای مورد استفاده کودک و مدت زمانی که به بازی با کودک اختصاص داده می‌شود اهمیت شایان توجهی دارد.

خیلی از آموزشهای تربیتی را می‌توان در خلال بازیها به کودک نشان داد و به راحتی کودک را در مسیر درست تربیت نمود. همانطور که از خلال بازیهای کودک نیز می‌توان به شرایط عاطفی کودک ، احساسات و افکار کودک می‌توان پی برد. بنابراین بسیار لازم است که مربیان به اهمیت بازی در زندگی کودک توجه داشته و شرایط مناسب را برای بازیهای مناسب فراهم سازند.

اهمیت بازی

با آنکه میل به بازی در سنین بالا کم‌کم کاهش پیدا می‌کند و کارهای مهمی جای آن را می‌گیرد ولی به اعتقاد روان‌شناسان تا سالهای پایانی عمر نیز تمایل به بازی در انسان وجود دارد هر چند شکل و ظاهر و هدف بازی عوض شده باشد. شاید کودک دلیل بازی کردن خود را نداند و یا آنکه نتواند برای آن علتی بیان کند ولی با این همه نتواند از بازی کردن دست بکشد. امروزه ثابت شده است که کودکانی که به اندازه کافی و به درستی بازی نمی‌کنند از رشد ذهنی مناسب ، رشد اجتماعی درست بی‌بهره هستند. ویلیام استون می‌نویسد: بازی غریزه‌ای برای رشد و نمو استعدادها و یا تمرین مقدماتی برای اعمال آتی است.

خداوند نخستین دوره رشد انسان را با بازی همراه کرده است. در اسلام توصیه اکید به این موضوع شده است که کودکان را تا هفت سالگی آزاد بگذارید تا بازی کنند. امام صادق علیه‌السلام فرموده‌اند: بگذار فرزندت تا هفت سال به بازی بپردازد، در هفت سال دوم به اوادب بیاموز و در هفت سال سوم مراقب او باش. در روایتی آمده است که حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم با جمعی از یاران از محلی عبور می‌کردند کودکان را در حال خاک بازی دیدند برخی از یاران خواستند آنها را از بازی کردن باز دارند. پیامبر فرمودند: بگذارید بازی کنند که خاک محل پرورش کودکان است.

اسلام علاوه بر آنکه از واپس زدن این تمایل در کودکان جلوگیری می‌کند توصیه می‌نماید که پدران و مادران امکانات لازم برای بازی کودک را فراهم کنند و در هر موقعیت و مقام اجتماعی نیز که هستند وقتی را برای بازی با فرزندان خویش اختصاص دهند و خیال نکنند که درصورت بازی کردن با فرزندانشان اقتدار یا متانت آنان خدشه‌دار می‌شود. از دیدگاه ویجیناساکس روان‌شناس بازی و بازی درمانگر معروف ، بازی یکی از فعالیتها و اهداف مهم کودک در زندگی است. او نمی‌تواند از راه دیگری غیر از بازی به کشف محیط پیرامون خود بپردازد. استعدادهای خود و تواناییهایش را شناسایی کند و آنها را بکار بگیرید. کودک در حین بازی به تمرین زندگی بزرگسالی می‌پردازد.

شرکت در بازیهای کودکان

پیاژه روان‌شناس بزرگ کودک معتقد است که در فعالیتهای خود جوش کودک باید او را آزاد گذاشت دخالت نامناسب و بی‌موقع در فعالیتهای او استقلال و خودمختاری و فعالیت را از او سلب می‌کند. با اینهمه تاثیر بزرگترها در بازی کودک را بی‌اهمیت نمی‌شمارد و به حضور مناسب بزرگترها در بازیهای کودکان اشاره می‌کند. شرکت مناسب والدین در بازیهای کودکان موجب مستحکم‌تر شدن رابطه والد و فرزندی می‌شود و در عین حال یک موقعیت مناسبی پیش می‌آید که والدین به تربیت کودک بپردازند و نکات تربیتی را در خلال بازی به او آموزش دهند.

والدین تعیین کننده نوع و شیوه بازی کودک نیستند. بهتر است شرایط سالم برای بازی فراهم سازند و خود به عنوان همبازی شرکت داشته باشند و اجازه بدهند کودک با قدرت خلاقیت خودبازی را اراده کند. در این بازیها والدین نباید خواست و اراده خود را به کودک تحمیل کنند. همپای او و هم‌ردیف او قرار بگیرند و بازی شادی را فراهم کنند. پیامبر اکرم می‌فرمایند: هر کس که کودکی نزد اوست باید برای کودک شود.

انواع بازی در کودکان

اگر به نوع بازیهای کودکان نگاه کنیم تنوع و گوناگونی را در آنها مشاهده می‌کنیم. با تغییر سن کودکان نوع بازیهای آنها نیز تغییر می‌یابد. برخی از بازیها ، بازیهایی هستند که در آنها کودک به تمرین روابط و نقشهای اجتماعی می‌پردازد مثل مهمان بازی. به این ترتیب آنچه را که به عنوان الگو پیرامون خود می‌بیند در بازیهای خود انجام می‌دهد. الگوهای کودک در این نوع بازیها اغلب والدین و یا نزدیکان و یا افرادی هستند که برای کودک مهم هستند. در برخی دیگر از بازیها کودک به تمرین حرفه و مشاغل مختلف می‌پردازد.

بازی نقش دکتر و مریض ، پلیس ، راننده و... از جمله این بازیها هستند. برخی دیگر از بازیها خیالی هستند که تحت تاثیر قدرت تخیل کودک شکل می‌گیرند. این نوع بازیها ممکن است تحت تاثیر تماشای برخی فیلمها و کارتونها ، رنگ و بوی خاصی پیدا کند. بازیهای دیگر از نوع بازیهای فکری هستند و در آنها کودک به رشد فکری و ذهنی خود می‌پردازد. این نوع بازیها با رشد شناختی و فکری کودک مرتبط هستند. بازیهای دیگر جنبه تمرینات جسمانی و ورزشی دارند. کودک به دلیل انرژی سرشار خود با جست و خیز ساده یا بازیهای جسمانی پیچیده‌تر سرگرم می‌شود.

چه نوع بازیهای مناسب کودک است؟

والدین به عنوان تسهیل کننده مسیر بازی کودک هستند. کودکان خود با توجه به شرایط سنی خود نوع بازی خود را انتخاب می‌کنند. لازم است والدین دقت کنند موقعیت بازی یک موقعیت سالم ، امن و مناسب باشد تا مشکلی کودک را تهدید نکند. مثلا با توجه به علاقه کودکان ، بازیهای اجتماعی در حدود 5 سالگی لازم است والدین با ایجاد چنین بازیهایی در انتخاب همبازی کودک خود دقت نمایند و به صورت غیر مستقیم بر بازی آنها نظارت داشته باشند. همچنین در انتخاب اسباب بازی نهایت دقت و تناسب را مدنظر داشته و اسباب بازیهای مناسب که برای رشد فکری و شناختی کودک مفید هستند را انتخاب نمایند.

سخن آخر

با توجه به اهمیت و نقش سازنده‌ای که بازی در رشد کودکان دارد و به این اهمیت و ضرورت از طرف متخصصان ، صاحبنظران و بزرگان تاکید فراوان شده است توجه به آن لازم و ضروری می‌نماید. بطوری که والدین در مسیر تربیت کودک خود در بیشتر موارد می‌توانند از بعد بازی وارد شده و تربیت مناسبی را روی کودک خود اعمال نمایند.

مباحث مرتبط با عنوان

مقدمه

بازی یکی از نیازهای اساسی کودکان به شمار می‌رود. مهم‌ترین و اساسی‌ترین فعالیت کودک به شمار می‌رود که در عین سرگرم کردن کودک کارکردهای مهم دیگری را داراست که هر یک از این کارکردها به جنبه‌ای از زندگی کودک مربوط می‌شوند که او را برای ورود به زندگی بزرگسالی آماده می‌سازند. از این لحاظ شرایط بازی ، آزادی کودک در بازی ، اسباب بازیهای مورد استفاده کودک و مدت زمانی که به بازی با کودک اختصاص داده می‌شود اهمیت شایان توجهی دارد.

خیلی از آموزشهای تربیتی را می‌توان در خلال بازیها به کودک نشان داد و به راحتی کودک را در مسیر درست تربیت نمود. همانطور که از خلال بازیهای کودک نیز می‌توان به شرایط عاطفی کودک ، احساسات و افکار کودک می‌توان پی برد. بنابراین بسیار لازم است که مربیان به اهمیت بازی در زندگی کودک توجه داشته و شرایط مناسب را برای بازیهای مناسب فراهم سازند.

اهمیت بازی

با آنکه میل به بازی در سنین بالا کم‌کم کاهش پیدا می‌کند و کارهای مهمی جای آن را می‌گیرد ولی به اعتقاد روان‌شناسان تا سالهای پایانی عمر نیز تمایل به بازی در انسان وجود دارد هر چند شکل و ظاهر و هدف بازی عوض شده باشد. شاید کودک دلیل بازی کردن خود را نداند و یا آنکه نتواند برای آن علتی بیان کند ولی با این همه نتواند از بازی کردن دست بکشد. امروزه ثابت شده است که کودکانی که به اندازه کافی و به درستی بازی نمی‌کنند از رشد ذهنی مناسب ، رشد اجتماعی درست بی‌بهره هستند. ویلیام استون می‌نویسد: بازی غریزه‌ای برای رشد و نمو استعدادها و یا تمرین مقدماتی برای اعمال آتی است.

خداوند نخستین دوره رشد انسان را با بازی همراه کرده است. در اسلام توصیه اکید به این موضوع شده است که کودکان را تا هفت سالگی آزاد بگذارید تا بازی کنند. امام صادق علیه‌السلام فرموده‌اند: بگذار فرزندت تا هفت سال به بازی بپردازد، در هفت سال دوم به اوادب بیاموز و در هفت سال سوم مراقب او باش. در روایتی آمده است که حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم با جمعی از یاران از محلی عبور می‌کردند کودکان را در حال خاک بازی دیدند برخی از یاران خواستند آنها را از بازی کردن باز دارند. پیامبر فرمودند: بگذارید بازی کنند که خاک محل پرورش کودکان است.

اسلام علاوه بر آنکه از واپس زدن این تمایل در کودکان جلوگیری می‌کند توصیه می‌نماید که پدران و مادران امکانات لازم برای بازی کودک را فراهم کنند و در هر موقعیت و مقام اجتماعی نیز که هستند وقتی را برای بازی با فرزندان خویش اختصاص دهند و خیال نکنند که درصورت بازی کردن با فرزندانشان اقتدار یا متانت آنان خدشه‌دار می‌شود. از دیدگاه ویجیناساکس روان‌شناس بازی و بازی درمانگر معروف ، بازی یکی از فعالیتها و اهداف مهم کودک در زندگی است. او نمی‌تواند از راه دیگری غیر از بازی به کشف محیط پیرامون خود بپردازد. استعدادهای خود و تواناییهایش را شناسایی کند و آنها را بکار بگیرید. کودک در حین بازی به تمرین زندگی بزرگسالی می‌پردازد.

شرکت در بازیهای کودکان

پیاژه روان‌شناس بزرگ کودک معتقد است که در فعالیتهای خود جوش کودک باید او را آزاد گذاشت دخالت نامناسب و بی‌موقع در فعالیتهای او استقلال و خودمختاری و فعالیت را از او سلب می‌کند. با اینهمه تاثیر بزرگترها در بازی کودک را بی‌اهمیت نمی‌شمارد و به حضور مناسب بزرگترها در بازیهای کودکان اشاره می‌کند. شرکت مناسب والدین در بازیهای کودکان موجب مستحکم‌تر شدن رابطه والد و فرزندی می‌شود و در عین حال یک موقعیت مناسبی پیش می‌آید که والدین به تربیت کودک بپردازند و نکات تربیتی را در خلال بازی به او آموزش دهند.

والدین تعیین کننده نوع و شیوه بازی کودک نیستند. بهتر است شرایط سالم برای بازی فراهم سازند و خود به عنوان همبازی شرکت داشته باشند و اجازه بدهند کودک با قدرت خلاقیت خودبازی را اراده کند. در این بازیها والدین نباید خواست و اراده خود را به کودک تحمیل کنند. همپای او و هم‌ردیف او قرار بگیرند و بازی شادی را فراهم کنند. پیامبر اکرم می‌فرمایند: هر کس که کودکی نزد اوست باید برای کودک شود.

انواع بازی در کودکان

اگر به نوع بازیهای کودکان نگاه کنیم تنوع و گوناگونی را در آنها مشاهده می‌کنیم. با تغییر سن کودکان نوع بازیهای آنها نیز تغییر می‌یابد. برخی از بازیها ، بازیهایی هستند که در آنها کودک به تمرین روابط و نقشهای اجتماعی می‌پردازد مثل مهمان بازی. به این ترتیب آنچه را که به عنوان الگو پیرامون خود می‌بیند در بازیهای خود انجام می‌دهد. الگوهای کودک در این نوع بازیها اغلب والدین و یا نزدیکان و یا افرادی هستند که برای کودک مهم هستند. در برخی دیگر از بازیها کودک به تمرین حرفه و مشاغل مختلف می‌پردازد.

بازی نقش دکتر و مریض ، پلیس ، راننده و... از جمله این بازیها هستند. برخی دیگر از بازیها خیالی هستند که تحت تاثیر قدرت تخیل کودک شکل می‌گیرند. این نوع بازیها ممکن است تحت تاثیر تماشای برخی فیلمها و کارتونها ، رنگ و بوی خاصی پیدا کند. بازیهای دیگر از نوع بازیهای فکری هستند و در آنها کودک به رشد فکری و ذهنی خود می‌پردازد. این نوع بازیها با رشد شناختی و فکری کودک مرتبط هستند. بازیهای دیگر جنبه تمرینات جسمانی و ورزشی دارند. کودک به دلیل انرژی سرشار خود با جست و خیز ساده یا بازیهای جسمانی پیچیده‌تر سرگرم می‌شود.

چه نوع بازیهای مناسب کودک است؟

والدین به عنوان تسهیل کننده مسیر بازی کودک هستند. کودکان خود با توجه به شرایط سنی خود نوع بازی خود را انتخاب می‌کنند. لازم است والدین دقت کنند موقعیت بازی یک موقعیت سالم ، امن و مناسب باشد تا مشکلی کودک را تهدید نکند. مثلا با توجه به علاقه کودکان ، بازیهای اجتماعی در حدود 5 سالگی لازم است والدین با ایجاد چنین بازیهایی در انتخاب همبازی کودک خود دقت نمایند و به صورت غیر مستقیم بر بازی آنها نظارت داشته باشند. همچنین در انتخاب اسباب بازی نهایت دقت و تناسب را مدنظر داشته و اسباب بازیهای مناسب که برای رشد فکری و شناختی کودک مفید هستند را انتخاب نمایند.

سخن آخر

با توجه به اهمیت و نقش سازنده‌ای که بازی در رشد کودکان دارد و به این اهمیت و ضرورت از طرف متخصصان ، صاحبنظران و بزرگان تاکید فراوان شده است توجه به آن لازم و ضروری می‌نماید. بطوری که والدین در مسیر تربیت کودک خود در بیشتر موارد می‌توانند از بعد بازی وارد شده و تربیت مناسبی را روی کودک خود اعمال نمایند.

مباحث مرتبط با عنوان

رشد کودکان

 اهميت دوره دوم کودکي از جهات زير است:
1- رشد سريع زبان و توانايي هاي ذهني
2- آغاز تقسيم بندي جنسي
3- همانند سازي با الگوهاي والدين
4- ظهور فراخود يا وجدان
5- شروع رفتارهاي دفاعي براي مقابله با موقعيت هاي اضطراب آور و مخاطره انگيز

ابعاد مختلف رشد و تحول
الف) رشد جسماني
افزايش سريع اندازه بدن که در نوباوگي صورت گرفت، دراوايل کودکي به تدريج کاهش مي يابد. کودکان هر سال به طور متوسط 2 کيلو و 300 گرم وزن کسب  مي کنند و قد آنها 5 تا 8 سانتي متر افزايش مي يابد. (پسرها اندکي از دخترها بزرگتر هستند) در دو سالگي يک کودک پسرطبيعي قامتش حدود 86/99 و وزنش 12/57، در سه سالگي قامتش حدود 98/52 سانتيمتر و وزنش در حدود 14/60 کيلوگرم است. يک طفل دختر طبيعي نيز در همين حدود (اندکي کمتر) مي باشد. در اين دوره رشد سر کمتر  و رشد ساير اعضا» بدن بيشتر است. شکم برآمدگي نشان مي دهد ولي در حدود شش سالگي تناسب اندام شبيه بزرگسالي مي شود. دخترها معمولا چربي بدني بيشتر دارند  و در پسرها ماهيچه ها رشد زيادتري نشان مي دهد. همراه با تغيير در تناسب اعضا» بدن، دستگاه عصبي و استخوان بندي و ماهيچه ها نيز کامل تر مي شوند. غضروف ها استخواني شده، اندازه و تعداد استخوان هاي بدن افزايش يافته و سخت تر مي گردند. بين دو تا سه سالگي دندان هاي شيري طفل معمولا تکميل شده و  مي تواند از غذاي بزرگسال استفاده کند. ساير تغييرات فيزيولوژيکي نيز در جهت ايجاد مقاومت بيشتر طفل بوجود مي آيند و او را براي فعاليت هاي جسماني دشوارتر آماده مي سازند. تنفس عميق تر و آرام تر شده، دفعات طپش قلب نيز منظم تر گرديده فشار خون بتدريج افزايش مي يابد.
 رشد دستگاه عصبي سريع است. در سه سال اول زندگي مغز رشد مي کند و شبکه عصبي (اعصاب) به سرعت پيچيده تر شده و در نتيجه يادگيري انواع رفتارها و مهارت ها براي کودک ممکن مي شود.
رشد جمجمه در اين دوره، از رشد ساير اعضاي بدن کندتر است و به اين ترتيب تناسب سر و تنه به نسبت هاي بزرگسالي نزديک مي شود; ولي در پايان اين دوره حجم مغز تقريبا اندازه حجم مغز افراد بالغ است; يعني در پنج سالگي مغز کودک حدود 75 درصد وزن بزرگسالي و در شش سالگي نزديک به 90 درصد آن است. با ادامه ميلين دار شدن و کاهش سيناپسي رشته هاي عصبي، کودکان پيش دبستاني در انواع مهارتها نظير هماهنگي جسماني، ادراک، توجه، حافظه، زبان، تفکرمنطقي و تخيل پيشرفت   مي کنند.
همانطور که مي دانيد قشر مخ از دو نيمکره تشکيل شده است. اندازه گيري فعاليت برقي مغز نشان مي دهد که نيمکره ها با سرعت متفاوتي رشد مي کنند. نيمکره چپ در اغلب کودکان، بين 3 تا 6 سالگي جهش رشدي چشمگيري دارد و بعد وضعيت ثابتي به خود مي گيرد. در مقابل، فعاليت در نيمکره راست، در اوايل و اواسط کودکي به کندي افزايش مي يابد و بين 8 تا 10 سالگي، جهش کمي دارد.
بررسيهايي که درباره تحول حافظه کودک به عمل آمده اند نشان مي دهند که در اين سطح بازشناسي در کودک خوب ولي يادآوري از تحول کمتري برخوردار است.
در اين دوره، رشد استخوان ها ادامه مي يابد و حرکات بدني برخلاف دو سال اول با مهارت انجام مي شود.
 رشد دستگاه عصبي- عضلاني کودک، زمينه را براي مهارت هاي بيشتر حرکتي فراهم مي کند.
 در دو سالگي به خوبي مي دود، کم تر زمين مي خورد، از پله ها بالا مي رود، بسيار فعال و سر زنده و بانشاط است.
 درسه سالگي ضمن دويدن، کودک مي تواند موانع موجود بر سر راه خود را دور بزند، اسباب بازي هاي بزرگ را هل بدهد،مدتي سه چرخه سواري کند، چهار زانو بنشيند، با قيچي چيزي را از کاغذ ببرد.
 در چهار سالگي مي تواند مدتي طولاني روي صندلي بنشيند، لي لي بازي کند، لباس خود را بپوشد، بند کفش خود را ببندد.
در پنج سالگي داراي تعادل کلي است حرکاتش از تکامل بيشتري برخوردار است. مي توان گفت در اين سن مانند بزرگسالان عمل مي کند. به اعمالي چون شانه کردن مو و مسواک زدن دندان ها مي پردازد.
در شش سالگي فعاليت و جنب و جوش بيشتري پيدامي کند.
رشد جسمي سريع، کودک رابراي تجربه و يادگيري بيشتر آماده مي کند و بتدريج که بزرگ تر مي شود به شبکه پيچيده تري از تجارب دست مي يابد; از حواس خود هر چه بيشتر استفاده مي کندو با کمک راه رفتن با محيطي گسترده و متنوع روبرو مي شود.
ب) رشد مهارت هاي ادراکي
در نتيجه تحقيقات و بررسي ها، روانشناسان، جهت هاي اصلي تکامل مهارت هاي ادراکي را در دوره دوم کودکي بشرح زير گزارش مي کنند:
 1- دقت و مجزا کردن بيشتر محرک هاي بينايي: با پيشرفت سن مشاهده کودک ودرک محيطي او تغيير                    مي کند. کودک دقت بيشتري در تشخيص شباهت ها و تفاوت هاي محرک هاي فيزيکي نشان مي دهد. توانايي کاربرد کلام نيز اين امکان را بيشتر مي کند. فرضا يک کودک پنج ساله مي تواند وسايل آشپز خانه را نام برده به هر کدام به نحو مناسبي پاسخ دهد در حالي که براي طفل دو ساله چنين کيفيتي وجود نداردو بدين ترتيب با ازدياد سن، توانايي تشخيص شباهت ها و تفاوت هاي محرک ها افزايش مي يابد.

ادامه دارد